- دیباچه 1
- اشاره 9
- 1 - 1) ضرورت آگاهی از علایم ظهور 10
- 2 - 1) جداسازی نشانه های ظهور از شرایط و اسباب ظهور 12
- 2) نشانه های ظهور و اقسام آن 17
- اشاره 17
- 1 - 2) علایم متصل و نشانه های منفصل 18
- مسئله ی یکم: توضیحی درباره ی علایم غیر حتمی 29
- مسئله دوم: علایم حتمی 34
- نکته یکم: نفس زکیه و سید حسنی 36
- مسئله سوم) نکاتی در باره ی برخی از نشانه های مهم 36
- نکته دوّم: یمانی، حق جو یا باطل پیشه 39
- نکته سوّم: اختلاف کدام بنی العباس و بر سر کدام حکومت 41
- نکته چهارم: دابّه الارض و صاحب الأمرعلیه السلام 43
- نکته پنجم: طلوع خورشید از مغرب خود 46
- نکته ششم: دجّال، حقیقت، مجاز یا خیال؟ 48
- احادیث دجّال در کتب قدمای امامیه 53
- نظر مهدی پژوهان معاصر در باره ی دجّال 54
- دو نکته 65
- 1 - دجال و صائد بن الصید 65
- 2 - دجال یا دجال ها 66
- الف - کتب اهل سنّت 72
- معرّفی منابعی دیگر برای مطالعه ی بیشتر درباره ی علایم ظهور 72
- ب - کتب شیعه 72
- فصل دوم: انتظار سبز 74
- ایمان به غیب، اولین شاخص تقوی 74
- تعریف ایمان 77
- بعد حمایتی وجود مبارک امام مهدی علیه السلام 81
- امید؛ کلید موفقیت و شاهراه پیروزی 82
- مهدی، ساحل سبز امید 87
- توضیح 100
- 1 - آراستگی به عدالت و تقوا 100
- ریشه یابی دشواری «انتظار» 100
- 4 - لزوم اصلاح طلبی و ظلم ستیزی 110
- شور دلدادگی در شعر انتظار 124
- دو غزل از مولانا فیض کاشانی 134
- غزلیاتی از فخرالدین عراقی 136
- قصیده ای از حکیم متأله مهدی الهی قمشه ای 139
1- 99. بحار الانوار / ج 6 / صص 297 و 298 و 303 و 304؛ شایان ذکر است که برخی از مفسران معاصر مانند مرحوم شیخ مجتبی قزوینی نیز دجّال را از اشراط الساعه دانسته اند و به بر شمردن او در زمره ی علایم ظهور اعتراض کرده اند. ر.ک. بیان الفرقان / ج 5 / صص 170 - 173.
2- 100. صحیح بخاری / ج 4 / صص 85 و 86؛ عقد الدرر / ص 363.
من صاحب فرزند شده ام و آنگاه پرسید: آیا از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم نشنیده ای که فرمود: «دجال هیچ گاه به مکه و مدینه داخل نخواهد شد»؟ گفتم: بلی. وی پاسخ داد: من که در مدینه به دنیا آمده ام و هم اکنون عازم مکه هستم.(1)
لازم به ذکر است که کنجی شافعی و مقدسی و امام بیهقی نیز تطبیق عنوان دجال بر «صائد بن صید» را رد کرده اند.(2)
2 - دجال یا دجال ها
دجال از نظر لغوی صیغه ی مبالغه از ماده ی «دجل» به معنای دروغ گویی و حیلت بازی و مکرورزی است؛ بر این پایه دجّال یعنی فردی که سجیه و منشش نیرنگ بازی و دغل کاری و گمراه ساختن مردمان است. توجه به نکته ی فوق، این احتمال را در ذهن بر می انگیزد که شاید مقصود از دجّال، دجّال شخصی نبوده، بلکه همه ی سران نیرنگ باز و فریب کار سیه دل و زشت کار جبهه ی باطل مراد احادیث باشد، به ویژه که در برخی روایات از دجال های متعدد، سخن به میان آمده است.(3)
اما این احتمال نادرست است. زیرا اولاً: قرائن بسیاری در احادیث وجود دارد که همگی از دجّالی معین خبر می دهند مانند اوصاف