نشانه های یار و چکامه ی انتظار صفحه 87

صفحه 87

گذشت امید و چون برقی درخشید

الهی کی درخشد برق امید(1)

«امید» زرهی است که هر کس آن را در بر کند، رویین تن می گردد و «یأس» پاشنه ی «آشیلی» است که هرکس گرفتارش شود، سرنگون خواهد شد. جبران خلیل جبران از زبان همه ی انسان ها به خویشتن خود چنین خطاب می کند:

ای من، اگر امید نداشتم، هرگز به آهنگی که روزگار می نوازد، گوش نمی سپردم، بلکه از هم اکنون ادامه ی حیاتم را قطع، و نمایش وجودم را در عرصه ی هستی به رازی پنهانی تبدیل می کردم که گورها آن را بپوشانند... چه تنگ است روزگار آدمی اگر امید گشایش نباشد.(2)

مهدی، ساحل سبز امید

نکته ی حایز اهمیت این است که هر چند «بایستگی امیدواری و اجتناب از یأس و نومیدی» اصلی کلّی، یقینی و کاملاً روشن و قابل پذیرش است، لیکن چیزی اصیل و حقیقی و دست یافتنی باید که بتوان بدان دل بست و امید ورزید. تا متعلَّق امید، امری حقیقی و غیر موهوم نباشد، امیدی ریشه دار و اعتماد آفرین در دل یک فرد یا جامعه جوانه نمی زند و سایه گستر نمی شود. تا دریچه ای به سوی نور

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه