- دیباچه 1
- اشاره 9
- 1 - 1) ضرورت آگاهی از علایم ظهور 10
- 2 - 1) جداسازی نشانه های ظهور از شرایط و اسباب ظهور 12
- 2) نشانه های ظهور و اقسام آن 17
- اشاره 17
- 1 - 2) علایم متصل و نشانه های منفصل 18
- مسئله ی یکم: توضیحی درباره ی علایم غیر حتمی 29
- مسئله دوم: علایم حتمی 34
- نکته یکم: نفس زکیه و سید حسنی 36
- مسئله سوم) نکاتی در باره ی برخی از نشانه های مهم 36
- نکته دوّم: یمانی، حق جو یا باطل پیشه 39
- نکته سوّم: اختلاف کدام بنی العباس و بر سر کدام حکومت 41
- نکته چهارم: دابّه الارض و صاحب الأمرعلیه السلام 43
- نکته پنجم: طلوع خورشید از مغرب خود 46
- نکته ششم: دجّال، حقیقت، مجاز یا خیال؟ 48
- احادیث دجّال در کتب قدمای امامیه 53
- نظر مهدی پژوهان معاصر در باره ی دجّال 54
- 1 - دجال و صائد بن الصید 65
- دو نکته 65
- 2 - دجال یا دجال ها 66
- الف - کتب اهل سنّت 72
- معرّفی منابعی دیگر برای مطالعه ی بیشتر درباره ی علایم ظهور 72
- ب - کتب شیعه 72
- ایمان به غیب، اولین شاخص تقوی 74
- فصل دوم: انتظار سبز 74
- تعریف ایمان 77
- بعد حمایتی وجود مبارک امام مهدی علیه السلام 81
- امید؛ کلید موفقیت و شاهراه پیروزی 82
- مهدی، ساحل سبز امید 87
- ریشه یابی دشواری «انتظار» 100
- توضیح 100
- 1 - آراستگی به عدالت و تقوا 100
- 4 - لزوم اصلاح طلبی و ظلم ستیزی 110
- شور دلدادگی در شعر انتظار 124
- دو غزل از مولانا فیض کاشانی 134
- غزلیاتی از فخرالدین عراقی 136
- قصیده ای از حکیم متأله مهدی الهی قمشه ای 139
1- 141. بگذریم از آرمانشهرستیزی و دستاوردهای ادبیات کلیشه ای و تعصّب آلود لیبرالی به جای مانده از دوران جنگ سرد، مانند واژه ی «ناکجاآبادگرایی» و نیز بگذریم از لیبرال - دموکراتهای ذوق زده و خام اندیشی چون فرانسیس یوکوهاما که با اضمحلال اردوگاه مارکسیسم، نظم دموکراسی لیبرال حاکم بر غرب سرمایه داری را همان نظم و مدنیت آرمانی و نهایی آدمی و بهشت گمشده ی وی خواندند و آن را «فرجام تاریخ» معرفی کردند! به راستی که چقدر آرمان های این کوتوله های آرمان جو، مبتذل گشته است! برای مطالعه بیشتر ر.ک. ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب / آنتونی آربلاستر / ترجمه عباس مخبر/ صص 491 - 496.
حاکمیت های جائرانه و ریشه کن کردن همه ی اقسام استعمار و استثمار و استخدام (با مفهومی که علامه طباطبایی رحمه الله از واژه اخیر اراده کرده اند)(1) و استکبار است.
اینْ یعنی درگیرشدن با تمامی موجودیت و منافع ظالمان و قدرت پرستان و حق ستیزان، اینْ یعنی نبردی تمام عیار با جبهه ی استکبار جهانی و ستیز با قدرت اهریمنی نظام سلطه بین المللی.
همگان می دانیم که در درون مجموعه ی عوامل طبیعی جبهه ی حق، عامل اجرایی ضمانت کننده ی تفوّق کامل و برتری نهایی بر جبهه ی باطلْ وجود ندارد و با خیال پردازی هم نمی توان لشگر پرعِدّه و عُدّه ی باطل را در هم کوبید.
پس با کدام نیرو می توان معادله ی توازن قوای کنونی را - که به نفع جبهه ی باطل است - بر هم زد؟ و نه تنها شاخه های این شجره ی خبیثه را شکست، بلکه ریشه ی آن را از دل جامعه ی بشری بر کند؟ با این وصف چگونه می توان امیدی ریشه دار و توان بخش در دلْ و شوری مجاهدت آفرین بر سر داشت؟
اینجاست که مکتب اسلام - این حلقه ی نهایی وحی آسمانی - که دستورالعمل جامعِ «حیات طیبه» بوده و بر اساس حکمت بالغه ی الهی همه ی لوازم حیات طیبه ی آدمی را پیش بینی و فراهم کرده است، موهبت «امید» - امیدی پربرکت و سازنده، پرحرارت و