- آغاز سخن 1
- پیش گفتار 6
- معانی بیعت 8
- فصل اول: معانی و مراحل بیعت 8
- بیعت قلبی 10
- بیعت زبانی 11
- بیعت عملی 11
- موارد بیعت در اسلام 13
- بیعت پیامبر با اصحاب 13
- فصل دوم: موارد بیعت در صدر اسلام 13
- بیعت با امام علی علیه السلام 18
- بیعت با امام حسین علیه السلام 19
- بیعت با امام حسن علیه السلام 19
- بیعت با سایر امامان علیهم السلام 20
- بیعت با امام زمان علیه السلام 21
- فصل سوم: بیعت در روایات و ادعیه 23
- بیعت با مهدی از نگاه روایات 23
- فصل چهارم: اصحاب و یاران امام زمان علیه السلام 34
- اصحاب امام زمان 34
- وظایف و تکالیف 35
- بیعت نامه یاران مهدی با آن حضرت 37
- فصل پنجم: بیعت نامه یاران مهدی علیه السلام 37
- سند بیعت نامه 38
- متن بیعت نامه 40
- شرح و توضیح مواد بیعت نامه 42
- دزدی نکردن 43
- زنا نکردن 45
- آدم کشی نکردن 48
- هتک حرمت نکردن 50
- فحش و دشنام ندادن 52
- به خانه ای هجوم نبردن 54
- کسی را نزدن 56
- از حیوان ضعیف کار نکشیدن 57
- با طلا آرایش نکردن 58
- لباس خزّ نپوشیدن لباس حریر و ابریشم نپوشیدن 60
- کفش صدادار به پا نکردن 62
- مسجدی را خراب نکردن 64
- راه را بر کسی نبستن 67
- به یتیم، ظلم و ستم نکردن 69
- ناامن نکردن راه ها 71
- با کسی مکر و حیله نکردن 72
- مال یتیم را به ناحقّ نخوردن 73
- فساد و فحشا نکردن 76
- شراب نخوردن 80
- در امانت خیانت نکردن 83
- خلاف عهد نکردن 85
- مواد غذایی را احتکار نکردن 90
- پناهنده را نکشتن 91
- شکست خورده را تعقیب نکردن 92
- خونی را به ناحقّ نریختن 93
- به شخص مجروح حمله نکردن 94
- لباس زبر پوشیدن 95
- خاک را متکای خود قرار دادن 97
- نان جو خوردن 99
- قناعت کردن و به کم راضی بودن 100
- در راه خدا جهاد و کوشش کردن 103
- بوی خوش استعمال کردن 105
- از پلیدی و نجاست دوری کردن 107
- امر به معروف کردن نهی از منکر نمودن 108
- به چیزی که نمی دانند گواهی ندادن 112
- طلا و نقره ذخیره نکردن 114
- امّا آنچه که امام زمان علیه السلام برای یارانش تعهد می کند: 116
- نتیجه و نگاه کلی 117
کفش صدادار به پا نکردن
«و لا یلبسوا النِّعالَ الصّراره»
در عبارت این بند از بیعت نامه می فرماید یاران امام زمان علیه السلام بیعت می کنند که نعلین و کفش «صراره» به پا نکنند، در توضیح این صراره گفته شده:
«هی التی لها صریر؛ ای صوت اذا مشی الانسان فیها، و ینسب الیها ابوالقاسم بکر بن الفضل بن موسی النعالی الصراری روی عن مقدام بن داوود»؛(1)
نوعی نعلین و کفش بوده که هرگاه انسان با آن راه می رفت، صدایی از آن بلند می شد، از مقدام بن داوود نقل شده که این نسبت و نام را ابوالقاسم بکر بن فضل بن موسی نعال صراری داده است.
در یکی از آیات قرآن کریم در این زمینه آمده است:
«... وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛(2)
... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد). و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید.
در زمان قدیم چنان بوده و برخی با آن نعل و کفش که صدا می کرده، راه می رفتند، اکنون نیز نوع دیگری با ویژگی های دیگری و حتی
1- 73. تهذیب الانساب، ابن اثیر جزری، ج 2، ص 228.
2- 74. سوره نور، آیه 31.