- طلیعه 1
- پیشگفتار 1
- رابطه بین جمعه و امام زمان 3
- مقدمه 3
- دلایل لزوم شناخت امام«قدس سره» 3
- ضرورت شناخت امام زمان علیه السلام 4
- امامت عامه و خاصه 4
- شناخت دوّم 4
- شناخت اوّل 4
- دلیل اوّل 4
- دلیل دوّم 5
- مهم ترین مبانی اعتقادی 6
- دلیل سوم 6
- واسطه فیض 8
- توضیح 8
- ادامه دلایل لزوم معرفت امام زمان علیه السلام 8
- شناخت جایگاه امام 9
- شناخت شخص امام زمان علیه السلام 10
- اشاره 12
- شخصیت مادر امام زمان«ع» 12
- داستان سعادت با فرجام 12
- شرح ولادت امام زمان«ع» 15
- حساسیت زمان ولادت 16
- ولادت با سعادت 17
- نکته دوم: رشد معنوی 19
- دوران کودکی امام زمان«ع» 19
- نکته اوّل: مسأله نام امام زمان علیه السلام است 19
- نکته سوم: رشد جسمی امام زمان علیه السلام 20
- نکته چهارم: اقدامات مربوط به دوران کودکی امام زمان علیه السلام 21
- توضیح 22
- آغاز امامت امام زمان«ع» 22
- غیبت امام زمان علیه السلام 23
- شرح غیبت صغرا و کبرای امام زمان«ع» 24
- اشاره 25
- یک سؤال 26
- طرح سؤالی دیگر 27
- توضیح 29
- به یک مثال توجّه کنید 29
- مکان زندگی امام زمان«ع» 29
- محل زندگی 30
- تشکیل زندگی 30
- اشاره 33
- موضوع طول عمر امام زمان«ع» 33
- پیشینه بحث طول عمر امام زمان علیه السلام 34
- انتظار فرج، اعتقاد مشترک پیروان مکاتب 38
- توضیح 38
- 1) انتظار برای یک مصلح و موعود در بین همه امّت ها 39
- وظیفه منتظر در جهت اصلاحات 44
- نحوه ظهور و اقدامات اوّلیه 45
- مشکل دینداری و وظیفه دینداران... 46
- اشاره 47
- نقش علما در عصر غیبت 48
- وظایف شیعیان و نظارت ائمه بر اعمال آنان... 49
- توضیح 49
- توقیع امام زمان علیه السلام 51
- حکایت 51
- برخی از وظایف شیعیان... 52
- توضیح 52
- شکرگزاری از خداوند 52
- دعا برای سلامتی امام زمان علیه السلام 53
- درخواست از خداوند برای شناخت امام عصرعلیه السلام 53
- ندبه و زرای به خاطر غیبت امام عصر 54
- دعا برای تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام 54
- خواندن زیارتنامه امام عصر 55
- دادن هدایا و صدقات به نام امام زمان علیه السلام 55
- احترام به اماکنی که منتسب به امام زمان علیه السلام 56
- ادای احترام به هنگام شنیدن نام امام زمان علیه السلام 56
- عنایت و لطف امام زمان«ع» نسبت به شیعیان 57
- اشاره 57
- نامه ای از امام زمان علیه السلام 58
- نقل واقعه ای از سیّد بن طاووس 58
- حکایت انار 59
- عنایت خاصّ امام زمان«ع» نسبت به شیعیان 60
- توضیح 60
- داستانی از علّامه حلّی 61
- حکایت 61
- امکان ملاقات با امام زمان«ع» 62
- اشاره 63
- نکته قابل توجّه در توقیع امام زمان علیه السلام 63
- نکته اوّل 65
- شرایط کسب لیاقت ملاقات با امام زمان«ع» 65
- نکته دوّم 65
- اشاره 65
- نکته چهارم 66
- نکته سوّم 66
- حکایت 67
- نکته ششم 68
- نکته پنجم 68
- اشاره 69
- ماجرای ملاقات علّامه بحرالعلوم 69
- علائم ظهور، فواید و آثار اعتقاد به آن 69
- فایده دوّم 70
- فایده سوم 70
- فایده اوّل 70
- علائم ظهور 70
- علائم حتمیه و غیر حتمیه 71
- برخی از علائم غیر حتمیه 71
- توضیح 74
- علائم غیر حتمیه 74
- علائم ظهور حادث شده امام زمان«ع» 74
- خراب شدن شهر بغداد 75
- خرابی خانه کعبه 75
- علامت دیگر 76
- قبه های حمراء 76
- فتنه دجّال 77
- اشاره 77
- معنی لغوی دجّال 78
- علائم حتمیه در آستانه ظهور امام زمان«ع» 79
- دجّال در کتب آسمانی 79
- خسوف و کسوف 79
- توضیح 79
- خروج موافقان و مخالفان 80
- خروج سفیانی 80
- خروج یمانی و خراسانی 80
- فرو رفتن سپاه سفیانی در بیداء 81
- صیحه آسمانی 81
- طرح یک سؤال 84
- اشاره 84
- علائم هنگام ظهور امام زمان«ع» 84
- نکته اوّل 85
- نکته دوّم 86
- اعلام اذن ظهور 86
- مکان ظهور 86
- اشاره 87
- اوصاف یاران امام زمان«ع» 87
- نکته دیگر 88
- یاران خاص 88
- بیان یک نکته 88
- بیان ویژگی های یاران امام 89
- نقش زنان در جمع یاران امام زمان«ع» 91
- تعداد زنان در یاران اوّلیه 91
- توضیح 91
- بانوان نمونه هنگام ظهور 92
- وضعیّت ظاهری 94
- نشانه های شخصی امام زمان«ع» به هنگام ظهور 94
- اشاره 94
- پیراهن مخصوص 95
- پرچم و انگشتری مخصوص 95
- ویژگی های لشکریان امام زمان علیه السلام 96
- مسخّر بودن طبیعت 96
- توضیح 96
- عبادت و پرهیزگاری 97
- میزان تأثیر یاران در موفقیّت رهبران 97
- قدرت روحی و جسمی 97
- شهادت طلبی 98
- ولایت پذیری 98
- بستن میثاق 98
- چگونگی غلبه امام زمان«ع» بر دشمنان 99
- مواد پیمان نامه یاران و لشکریان امام علیه السلام 99
- توضیح 99
- نمونه ای از روایات 100
- ذکر نمونه ایی از آیات قرآن کریم 100
- اشاره 101
- سؤال مهم 101
- احتمال چهارم 102
- احتمال دوّم 102
- احتمال سوم 102
- احتمال اوّل 102
- آغاز جهاد و تشکیل حکومت... 103
- آغاز جهاد و تشکیل حکومت... 104
- زمان ظهور 104
- مکان حکومت 105
- مدّت حکومت 106
- اشاره 107
- بازگشت مردم به اسلام واقعی 107
- وضعیت فکری و اعتقادی مردم... 107
- وضعیت اعتقادی 108
- تکامل عقلی جامعه بشری 109
- دست خدا 109
- توضیح 110
- حاکمیت عدل در حکومت امام زمان«ع» 110
- موانع اجرای عدالت در جامعه 111
- شرح عدالت از زبان روایات 111
- ارتقاء فرهنگ و آداب اجتماعی در عصر حکومت امام زمان علیه السلام 113
- اشاره 113
- رعایت کامل اصول اجتماعی 113
- روابط حسنه میان انسان ها 114
- اصلاح امور مالیاتی 115
- توضیح 116
- امنیت عمومی در عصر حکومت امام زمان«ع» 116
- آیات قرآن درباره امنیت در عصر حکومت امام زمان علیه السلام 116
- روایات امنیت در عصر حکومت امام عصرعلیه السلام 117
- وضعیت اقتصادی جامعه در عصر حکومت امام زمان علیه السلام 118
- اشاره 118
- فراوانی نعمت 120
- توضیح 121
- پیشرفت اطلاعات و تکنیک در عصر حکومت امام زمان علیه السلام 121
- روایت امام صادق علیه السلام 123
- اشراف کامل امام زمان علیه السلام به امور عالم 123
- تسلط امام زمان علیه السلام بر آسمان ها 124
- اشاره 125
- پیشرفت علمی و صنعتی در عصر ظهور امام زمان علیه السلام 125
- تسلط امام زمان علیه السلام بر دریاها 125
- وضعیت روابط مردم با همدیگر در عصر حکومت امام زمان علیه السلام 126
- شهادت، میراث اهل بیت علیهم السلام 130
- سرانجام حکومت امام زمان«ع» 130
- سرانجام حکومت امام زمان«ع» 130
- مراسم تجهیز امام عصرعلیه السلام پس از شهادت 131
- دلایل اثبات رجعت و تعریف آن 132
- توضیح مطلب 132
- اشاره 133
- تعریف رجعت 133
- دلایل قرآنی اثبات رجعت 134
- حکایت 135
- داستان مؤمن الطاق 136
- بررسی موضوع رجعت در عصر امام زمان«ع» 136
- موضوع رجعت در دعای عهد 137
- توضیح 137
- رجعت بعضی از زنان در عصر ظهور 138
- رجعت بعضی از مردان در عصر ظهور 139
- بررسی رجعت و استمرار حکومت بعد از امام زمان علیه السلام 140
- اشاره 140
- آخرین نکته مورد بحث 142
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمکران 144
- پی نوشت ها 146
از من می پرسی چگونه با این که نویسنده نامه را ندیده ام به او علاقمند شدم؟ تو مثل این که توانایی لازم را نسبت به معرفت و شناخت فرزندان پیغمبر نداری؟
گفتم: پس تو دختر یشوعا، نوه پادشاه روم در میان بردگان چه می کنی؟
او سرگذشتش را برای من تعریف کرد، گفت: من از کودکی شدیداً مورد توجه و عنایت جدّم بودم، او علاقمند بود که مرا به عقد برادر زاده خودش دربیاورد، در حالی که من هیچ علاقه ای به آن شخص نداشتم. امّا جدّم درحالی که من 13 ساله بودم، تصمیم ازدواج من با برادر زاده خودش را گرفت و برای این منظور دستور داد تختی را مرصع از جواهرات که بر چهل پایه بود استوار کردند، علامت های صلیب را بر روی آن نصب نمودند. سپس انجیل های مختلف را باز کرده و سیصد نفر از رهبانان و قسیسین نصاری در جلسه حضور پیدا کردند و بیش از چهار هزار نفر از شخصیت های کشوری و لشگری در این جلسه حاضر شدند تا مرا به عقد برادرزاده جدّم دربیاورند. ولی در این حال که آن جوان را در بالای آن تخت نشاندند و اسقف ها و کشیش ها آماده بودند که مراسم عقد را اجرا کنند، ناگهان تخت در هم شکست، صلیب ها فرو ریخت و آن جوان روی زمین به حالت بیهوش
افتاد. رهبانان از این ماجرا برداشت بدی کردند و آن را به فال بد گرفتند و بزرگ اسقف ها به جدّم گفت این ازدواج مبارک و میمون نیست، حاضر به انجام آن مباش که این نشانه زوال دین حضرت مسیح علیه السلام و پادشاهی توست. امّا جدّم شدیداً علاقمند بود که این کار صورت بگیرد لذا، در عین نگرانی و اوج ناراحتی مجدداً دستور برپایی تخت و صلیب و صحنه سازی را داد که باز همان حالت تکرار شد و تخت شکست و صلیب ها فرو ریخت و جوان از بالای تخت بر زمین افتاد و غش کرد و جدّم که شدیداً سرخورده و ناراحت و غمگین شده بود به خانه برگشت.
من نیز به خانه برگشتم امّا از این که این مجلس عقد پا نگرفت، خوشحال بودم. آن شب در عالم رؤیا دیدم حضرت مسیح علیه السلام و یشوعا و شمعون و گروهی از حواریّون وارد کاخ جدّم شدند و در گوشه کاخ و در جای تخت و مکان سبزی که نور از آن می درخشید قرار گرفته و منتظر مانده اند، ناگاه دیدم که چهره نورانی شخصی ظاهر شد که بعد فهمیدم او محمدبن عبداللَّه صلی الله علیه وآله است که در کنارش، وصی و دامادش علی بن ابی طالب علیه السلام است. آن گاه حضرت رسول صلی الله علیه وآله رو کرد به حضرت مسیح علیه السلام و فرمود: یا روح اللَّه! من آمدم دختر حواری تو را برای فرزندم خواستگاری کنم. آن گاه نگاهی به حسن بن هادی علیهما السلام کرد. حضرت عیسی علیه السلام رو کرد به شمعون و یشوعا و فرمود: لطف الهی شامل حال شما شده است و عنایت و برکات پروردگار به شما رو
آورده است. آن ها نیز موافقت کردند و در نتیجه مرا به عقد فرزند پیغمبر در آوردند.
از خواب بیدار شدم. بسیار خوشحال شدم و از طرفی شگفت زده بودم. مدّتی گذشت و از بیم جان، خواب را به احدی نگفتم. قلبم مملو از محبّت و علاقه نسبت به امام حسن علیه السلام شده بود. از خوردن و آشامیدن بازماندم و لاغر و رنجور شدم و جدم بعد از مداوای فراوان از بهبودی ام ناامید شد، از من خواست که هر خواسته ای دارم بگویم. گفتم اگر اسیران مسلمین را آزاد کنی شاید عیسی مسیح علیه السلام و مادرش مرا شفا دهند. جدّم تقاضای مرا پذیرفت و من مقداری احساس رضایت کردم و غذا خوردم.
بعد از چهارده روز حضرت مریم عذراعلیها السلام به خواب من آمد که دیدم در کنار او بانوی مجلّله ای قرار گرفته است که فهمیدم حضرت زهراعلیها السلام است. حضرت مریم علیها السلام رو به من کرد و فرمود: این بانوی جهان و مادر شوهر توست. من دامن حضرت زهراعلیها السلام را چسبیدم، عجز و ناله کردم و گفتم: ای دختر رسول خدا! آن آقایی که پدرت مرا به عقد او درآورده است، او را به من بنمایان. او در جواب فرمود: چون تو هنوز به دین پدرم و اسلام درنیامده ای، او به سراغ شما نخواهد آمد. من هم در آنجا به دست حضرت زهراعلیها السلام در عالم خواب اسلام اختیار کردم و حضرت فاطمه علیها السلام مرا در آغوش گرفت و حالم بهبود یافت. از آن پس دائماً در عالم خواب حسن بن امام هادی علیه السلام را ملاقات می کردم و از او کمک می خواستم.
بُشربن سلیمان گفت: به او گفتم
که خوب چطور شد که شما به عنوان اسیر در اختیار سربازان اسلام قرار گرفتید؟ گفت: یک شب که امام عسکری علیه السلام به خواب من آمد به من فرمود: گروهی از سربازان جدّ تو در حمله به مسلمانان به اسارت خواهند افتاد و تو اسیر خواهی شد. من دستور او را اطاعت کردم و با لباس خدمتگزاران و کنیزان در جمع سربازانی که به مسلمانان حمله کردند قرار گرفتم، در نتیجه به اسارت مسلمانان درآمدم و به همان حالتی که مشاهده کردی، من سهم پیرمردی از مسلمانان شدم که او از من اسم مرا پرسید و من در جواب گفتم، اسمم نرجس است.