ذکر نور در حضور مشتاقان ظهور صفحه 64

صفحه 64

بعضی از این توقیع عدم امکان مشاهده و ملاقات با امام زمان علیه السلام را استفاده می کنند، امّا بزرگان ما در ارتباط با توضیح این حدیث و شرح این توقیع مانند علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار(88) فرمودند: شاید منظور امام زمان این باشد که هر کسی ادعا کند من امام زمان را مشاهده کردم و به عنوان نایب او، او را دیده ام این فرد دروغ گو است. پس آن حضرت نخواستند مطلق رؤیت شان را نفی کنند. البته از نظر ادبی هم در اینجا مطالبی را نقل می کنند، مثلاً کلمه «المشاهده» در

اولش الف و لام است یعنی این طور مشاهده که تو (علی بن محمد سمری) با من داری این طور مشاهده را اگر کسی به عنوان نایب خاص ادعا کند دروغگو است، امّا نه رؤیت واصل ملاقات را. این را امام زمان علیه السلام نفی نکردند، این اولین نکته.

امّا نکته دیگر این که در طول تاریخ غیبت کبرای امام زمان علیه السلام، شخصیت های برجسته ای بودند که ادعای ملاقات با امام زمان را داشتند که هیچ نمی توان به حرف آن ها، خدشه ای وارد کرد، شخصیت هایی؛ مانند مقدّس اردبیلی، علامه بحرالعلوم، علاّمه حلّی، سید ابوالحسن اصفهانی، وبسیاری دیگر از علما و مجتهدین و مراجع بنامی که مجسمه تقوا و پرهیزگاری و زهد و دینداری بودند که در عمر خودشان هیچ دروغ نگفتند و هیچ خلاف انجام ندادند و در حد اختیار و توان خودشان در حال عمد مرتکب معاصی کبیره نشدند و انسان های بسیار شایسته ای بودند، این ها ادعای رؤیت و ملاقات با امام زمان را کردند، آیا می شود این ادعاها را زیر سؤال برد؟ مطمئنّاً این ها ادعاهای صادقی است و می تواند سند صحت رؤیت امام زمان در عصر غیبت کبری باشد.

برای اثبات این نظر به عنوان نمونه به یکی از ماجراهای ملاقات امام زمان توسط یکی از این شخصیت های برجسته عالم اسلام، یعنی علاّمه حلّی می پردازم که در قسمت های بعدی شرایط آن خدمت شما مطرح خواهد شد.

علاّمه حلّی - اعلی اللَّه مقامه الشریف - که از بزرگ ترین و نامورترین علمای شیعه است و هر چه دارد از امام زمان دارد، عادتش این بود که همیشه جمعه ها به زیارت مرقد مطهر سیّدالشهداعلیه السلام می رفت و از حلّه تا کربلا که فاصله زیادی بود، ولی

به حکم علاقه و ارادتی که به ساحت مقدّس امام حسین علیه السلام داشت و یا شاید به این خاطر که معروف ومجرب بوده که امام زمان در شب جمعه به زیارت جدّ غریبش، ابا عبداللَّه الحسین علیه السلام می آید، علاّمه حلّی به این کار مداومت می کرد. در یکی از این سفرها، که روز پنج شنبه ای حرکت کرده بود و به سمت کربلا می آمد، در مسیر سفر زیارتی، مرد عربی با لباس عربی با او همسفر شد. در خلال راه با هم به بحث و گفت و گوی علمی، مشغول شدند. علاّمه حلّی، مشاهده کرد که این مرد عرب، عالم بسیار متبحری است و در تمام زمینه ها که وارد بحث می شود، به وضع بسیار نیکو و عالمانه ای بحث را به پایان می برد، الا در یک نکته که نظر فتوایی او با فتوای علاّمه حلّی مغایرت دارد، علاّمه حلّی گفت این نظر که شما دادید هیچ دلیلی برای اثبات آن ندارید و طبق قاعده فقهی این نظر درست نیست، چون با قاعده مخالفت دارد و ما هم اصلی برای اثباتش نداریم، بنابراین نظر شما قابل قبول نیست. مرد عرب فرمود: چرا، اتفاقاً دلیل محکمی هم داریم. علاّمه حلّی گفت: من در این رابطه هیچ دلیلی در هیچ یک از کتاب ها نیافتم. فرمود: چرا، در کتاب «تهذیب» مرحوم شیخ طوسی در فلان قسمت، این حدیث آمده است که می تواند دلیل روشن بر این نظر من باشد. علاّمه حلّی گفت: من اتفاقاً «تهذیب» را بررسی کردم و چنین حدیثی در آن ندیدم. مرد عرب فرمود: این بار به کتاب «تهذیب» خودت مجدداً مراجعه کن، در فلان قسمت فلان صفحه این

حدیث هست.

اینجا مرحوم علاّمه حلّی برایش خیلی عجیب به نظر رسید، گفت: عجب، حرف دقیقی می زند، با خودش گفت که این مرد چه کسی می تواند باشد و این مرد، انسان طبیعی و عادی به نظر نمی رسد، در همین حال تازیانه از دست علاّمه حلّی که برای راندن مرکب در دستش بود از دستش افتاد. آن مرد عرب، کمر خم کرد که تازیانه را به دست علاّمه حلّی بدهد، علاّمه حلّی از ایشان سؤال می کند که آقا! من سؤالی دارم، آیا می شود کسی در عصر غیبت، حضرت صاحب الامرعلیه السلام را هم زیارت کند، آقا فرمود: بله، چگونه ممکن نیست در حالی که اکنون دستش در دست توست. مرحوم علاّمه حلّی وقتی این جمله را شنید از بالای مرکب خود را به زمین انداخت و به دست و پای آقا افتاد و از حال رفت و وقتی به هوش آمد دید که آن آقا نیست. بنابراین، چنانچه انسان شرایط را در خود ایجاد کند، می تواند محبوب خود و حجت خدا، یوسف زهراعلیها السلام را ببیند و بشناسد و مشکلات خود را به کمک او حل کند و از او کمک بگیرد. این امر محالی نیست و مورد اعتقاد ماست. همان طوری که پدر نسبت به فرزندان خود انس و الفت و محبّت دارد، امام زمان هم که سِمَت او سِمَت پدری برای این امّت اسلامی است، ممکن نیست از این امّت، دور باشد و از دوستان و فرزندان معنوی خود دور باشد، و به آن ها توجه نکند. لکن دیدن آقا شرایط و لوازمی دارد و شایستگی هایی می خواهد که از خدا مسألت می کنیم، آن شایستگی ها را به

ما مرحمت فرماید که ما هم بتوانیم چهره نورانی او را ببینیم.

اَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ، وَالْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ، وَاکْحُلْ ناظِرِی بِنَظْرَهٍ مِنِّی إِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ.(89)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه