- کاشکی می آمدی 1
- اشاره 5
- درک انتظار 8
- اشاره 11
- معنای لغوی 12
- بررسی دیدگاه ها 13
- انتظار اصیل 17
- اشاره 19
- الف. توجه به معنا و حقیقت انتظار 20
- ب. بررسی اوراق زرین تاریخ 22
- ج. بررسی مواضع دشمنان 25
- اشاره 28
- الف. توانمندی های فکری 29
- اشاره 31
- ب. توانمندی های روحی 31
- 1. درک قدر 32
- 2. رفعت ذکر 33
- 4. اطاعت و تقوا 34
- 3. دیدن تمام راه 34
- 5. پیوند با خدا 35
- اشاره 36
- 6. تمرین و ممارست 36
- ج. برنامه ریزی 36
- 2. ارزش مندی هدف 37
- 3. تجزیه هدف 37
- 4. ابتناء بر فقه و آگاهی 37
- اشاره 38
- د. توانمندی در عمل 38
- 2. میزان 39
- 1. کتاب 39
- 3. آسیب های عمل 41
- اشاره 43
- یکم. بحران ها 45
- دوم. ساختار وجودی انسان و جهان متحوّل 46
- سوم. ناتوانی مدعیان اصلاح 50
- چهارم. ملاقات ها و راهنمایی ها 52
- پنجم. بشارت ها 57
- اشاره 60
- یکم. اقبال 62
- اشاره 62
- مفهوم اقبال 63
- دوم. میثاق 68
- سوم. پناه 70
- چهارم. توسل 71
- اشاره 79
- یکم. صبر 80
- دوم. ذکر 83
- سوم. اصلاح 84
- چهارم. امید 86
- پنجم. همراهی 87
- ششم. بصیرت 89
- نمونه 1 91
- نمونه 2 94
- نمونه 3 95
- اشاره 98
- 1. پیروزی حتمی سپیدی بر سیاهی 100
- 2. نقش دعا در تعجیل فرج 101
والا، آنان را، به اندازه ای از عقل و شناخت برخوردار کرده است که غیبت برای آنان، مانند شهود است.
فرزند انتظار، به چنان توجّهی راه یافته است که با آمادگی و فراهم آوردن زمینه ها، اجازه ورود به هیچ گونه شبهه ای را نمی دهد و روح و قلب خود را از هرگونه گزندی حفظ می کند. امام صادق علیه السلام می فرمایند:
طوبی لمَنْ تَمَسَّک بأمرنا فی غیبه قائمنا فلم یزغ قلبه بالهدایه؛(1)
خوشا به حال کسی که در زمان غیبت قائم ما، به فرمان ما تمسک جوید که در نتیجه، قلبِ هدایت شده اش، هرگز به طرف باطل متمایل نشود.
شیعه منتظر، از چنان بصیرت و آگاهی برخوردار می شود که شگفت ترین مردم در ایمان و بزرگ ترین آنان در یقین، لقب می گیرد.(2)
اکنون مناسب است در این مرحله از بحث سه نمونه از شبهات را بررسی کنیم.
نمونه 1
یکی از شبهاتی که در مجالس و محافل و مجلاّت مختلف طرح شده،
1- بحارالأنوار، ج 52، ص 122.
2- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای علی، بدان که شگفت ترین مردم در ایمان و بزرگ ترین آنان در یقین، گروهی هستند در آخر الزمان که پیامبر را ندیده اند و از امام خود دور هستند» (من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 366؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 65).