- مقدمه ناشر 1
- و امّا دلیل نقل 2
- وظایف بندگان نسبت به آن حضرت 2
- وظایف بندگان نسبت به آن حضرت 2
- امّا دلیل عقل 2
- اوّل: تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب 2
- اوّل: تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب 2
- توجه 5
- دوم: رعایت ادب نسبت به یاد او 12
- دوم: رعایت ادب نسبت به یاد او 12
- گونه اول 13
- گونه دوم 13
- گونه چهارم 14
- گونه سوم 14
- گونه پنجم 15
- گونه ششم 15
- گونه هفتم 33
- سوم: از وظایف بندگان نسبت به آن حضرت علیه السلام 56
- اشاره 56
- اوّل - عقل 56
- سوم: از وظایف بندگان نسبت به آن حضرت علیه السلام 56
- دوم - نقل 57
- پنجم: انتظار فرج و ظهور آن حضرت علیه السلام 62
- چهارم: محبوب نمودن او در میان مردم 62
- پنجم: انتظار فرج و ظهور آن حضرت علیه السلام 62
- مبحث یکم - فضیلت انتظار و ثواب منتظِر و انتظار پیغمبران و امامان نسبت به این امر 63
- مبحث دوم - در وجوب انتظار حضرت قائم علیه السلام بر همه افراد 78
- مبحث سوم - معنی انتظاری که در این اخبار به آن امر گردیده است 82
- مبحث چهارم - آیا در انتظار قصد قربت شرط است یا نه؟ 83
- مبحث پنجم - در بیان حکم ضدّ انتظار یعنی نا امیدی 88
- ششم: اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار 98
- هفتم: ذکر مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام 102
- هشتم: اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت علیه السلام 104
- نهم: حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام 108
- دهم: تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام 112
- یازدهم و دوازدهم: سرودن و خواندن شعر در فضایل 114
- سیزدهم: قیام، هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت علیه السلام 115
- چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم: گریستن و گریانیدن و خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت علیه السلام 117
- هفدهم: درخواست معرفت امام عصرعلیه السلام از خداوند - عزّوجلّ - 131
- هجدهم: تداوم درخواست معرفت آن حضرت علیه السلام 135
- نوزدهم: مداومت به خواندن دعای غریق 137
- بیستم: دعا در زمان غیبت آن حضرت علیه السلام 138
- بیست و یکم: شناختن علامت های ظهور آن حضرت علیه السلام 139
- بیست و یکم: شناختن علامت های ظهور آن حضرت علیه السلام 139
- دلیل عقل 139
- دلیل نقل 140
- تصدیق بعضی نشانه ها 151
- بیست و دوم: تسلیم بودن و عجله نکردن 152
- بیست و دوم: تسلیم بودن و عجله نکردن 152
- بخش اوّل: در بیان قسمتی از روایات رسیده از امامان 152
- گونه اول 163
- بخش دوم: در بیان گونه های عجله مذموم و آنچه از مفاسد بر آن مترتب می شود و اینکه سبب کفر و الحاد است 163
- بخش دوم: در بیان گونه های عجله مذموم و آنچه از مفاسد بر آن مترتب می شود و اینکه سبب کفر و الحاد است 163
- گونه دوم 164
- گونه سوم 164
- گونه چهارم 165
- گونه پنجم 165
- گونه ششم 166
- گونه هفتم 167
- گونه هشتم 167
- گونه نهم 168
- گونه یازدهم 170
- گونه دهم 170
- گونه دوازدهم 171
- گونه سیزدهم 171
- گونه چهاردهم 172
- بیست و سوم: صدقه دادن به نیابت از آن حضرت علیه السلام 176
- بیست و سوم: صدقه دادن به نیابت از آن حضرت علیه السلام 176
- توجه و راهنمایی 179
- یکم 179
- دوم 180
- بیست و چهارم: صدقه دادن به قصد سلامتی 188
- بیست و پنجم و بیست و ششم: حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند 189
- بیست و هفتم و بیست و هشتم: طواف بیت اللَّه الحرام به نیابت از امام علیه السلام و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید 195
- بیست و نهم: زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام به نیابت از مولایمان صاحب الزمان - عجل اللَّه فرجه الشریف - 197
- سی و یکم: سعی در خدمت کردن به آن حضرت علیه السلام 200
- سی ام: استحباب اعزام نایب 200
- سی و یکم: سعی در خدمت کردن به آن حضرت علیه السلام 200
- یکی 202
- دوم 202
- سوم 203
- پنجم 204
- چهارم 204
- ششم 205
- هفتم 205
- هشتم 206
- چند نکته 207
- چند نکته 207
- اول 207
- دوم 209
- سوم 210
- سی و دوم: اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب علیه السلام 211
- سی و دوم: اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب علیه السلام 211
- مطلب دوم 212
- مطلب اول 212
- مطلب سوم 213
- توجّه 214
- سی وسوم: تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او - عجل اللَّه فرجه - 215
- سی و چهارم: تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام )بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه( 219
- سی و چهارم: تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام (بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه( 219
- مبحث اوّل: معنی بیعت در لغت و شرع 220
- مبحث دوم: در حکم بیعت 225
- تجدید بیعت در هر روز 226
- دعای عهد 228
- تجدید بیعت در هر جمعه 232
- حکم بیعت به معنی دوم 233
- روشنگری دیگری راجع به بیعت 249
- روشنگری دیگری راجع به بیعت 249
- اول 251
- چهارم 252
- سوم 252
- دوم 252
- پنجم 252
- هفتم 253
- ششم 253
- نهم 254
- هشتم 254
- دهم 255
- سی و پنجم: صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال 256
- سی و پنجم: صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال 256
- توضیح 262
- دو نکته 263
- دو نکته 263
- نکته اول 264
- نکته دوم 265
- سی و ششم: صله شیعیان و دوستان صالح امامان علیهم السلام 266
- سی و هفتم: خوشحال کردن مؤمنین 267
- سی و هشتم: خیرخواهی برای آن حضرت علیه السلام 268
- سی و هشتم: خیرخواهی برای آن حضرت علیه السلام 268
- توضیح و بیان 272
- یادآوری 272
- وجه اول 274
- وجه دوم 275
- وجه چهارم 276
- وجه سوم 276
- تتمّه مطلب و تذکر 277
- سی و نهم: زیارت کردن آن حضرت علیه السلام 278
- چهلم: دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان 278
- چهل و یکم: درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام 278
- چهل و دوم: هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب علیه السلام 282
- چهل و سوم: هدیه نماز مخصوص 283
- چهل و سوم: هدیه نماز مخصوص 283
- هدیه به امام حسن علیه السلام 285
- هدیه به فاطمه زهراعلیها السلام 285
- هدیه به امام حسین علیه السلام 285
- نماز هدیه به امیر المؤمنین علی علیه السلام 285
- هدیه به امام محمد بن علی (باقر)علیه السلام 286
- هدیه به امام علی بن الحسین (زین العابدین)علیه السلام 286
- هدیه به امام جعفر بن محمد (صادق)علیه السلام 286
- هدیه به امام موسی بن جعفر (کاظم)علیه السلام 286
- هدیه به امام محمد بن علی (جواد) و امام علی بن محمد (هادی) و امام حسن بن علی (عسکری)- علیهم السلام - 287
- هدیه به امام علی بن موسی (رضا)علیه السلام 287
- چهل و چهارم: نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معین 290
- چهل و پنجم: اهداء قرائت قرآن به آن حضرت علیه السلام 291
- چهل و ششم: توسل و طلب شفاعت از خداوند 293
- چهل و هفتم: دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت علیه السلام 295
- چهل و هشتم: دعوت کردن مردم به آن حضرت علیه السلام 299
- چهل و هشتم: دعوت کردن مردم به آن حضرت علیه السلام 299
- اول 308
- دوم 309
- سوم 310
- چهل و نهم: رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آن ها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار علیه السلام 314
- پنجاهم: خشوع دل هنگام یاد آن حضرت علیه السلام 314
- پنجاه و یکم: عالم باید علمش را آشکار سازد 315
- پنجاه و دوم: تقیّه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار 316
- پنجاه و دوم: تقیّه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار 316
- دسته اول 318
- دسته پنجم 319
- دسته دوم 319
- دسته سوم 319
- دسته چهارم 319
- دسته ششم 320
- دسته هفتم 322
- دسته هشتم 324
- پنجاه و سوم: صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها 325
- پنجاه و چهارم: درخواست صبر از خدای تعالی 339
- پنجاه و پنجم: سفارش یکدیگر به صبر 342
- پنجاه و ششم: پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام 345
- پنجاه و هفتم: تظاهر با ستمگران و اهل باطل 350
- پنجاه و هشتم: ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن 351
- پنجاه و نهم: تهذیب نفس 356
- شصتم: اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت علیه السلام 357
- شصت و یکم: متّفق شدن بر توبه واقعی 358
- شصت و دوم و شصت و سوم: پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن 359
- شصت و دوم و شصت و سوم: پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن 359
- تذکر و راهنمایی 361
- شصت و چهارم: دعا به درگاه الهی برای جلوگیری 366
- شصت و پنجم: این که بدنت نسبت به آن جناب عجل اللَّه فرجه خاشع باشد 367
- شصت و ششم: مقدّم داشتن خواسته 370
- شصت و هفتم: احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت علیه السلام 371
- شصت و هشتم: بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته اند 372
- شصت و هشتم: بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته اند 372
- مبحث اوّل: ماییم شعائر و اصحاب 373
- مبحث اوّل: ماییم شعائر و اصحاب 373
- وجه اول 373
- وجه دوم 377
- توجه و تحقیق در معنی فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام «ماییم شعائر و اصحاب»: بدان که در این حدیث چند وجه محتمل است: یکی: این که اشاره باشد به آنچه در دعای شب نیمه شعبان وارد شده که امامان علیهم السلام اصحاب حشر ونشر می باشند. و از امیرمؤمنان علیه السلام در حدیثی که از بصائر حکایت شده، آمده است: أنا الحاشِرُ إلی اللَّه؛ من حشر دهنده به سوی خداوند هستم. 378
- مبحث دوم: در بیان چگونگی تعظیم آن مواقف و مشاهد 395
- مبحث دوم: در بیان چگونگی تعظیم آن مواقف و مشاهد 395
- گونه اول 396
- گونه دوم 396
- توجه 399
- دنباله ای از بحث 400
- شصت و نهم و هفتادم: وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقت گذاران 402
- شصت و نهم و هفتادم: وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقت گذاران 402
- مطلب اول 408
- توضیح 408
- تتمّه و توضیح 423
- گونه اول 429
- گونه دوم 430
- توجه 437
- دنباله ای از بحث در تأیید مطلب 447
- توجه و تتمّه مطلب 447
- هفتاد و یکم: تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری 448
- هفتاد و یکم: تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری 448
- مطلب اول 450
- توجه 451
- تتمّه ای پر سود 464
- دو نکته 466
- هفتاد و دوم: درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان 468
- هفتاد و دوم: درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان 468
- تذکر 471
- تتمّه ای پر سود 471
- هفتاد و سوم: اقتدا و تأسّی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت علیه السلام 489
- هفتاد و سوم: اقتدا و تأسّی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت علیه السلام 489
- توضیح 489
- هفتاد و چهارم: حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن 502
- هفتاد و چهارم: حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن 502
- توضیح 504
- اول 507
- دوم 509
- سوم 509
- چهارم 510
- پنجم 511
- توجّه و توجیه 517
- مبحث اول 517
- مبحث سوم 518
- مبحث دوم 518
- مسأله دیگر 533
- هفتاد و پنجم: نماز آن حضرت - عجل اللَّه فرجه - 534
- هفتاد و پنجم: نماز آن حضرت - عجل اللَّه فرجه - 534
- توجه و تتمّه ای پرسود 541
- هفتاد و ششم: گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم 542
- هفتاد و هفتم: زیارت قبر مولایمان امام حسین علیه السلام 544
- هفتاد و هشتم: بسیار لعنت کردن بر بنی امیّه در آشکار و پنهان 548
- هفتاد و هشتم: بسیار لعنت کردن بر بنی امیّه در آشکار و پنهان 548
- توجه 551
- هفتاد و نهم: اهتمام در ادای حقوق برادران دینی 553
- هشتادم: مهیّا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب 561
- هشتادم: مهیّا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب 561
- مطلب اول 561
- مطلب دوم 563
- دو نکته 565
- توضیح 565
- توجه 569
- توضیح 569
- فهرست منشورات مسجد مقدّس جمکران 570
خاموشی را می آموختند و شما گفتن می آموزید، هر کدام از آن ها چنانچه می خواست تعبّد کند ده سال پیش از آن خاموشی را می آموخت، پس اگر به خوبی از عهده بر می آمد و بر آن صبر می کرد تعبُّد می نمود، وگرنه می گفت: من نسبت به آنچه می خواهم شایستگی ندارم … ».(1)
و اخباری که از امامان معصوم علیهم السلام و کلمات حکمای نیکوکار در این زمینه روایت گردیده بسیار است. جامع ترین آن ها روایتی است که شیخ کلینی رحمه الله در اصول کافی به سند خود از امام صادق علیه السلام آورده که فرمود: «لقمان به پسرش گفت: پسر جان چنانچه پنداری سخن گفتن از نقره است به راستی که سکوت از طلا است».(2)
می گویم: این حدیث دلالت دارد بر این که سکوت به خودی خود از سخن گفتن به خودی خود بهتر است، یعنی چنانچه طبیعت سکوت را با صرف نظر از جهاتی که بر آن عارض می شود در نظر آوریم، و طبیعت سخن گفتن را با قطع نظر از جهاتی که بر آن عارض می گردد فرض بگیریم؛ سکوت بهتر و نیکوتر است، و جهتش نزد اهلش ظاهر است، زیرا که راحتی بدن و دل در آن است، و حفظ کردن عمر از مصرف شدن در آنچه ربطی به او ندارد می باشد، فواید دیگری نیز دارد که برای کسی که تدبّر کند روشن می شود و بنابراین قضیه ای طبیعی است، و بین این معنی و بین آنچه دلالت دارد بر رُجحان سخن گفتن در موارد خاص، و وجوب آن در موارد دیگر، تعارضی
1- 705. تحف العقول، 228.
2- 706. اصول کافی، 2 / 114.