سلوک منتظران صفحه 13

صفحه 13

انتظار لحظه به لحظه

فصل هفتم

انتظار لحظه به لحظه

بداءپذیر بودن وقت ظهور و علائم آن

یکی از مباحثی که تأثیر زیادی در عمق معنای انتظار فرج امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) دارد، توجّه به این واقعیت است که امر فرج ممکن است در هر روز یا شب بلکه در هر ساعت یا لحظه ای تحقّق پیدا کند و در هیچ زمانی نمی توان نسبت به آن ناامید بود. پس انتظار فرج باید لحظه به لحظه باشد. و اگر این حقیقت را کسی با عمق وجودش باور کند، تأثیر زیادی در شدّت انتظارش خواهد گذاشت. اساس و پای? این اعتقاد، توجّه به بداءپذیر بودن وقت ظهور امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است.

وقت قطعی برای ظهور تعیین نشده است

اصل ظهور امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) امری است قطعی و وعده ای است الهی که قطعاً و یقیناً انجام می پذیرد و هیچ گونه تغییری در آن واقع نخواهد شد. امّا وقت این امر مبارک بنا بر روایات متعدّدی که از امامان معصوم (علیهم السلام) به ما رسیده، ممکن است مقدّم یا مؤخّر گردد، جلو بیفتد یا اینکه به تأخیر بینجامد. یعنی وقت قطعی و لایتغیّر برای آن وجود ندارد. چه بسا تاکنون وقتی یا اوقاتی برای آن معیّن شده باشد ولی قبل از رسیدن آن وقت یا اوقات، به تأخیر افتاده باشد. اعتقاد به این حقیقت برای شیعیان که برای خداوند حقّ «بداء» قائل هستند، کاملاً ممکن است. «بداء» یعنی تغییر یافتن مقدّرات الهی. این تغییر بنا به حکمت هایی به وسیل? خود پروردگار انجام می شود و لازم? پذیرفتن آن، جهل او نسبت به آینده نیست. آنچه به وقوع می پیوندد، قبل از آنکه واقع شود، خداوند به آن عالم است و اگر در وقوع آن تقدیم یا تأخیری صورت پذیرد، خداوند نسبت به آن هم دانا و آگاه است؛ ولی اراد? پروردگار غیر از علم اوست. خدای متعال می داند که چه چیزی، در چه زمانی واقع می شود، ولی ممکن است تحقق آن را در زمانی زودتر از آنچه واقع می شود، تقدیر کند و براساس همین تقدیر هم? امور را سامان دهد، ولی قبل از رسیدن زمان وقوع آن، بداء صورت پذیرد و انجام آن چیز به تأخیر بیفتد، یعنی تقدیر الهی توسط خود او تغییر کند. هرچند خداوند این تغییر را از قبل به علم ذاتی اش می دانسته است، ولی این علم، مانع تقدیر اوّلی و تغییر آن نمی گردد و آن تقدیر و این تغییر هر دو کاملاً واقعی و بر طبق حکمت های الهی بوده است. همین گونه است اگر وقوع چیزی به جلو بیفتد. پس به طور خلاصه تقدیم و تأخیر چیزی از موارد بداء محسوب می شود. حالت دیگری هم در مورد بدائیّات امکان پذیر است؛ و آن اینکه خداوند در مورد چیزی از لحاظ زمان وقوع آن تقدیری نکرده باشد، یا به عبارت دیگر تقدیر زمان آن همراه با وقوعش باشد و تقدیر سابق و مقدّم بر تحقّقش نداشته باشد. در این مورد نمی توان گفت که تغییری در مقدّرات واقع شده ـ چون اصلاً تقدیر سابقی در آن وجود نداشته است ـ ولی می توان گفت که خداوند ابتدا به تقدیر فرموده است، یعنی تقدیری را که نبوده ایجاد نموده است. پس این تقدیر، یک تقدیر جدید می باشد و همین جدید بودن، وجه اشتراک این حالت با حالت قبلی است که در آن تقدیر سابقی بوده ولی خداوند آن را تغییر داده است. بنابراین آنچه در هر دو قسم از بداء وجود دارد، «تقدیر جدید» می باشد. در مورد وقت ظهور امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) می توان گفت که هر دو حالت قابل فرض است. هم ممکن است وقتی قبل از ظهور برای آن معیّن بشود ولی قبل از تحقق آن، وقتش توسّط خود خداوند تغییر پیدا کند (حالت اول) و هم می شود وقتِ آن همزمان با خود ظهور تقدیر شود (حالت دوم). در هر دو صورت تقدیر زمان ظهور یک تقدیر جدید خواهد بود. پس به هر حال می توان گفت که ظهور امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) یک وقت قطعی و غیرقابل بداء ندارد؛ یا اصلاً وقتی برای آن تقدیر نشده و یا اگر هم تقدیر شده، قابل تغییر می باشد. البته وقتی می گوییم قابل تغییر است منظور این نیست حتماً تغییر می پذیرد. چه بسا تقدیری صورت پذیرد که تغییر هم نکند، ولی هیچ تقدیر غیرقابل تغییری در وقت ظهور وجود ندارد. در احادیثی که از اهل بیت عصمت و طهارت به ما رسیده است، اصل اینکه ظهور امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) وقت قطعی و غیرقابل بداء ندارد، مسلّم و یقینی است، ولی در اینکه آیا قبل از رسیدن زمان ظهور، وقتی معیّن می شود که قابل بداء باشد یا اینکه اصلاً وقتی از قبل تقدیر نمی شود، هر دو احتمال وجود دارد. ما در اینجا بدون اینکه بخواهیم یک احتمال را اثبات و دیگری را رد کنیم، به عنوان تأییدی بر احتمال دوم، به حدیث معروفی از امام محمدباقر (علیه‌السلام) استناد می کنیم. راوی این حدیث جناب ابوحمز? ثُمالی است. ایشان به حضرت عرض می کند که امیرمؤمنان می فرمود: إلی السَّبعین بَلاء: تا سال هفتاد بلا و گرفتاری است. و می فرمود: بَعدَ البلاءِ رَخاء: بعد از بلا آسایش و راحتی است. ولی سال هفتاد گذشت و ما آسایش و راحتی ندیدیم. امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: اِنَّ اللهَ تَعالی کان وَقَّتَ هذا الأَمرَ فی السبعینَ. فلمّا قُتِلَ الحُسَیْنُ (علیه‌السلام) اشتَدَّ غَضَبُ اللهِ علی اَهْلِ الأرضِ فَأَخَّرهُ إلی أربعینَ و مِأَةِ سَنَةٍ. فَحَدَّثْناکم فَأَذَعْتُم الحدیثَ و کَشَفْتُمْ قِناعَ السِّرِّ فَأَخَّرهُ اللهُ و لم یَجْعَلْ له بَعْدَ ذلک عِندَنا وَقْتاً. و «یَمْحُو اللهُ ما یَشاءُ و یُثْبِتُ و عِندَهُ اُمُّ الکتابِ»1. 2 خداوند متعال زمان این امر (فرج شیعیان) را در سال هفتاد قرار داده بود، امّا وقتی حضرت حسین (علیه‌السلام) کشته شدند، غضب خداوند بر اهل زمین شدّت گرفت. از این رو آن را تا سال صد و چهل به تأخیر انداخت. ما (این خبر را) به شما گفتیم، ولی شما خبر را پخش کردید و از آن راز پرده برداشتید، پس خداوند (بار دیگر) فرج را به تأخیر انداخت و دیگر زمانی برای آن نزد ما قرار نداد. و «خداوند آنچه را که می خواهد محو و (آنچه را می خواهد) اثبات می کند و اصلِ هم? آنچه نوشته شده نزد اوست». در این حدیث شریف از راحتی و گشایش شیعه سخن رفته است که قبل از ظهور امام دوازدهم (علیه‌السلام) هم می توانسته به صورت محدود و جزئی تحقق پیدا کند. رهایی شیعیان از سختی ها و فشارهای وارد برایشان، جز به فرج اهل بیت (علیهم السلام) محقّق نمی شود. و فرج اهل بیت (علیهم السلام) به طور کامل و فراگیر فقط با ظهور حضرت ولیّ عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) فرا می رسد. امّا به صورت محدودتر پیش از آنهم توسّط خدای متعال دو بار تقدیر شد، ولی هر دو بار به خاطر خطاهای خود مردم مشمول بداء قرار گرفت و به تأخیر افتاد: بار اوّل چون مردم بر کشتن سیدالشهدا (علیه‌السلام) اجتماع کردند و گروهی هم که شرکت نداشتند، بدان راضی شدند؛ و بار دوم به دلیل برملا کردن این راز. پس دو بار که در وقت فرج بداء صورت گرفت، تغییر در تقدیر الهی واقع شد، ولی پس از این دو بار، دیگر وقتی برای فرج از جانب خداوند نزد ائمّه (علیهم السلام) قرار داده نشده است. چنانکه صریحاً در این حدیث فرموده اند: لَمْ یَجْعَلْ له بَعدَ ذلک عِندَنا وَقْتاً. از این عبارت فهمیده می شود که خداوند پس از آنکه دو بار آسایش و راحتی را برای اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان ایشان مقدّر ساخت و اعمال زشت مردم باعث شد تا خداوند فرج ایشان را به تأخیر بیندازد، دیگر برای آن زمانی را معیّن نکرد یا اینکه اصطلاحاً تقدیری در مورد وقت آن انجام نداد. بنابراین چون تقدیری نسبت به آن صورت نگرفته، خود امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) هم که امام مبین3 و کتاب مبین4 می باشد، نسبت به آن عالِم نیست. طبق احادیث متعدّد، امام (علیه‌السلام) به هم? مخلوقات الهی علم دارد، امّا اگر چیزی هنوز خلق نشده باشد، فقط خدای متعال به علم ذاتی اش5 نسبت به آن علم دارد. بنابراین اگر امام (علیه‌السلام) آن را نداند، نقصی در علم ایشان نیست. اگر بگوییم که بعد از دو بار تأخیر افتادن فرج، خداوند دیگر وقتی برای آن معیّن نفرمود، لازمه اش این است که علم آن نزد امام (علیه‌السلام) هم نباشد چون اگر تقدیر شده بود، قطعاً امام مبین آن را می دانست. بنابراین از ظاهر فرمایش امام (علیه‌السلام) که فرمود: «خداوند وقتی برای فرج نزد ما قرار نداد»، می توان استفاده کرد که خود اهل بیت (علیهم السلام) از وقت فرج خویش آگاهی ندارند. البته روشن است که در حدیث شریف، آن دو بار تقدیری که به تأخیر افتاد با توجه به زمانهایی که معیّن شده (سال هفتاد و صد و چهل) به ظهور امام دوازدهم (علیه‌السلام) مربوط نمی شد ولی عبارت حدیث کلّی است و شامل هر نوع فرج عمومی برای ائمّه (علیهم السلام) و شیعیان می شود. ظهور حضرت مهدی (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) نیز یکی از مصادیق فرج می باشد و چون تعیین وقت در مورد آن به صورت کلّی نفی شده است، حکم عام به مورد خاص هم سرایت می کند. بنابراین می توان با استناد به این حدیث چنین برداشت کرد که حضرت بقیة الله ارواحنا فداه زمان ظهور و فرج نهایی خود را نمی دانند و این ـ همان طور که گذشت ـ عیب و نقصی در مورد علم ایشان به حساب نمی آید. درست مانند اینکه امامی از وقوع چیزی در آینده خبر دهد ولی در آن بداء صورت بگیرد و آن چیز مطابق خبر امام (علیه‌السلام) واقع نشود. این امر در مورد پیامبران و ائمّه (علیهم السلام) سابقه داشته و با آنچه شیعه در مورد علوم غیبی ایشان قائل است، منافاتی ندارد. اگر از یک امام معصوم (علیه‌السلام) خبری مورد اعتماد نقل شود ولی مطابق واقع در نیاید، ما هیچگاه در راستگویی امام (علیه‌السلام) به شک نمی افتیم بلکه طبق آنچه خود ایشان تعلیم فرموده اند، می گوییم در آن بداء صورت گرفته است. و این نقصی در مورد علم کامل امام (علیه‌السلام) نیست، چون ممکن است خدای متعال علم آنچه را که به بداء واقع می شود به ایشان تعلیم نکرده باشد. در مورد اموری که وقتی برای آن تقدیر نشده هم مطلب از همین قرار است. پس برای زمان ظهور امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) اگر تقدیری صورت نگرفته باشد، طبیعی است که خود ایشان هم نسبت به آن آگاهی نداشته باشد. حدیث دیگری که می تواند مؤیّد این بحث (معیّن نشدن وقت ظهور برای ائمه (علیهم السلام)) باشد، از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است که وقتی راوی حدیث از ایشان دربار? زمان ظهور امام (علیه‌السلام) پرسید6، چنین پاسخ فرمودند: أما إنّه لم یُوَقَّتْ لَنا فیه وَقْتٌ. ولکنْ اِذا حَدَّثْناکُم بِشَیْءٍ فکانَ کما نَقُولُ فَقُولُوا: صَدَقَ اللهُ و رَسُولُه. و إنْ کانَ بِخِلافِ ذلک، فَقُولُوا: صَدَقَ اللهُ و رَسُولُه، تُؤْجَرُوا مَرَّتَیْنِ. 7 آگاه باشید که برای ما زمانی در مورد ظهور معیّن نشده است. ولی اگر برای شما از وقوع چیزی سخن گفتیم و همان طور که گفته ایم واقع شد، بگویید که خدا و رسولش راست گفته اند. و اگر خلاف آنچه گفته بودیم واقع شد، باز هم بگویید که خدا و رسولش راست گفته اند، تا اینکه دو برابر پاداش ببرند. در اینجا به صراحت بیان فرموده اند که زمانی را برای ائمه (علیهم السلام) در مورد ظهور حضرت معیّن نکرده اند. پس نمی توان گفت که خود ایشان وقت ظهور را می دانند امّا مأمور به مخفی نگه داشتن آن هستند. امّا اینکه در ادام? حدیث فرموده اند: «اگر ما (اهل بیت (علیهم السلام)) از وقوع چیزی خبر دادیم امّا مطابق واقع نشد، ما به شما دروغ نگفته ایم» این مطلب اشاره به مسأل? «بداء» دارد که یک قاعد? کلّی می باشد و در مورد وقت ظهور امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) مورد پیدا نمی کند. چون ائمّه (علیهم السلام) هیچگاه وقتی برای آن معیّن نکرده اند. توضیح مطلب اینکه: احتمال بداء در مورد هم? اخباری که از ائمّه (علیهم السلام) به ما رسیده است، وجود دارد و لزومی ندارد که در هر خبری از امام معصوم (علیه‌السلام) اشاره به احتمال بداء در خصوص آن شده باشد. به عنوان یک قاعد? کلّی فرموده اند که ممکن است بعضی از اخباری که به شما می گوییم، مطلق واقع در نیاید؛ در این مورد بدانید که ما به شما راست گفته ایم ولی خداوند در مورد آن بداء فرموده است. این قاعد? کلی برای تمام احادیث کفایت می کند. البته اگر ائمّه (علیهم السلام) از وقوع چیزی به طور قطعی خبر داده باشند در حقیقت فرموده باشند که در مورد آن بداء صورت نمی گیرد، آن خبر را می توان قطعی و غیرقابل بداء دانست. بنابراین، اصل بر این است که در هم? اخبار ائمّه (علیهم السلام) احتمال بداء وجود دارد مگر آنکه موردی را خودشان استثنا فرموده باشند. امّا این اصل کلّی در مورد پیشگویی نسبت به زمان ظهور امام دوازدهم (علیه‌السلام) مصداق پیدا نمی کند و فقط شامل مواردی می شود که ائمه (علیهم السلام) از فرج محدود و جزئی شیعیان قبل از فرج نهایی و کامل ـ که با ظهور امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) محقق می شودـ خبر داده اند؛ همچون حدیثی که در آن ابوحمز? ثُمالی از امام باقر (علیه‌السلام) دربار? پیشگویی امیرمؤمنان (علیه‌السلام) پرسیده بود. ائمّه (علیهم السلام) در مورد وقت ظهور امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) هیچگاه زمانی تعیین نکرده و نمی کنند. شاهد این مدّعا حدیث ابوبصیر است که می گوید از امام صادق (علیه‌السلام) دربار? حضرت قائم (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) پرسیدم. حضرت در پاسخ فرمودند: کَذَبَ الوَقّاتونَ. إنّا أهلُ بَیْتٍ لا نُوَقِّتُ. 8 تعیین کنندگان وقت (برای ظهور قائم (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)) دروغ می گویند. ما خانواده ای هستیم که (برای آن) وقتی تعیین نمی کنیم. پس ائمه (علیهم السلام) طبق فرمایش خودشان هیچگاه وقتی برای قیام حضرت مهدی (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) تعیین نکرده و نمی کنند و دلیلش هم این است که اصلاً وقتی برای آن از طرف خداوند تعیین و تقدیر نشده است. (این احتمالی است که ما آن را ارجح دانستیم.) احتمال مرجوحی که در اینجا وجود دارد این است که منظور از «وقت» در این احادیث، وقت قطعی و غیرقابل بداء باشد. در این صورت اگر هم پیشگویی هایی از ائمه (علیهم السلام) در مورد زمان ظهور امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) یا خصوصیّات و نشانه های آن نقل شده باشد، همگی قابل بداء هستند و هیچیک را نمی توان قطعی دانست. این مطلب البته مطلب صحیحی است که در ادامه به طرح آن می پردازیم، ولی در مورد اصل آنچه فعلاً درصدد اثباتش هستیم هیچ تفاوتی نمی کند که بگوییم وقتی برای ظهور معیّن نشده یا اینکه معیّن شده ولی قابل بداء و تغییر است. آنچه مسلّم است این است که وقت قطعی و غیرقابل تغییر در مورد ظهور حضرت ولی ّعصر ارواحنا فداه معیّن نشده است. به همین دلیل در بعضی از دعاهایی که برای تعجیل فرج امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) وارد شده است، اشاره به مسأل? بداء وجود دارد. در حقیقت اگر وقت ظهور امام (علیه‌السلام) بداءپذیر نبود، دعا برای تعجیل در مورد آن بی اثر می نمود ولی از آنجا که این امر قابل بداء است خود ائمّه (علیهم السلام) دربار? آن دعا می کردند و شیعیان خود را نیز به این مسأله تشویق می فرمودند. در دعایی که از امام موسی بن جعفر (علیهم السلام) در تعقیب نماز عصر نقل شده است، چنین می خوانیم: أنتَ اللهُ لا اِلهَ اِلّا اَنتَ. مِنکَ المَشِیَّةُ و اِلیکَ البَداءُ... . اَنتَ اللهُ لا اِلهَ اِلّا اَنتَ. تَمْحو ما تَشاءُ و تُثْبِتُ و عِندَکَ اُمُّ الکِتابِ... . اَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحمَّدٍ و آلِ مُحمّدٍ و أنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ المُنْتَقِمِ لَکَ مِنْ اَعْدائکَ. 9 تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست. خواستن از تو است و اختیار بداء هم با تو است... . تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست. آنچه را بخواهی از بین می بری و (آنچه را بخواهی) به ثبت می رسانی و امّ الکتاب نزد تو است... . از تو درخواست می کنم که بر حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله وسلم) و اهل بیت ایشان درود فرستی و در فرج انتقام گیرنده ـ برای تو از دشمنانت ـ شتاب فرمایی. ملاحظه می شود که درخواست تعجیل در فرج امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) براساس اعتقاد به بداء و حقّ محو اثبات برای خداوند بنا شده است. و این همان حقیقتی است که درصدد اثبات آن هستیم.

مقدّمات و علائم ظهور هم بداءپذیرند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه