سلوک منتظران صفحه 18

صفحه 18

آثار نزدیک دانستن ظهور

ابتدا زمان ظهور امام (علیه‌السلام) را بسیار بسیار نزدیک فرض می کنیم تا ببینیم این اعتقاد وجداناً چه آثاری در منتظر ظهور می گذارد. اگر به ما گفته شود که امام زمانتان قطعاً تا فردا ظهور می فرماید و ما به صدق این خبر یقین کنیم، در این یک روز، زندگی ما چگونه خواهد بود؟ هرکس می تواند با مراجعه به وجدان خود، این سؤال را پاسخ بدهد. در درج? اول می توان گفت که: در این یک روز، بیش از هر چیز و هرکس، یاد امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) و ظهور ایشان، دلهای ما را پر می کند و آنقدر که به فکر ایشان خواهیم بود، فکر دیگری ما را مشغول نخواهد کرد. علاوه بر این، قطعاً در این یک روزه کاری که خدا و امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) را ناخشنود می سازد، انجام نمی دهیم و اگر خطایی و گناهی از ما سرزده است، در این فاصله، هم? همّت خود را برای توبه و جبران آن به کار می بندیم. اگر حقّی از دیگران بر عهد? ما باقی مانده یا ظلمی در حق کسی مرتکب شده ایم؛ به سرعت در جهت حلالیت طلبی اقدام می کنیم. و اگر عهد و پیمانی با امامِ خود بسته بودیم امّا در عمل به آن پای بند نبوده ایم، در این یک روز، کمال سعی خود را انجام می دهیم تا به آن عمل کنیم. عبادت های ما نیز در این فاصله، معنویت و اخلاص بیشتری پیدا می کند؛ نمازهای ما در این یک روز با گذشته تفاوت خواهد کرد و با حضور قلب بیشتری خواهد بود. در این مدّت کم، مُحال است که بیش از حدّ ضرورت و اضطرار، عمر خود را صرف امور دنیوی کنیم. نه تنها فکر انجام دادن گناه به ذهنمان خطور نمی کند، بلکه حتّی دریغمان می آید که در این یک روز به امور مباح بپردازیم. هم? تلاشمان این است که از این مدّت کم، بیشترین استفاده را در جهت کسب رضای خداوند و جلب خاطر مبارک امام (علیه‌السلام) ببریم. بالاترین نگرانی ما این است که نکند وقتی حضرتش تشریف می آورند، توجّهی به ما نکنند یا خدای ناکرده از ما روی بگردانند، و برای اینکه چنین حالتی پیش نیاید، سعی می کنیم خود را طوری مهیّا بسازیم که شایست? استقبال از آن بزرگوار باشیم. بالاترین آرزوی ما این است که در مواجهه با حضرت، شاهد لبخند رضایت ایشان به روی خود باشیم و اینکه خطاب به ما بفرمایند: احسنتم! بارک الله! در غیاب من به وظایف خود خوب عمل کردید. من از شما سپاسگزار هستم. علاوه بر هم? اینها در آرزوی یاریِ ایشان برای انجام اهداف مقدّسشان لحظه شماری می کنیم؛ با خود می گوییم آنچه را عمری در آرزویش بودیم و با امید وصالش زندگی را گذراندیم، یک روز دیگر، با چشمان خویش شاهد خواهیم بود و چه شیرین است آن لحظات! آنچه را برای یاری کردن ایشان از قبل آماده کرده ایم، نزد خود حاضر می کنیم و تمام شرایط و زمینه ها را برای آنکه به حضرتش بپیوندیم و جزء بهترین یاوران ایشان باشیم، در خود فراهم می آوریم. خدای را شکر می کنیم که زنده ایم و سالم هستیم و ان شاء الله تا یک روز دیگر هم? امکانات مالی، آبرویی، زندگی و هستی خود را فدای قدوم محبوب عزیزتر از جان خود خواهیم کرد. آنگاه از خود می گذریم و سراغ سایر مؤمنان می رویم و آنها را هم مانند خود آماد? استقبال و همراهی با امامشان می کنیم. اگر ببینیم که بعضی از آنها اشتیاقی و علاقه ای به این موضوع از خود نشان نمی دهند، با دلسوزی و از سَرِ شفقت و مهربانی سعی می کنیم تا آنها را با خود هم عقیده سازیم و دریغمان می آید که چنین فرصت طلایی و استثنایی را از دست بدهند. دلمان نمی آید که فردا وقتی خورشید امام (علیه‌السلام) طلوع می کند، کسانی از مؤمنان، خود را در بیغوله های تنگ و تاریک پنهان کنند و دانسته یا ندانسته از گرما و روشنایی این خورشید بی بهره بمانند. به طور خلاصه سعی می کنیم سوز انتظاری که خداوند سر سوزنی از آن را به ما ارزانی داشته است، در حدّ توان به سایر مؤمنان هم سرایت دهیم؛ به این امید که آتش اشتیاقی که به لطف خدا و عنایت امام (علیه‌السلام) خرمن وجود ما را فراگرفته است غافلان را هم فراگیرد و در نتیجه همگی با هم به استقبال و یاری عزیز فاطمه (علیهاالسلام) بشتابیم. هم? عاشقان و شیفتگان آن دُردان? هستی را دور هم جمع می کنیم و به ایشان می گوییم: بیایید خدا را صدها هزار مرتبه شکر کنیم که زمان خواندن این دعاها تا یک روز دیگر به سر می آید: هَل یَتَّصِلُ یَومُنا مِنک بِغَدِهِ فَنَحْظی؟ مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَوِیَّةَ فَنَروی؟ متی نَنْتَفِعُ مِنْ عَذْبِ مائِک فَقد طالَ الصَّدی؟ متی نُغادیکَ و نُراوِحُکَ فَتَقَرَّ عُیُونُنا؟ متی ترانا و نَراکَ و قد نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُری؟ أَتَرانا نَحُفُّ بِکَ و أنت تَؤُمُّ المَلَأَ و قد مَلَأْتَ الاَرْضَ عَدْلاً؟4 آیا امروزِ ما در ارتباط با تو به فردایش می رسد تا به آرزوی خود برسیم؟ چه وقت بر سر چشمه های پر آبِ سیراب کنند? تو خواهیم رسید تا سیراب گردیم؟ چه موقع از آب شیرین و گوارای تو بهره مند می شویم؟ تشنگی ما طولانی گشته است! کِی می شود که با تو صبح و شام کنیم تا چشمان ما (به جمالت) روشن شود؟ کِی تو ما را و ما تو را می بینیم در حالی که پرچم پیروزی را برافراشته ای؟ راستی می شود ما را ببینی که به گِرد تو حلقه زده ایم و تو بر همگان امامت می کنی در حالی که زمین را از عدالت پر ساخته ای؟! و زمانِ «نَحنُ نَقولُ الحمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ»5 فرا می رسد. چنین الحمد لله ای هرگز در عمر خود نگفته ایم و یک روز دیگر به انجام این عبادت بزرگ رستگار می شویم. هم? آنچه بیان شد در این فرض بود که ما یقین به ظهور حضرت تا بیست و چهار ساعت آینده داشته باشیم؛ امّا اگر این فاصل? زمانی بیشتر شود، هرقدر که طولانی تر گردد، شور و حرارت قبلی کمتر خواهد شد و به سردی بیشتری می گراید. مثلاً اگر به جای یک روز، مطمئن شویم که ایشان یک هفت? دیگر ظهور خواهند فرمود، در این فرض تقریباً هم? حالاتی که گفتیم برای انسان خواهد بود امّا به قدری شور و حرارت کمتر، چشم به راهی ما شدّت کمتری پیدا می کند و همین تفاوت در شدّت و ضعف انتظار، منشأ تفاوت هایی در رفتار ما در این دو فرض خواهد شد. مثلاً اگر در آن یک روز قطعاً می توانستیم بگوییم که خواب به چشمان ما نخواهد آمد، در این یک هفته چنین نیست و آن دلشوره و هیجان قبلی را در این فرض جدید نداریم. با اینکه در آن یک روز یقیناً عمر خود را صرف کارهای بیهوده و حتی تفریحی نمی کنیم، امّا در این یک هفته شاید دقایقی یا ساعاتی را به بطالت بگذرانیم. در مجموع، آن دقّت و تلاشی که در فرض اول برای استفاد? بهتر و کاملتر از فرصت باقیمانده به خرج می دهیم، در فرض بعدی به آن شدّت نخواهد بود. حال اگر یک هفته به یک ماه تبدیل شود، و در حقیقت، اطمینان پیدا کنیم که قبل از یک ماهِ دیگر حضرتش ظهور نمی فرمایند، در این صورت شور و اشتیاق ما در انتظار، کمتر و ضعیف تر می گردد و در نتیجه هم? آنچه بیان شد، سست تر و کمرنگ تر می شود. در این فرض احتمال اینکه اوقات بیشتری از عمر گرانقدر خود را تلف کنیم و بیهوده فرصت را از دست بدهیم، بسیار بیشتر از فرض قبلی است. اگر در آن یک روز و یک هفته فقط در حدّ نیاز ضروری به امور دنیوی و مادّی می پرداختیم، در این یک ماه آنقدر برایمان اهمیت ندارد که قدری از فرصت باقیمانده تا ظهور مولایمان را از دست بدهیم. اگر در آن یک هفته برای جبران حقوق دیگران که بر گردن ما بوده، شتاب می کردیم، در این یک ماه خیلی عجله نمی کنیم و کار امروز را به فردا و پس فردا می اندازیم. اگر نمازها و سایر عبادت های ما در آن یک هفته، حال و صفای فوق العاده ای داشت، در این یکماه به آن اندازه حضور قلب ندارد و... . به طور کلّی هرچه فاصل? خود را با ظهور بیشتر بدانیم، این آثار و نشانه ها به تدریج کم رنگ تر می شود. و به همین دلیل اگر این فاصله از یک ماه به یک سال برسد، معمولاً آثار کمتری ظهور و بروز خواهد کرد. قطعاً غفلت نوع مؤمنان در این حالت بیشتر خواهد بود و چه بسا ساعتها یا روزها یا حتی هفته ها با فراموشی یاد ایشان بر بعضی بگذرد و از همین بابت هیچگونه احساس ضرر و زیان هم نکنند. آن شور و حرارت و هیجان در فرض های قبلی، در ین فرض، بسیار ضعیف تر خواهد شد و عمل به وظایف یک منتظر واقعی سست تر می گردد. بنابراین اگر می خواهیم آثار و لوازم انتظار فرج را وجدان کنیم، باید خود را در آن شرایط فرضی ببینیم تا لوازمش بیشتر برای ما ملموس گردد و آثار عملی آن را در خود بیابیم. مؤثرترین عامل در ایجاد این حالت، همانا اعتقاد به این حقیقت است که امر فرج امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) در هر صبح و شام، بلکه در هر لحظه و هر ساعتی، امکان وقوع دارد و ما این مطلب را با استناد به بعضی از ادلّ? آن، در فصل گذشته اثبات نمودیم. هرچه ایمان شخص به آن حقیقت عمیق تر باشد، آثار ذکر شده به طور طبیعی ظهور و بروز بیشتری خواهد داشت. پس نتیج? عملی بحث فعلی این است که برای رسیدن به آن لوازم مطلوب، باید از طریق ایجاد علّت آن که همان اعتقاد پیش گفته است، سیر کنیم. ما هم در این نوشتار، با همین فرض به بیان آثار و برکات انتظار در زمان غیبت امام (علیه‌السلام) می پردازیم. این آثار را می توانیم در چهار مرحله دسته بندی کنیم.

مرحل اول از لوازم انتظار

زندگی به یاد امام (علیه‌السلام) و مطابق پسند ایشان

اگر یک بار دیگر فرض نزدیک بودن ظهور امام (علیه‌السلام) را در حدّ یک روز برای خود تداعی کنیم، تصدیق خواهیم کرد که اولین و مؤثرترین لازم? آن، پُررنگ شدن یاد امام (علیه‌السلام) و غفلت نکردن از ایشان در هم? ساعات و دقایق زندگی است. منتظر واقعی امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) نمی تواند از یاد ایشان و انتظار قدومشان غافل شود. و این چیزی نیست که به صورت تصنّعی در مؤمن به وجود آید، بلکه معرفت و محبّت و انتظارش او را به طور طبیعی به این حالت می رساند. خوب است این ویژگی را از زبان یک منتظر راستین فرج ـ مرحوم سید محمدتقی موسوی اصفهانی (رة)ـ بیان کنیم: «و امّا انتظار قلبیِ کامل، پس به این حاصل می شود که شخص مؤمن در هیچ حالی از حالات و هیچ وقتی از اوقات و هیچ مکانی از مکان ها، از یاد امامش و انتظار قدوم مبارکش خالی و فارغ نباشد، بلکه اگر در مجالس و محافل مردم همه حاضر می شود و با اهل عالم گفتگو می کند، قلبش پیش امام (علیه‌السلام) باشد و به انتظار او و خیال او و شوق وصال او باشد. مثل شخصی که اولادش منحصر باشد به یک نفر و آن یک نفر هم به جمیع کمالات آراسته باشد و وجودش انواع و اقسام فوائد و منافع از برای این شخص داشته باشد و به سفری رفته باشد و این پدر از جا و منزل او خبر نداشته باشد، تصور کن آیا یک ساعت از خیال او بیرون می رود یا آنکه از جستجوی او تغافل می کند؟ حاشا و کلّا! بلکه شب و روز بلکه در تمام ساعات و حالات و حرکات و سکنات، محبوب او پیش نظر او ممثّل است چنانچه شاعر گفته:

ای غایب از دو دیده چنان در دل منیکز لب گشودنت به من آواز می رسد

... و همین که انتظار قلبی به این درجه از کمال رسید، آثار ظاهری? او هم به درج? کمال می رسد.» 6 زندگی با یاد امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) از جنب? تربیتی بسیار بسیار سازنده است و خیرات و برکات زیادی از این طریق به شخص منتظر می رسد. یاد امام (علیه‌السلام) و توجّه دائمی به ایشان باعث می شود که انسان در هم? صحنه های زندگی اش مطابق با خواست ایشان عمل کند و حرکات و سکناتش را با پسند ایشان تنظیم کند. شاهد دانستن ایشان در هم? امورـ چه کارهای پنهان و چه آشکارـ سبب می شود تا منتظر فرج، دست از پا خطا نکند و همواره مسیری را پیش بگیرد که به جلب رضای خاطر امامش اطمینان حاصل کند. حفظ دین برای این شخص مهم تر از هر مسأله دیگری است و حاضر نیست به هیچ قیمتی و برای رسیدن به هیچ لذّتی از کسب خشنودی امامش صرف نظر کند. چون می داند که اهل تقوا محبوب مولایش هستند، در تهذیب نفس خویش از رذائل اخلاقی و مفاسد روحی می کوشد و نمی تواند خود را در وضعیّتی ببیند که اگر مولایش ظهور فرمود، از دیدن روی ایشان احساس شرمندگی و خجالت بکند. لذا خود را هموراه به گونه ای می سازد که در اولین نگاه، لبخند خشنودی مولا را به روی خود امید داشته باشد. اینجاست که پرداختن به تهذیب نفس و شناخت راههای آن برای منتظر فرج اهمیت ویژه ای پیدا می کند. ما در این خصوص بر سه محور اساسی تربیت روحی که نقش مهمّی در سازندگی انسان دارند، اشاره می کنیم:

1ـ رعایت تقوا و ورع، اهتمام به واجبات و پرهیز از محرّمات

اولین و پایه ای ترین شرط سازندگی خود، عمل به واجبات دینی و اهتمام داشتن نسبت به انجام آنهاست. مؤمن منتظر نمی تواند ببیند که واجبی از او فوت می شود و می داند که محبوب ترین کارها نزد خداوند، عمل به فرائض است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: قال اللهُ تبارَک و تعالی: ما تَحَبَّبَ اِلیَّ عبدی بأحبَّ ممّا افْتَرَضْتُ علیه. 7 خداوند تبارک و تعالی فرمود: بند? من به وسیل? چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من اظهار دوستی نکرده است. البته مقیّد شدن به انجام واجبات سختی دارد و مطابق طبع حیوانی و راحت طلبِ نفس انسان نیست، ولی منتظر واقعی بر این امر صبر پیشه می کند و خود را برخلاف امیال نفسانی به انجام آنها مقیّد می سازد. امام صادق (علیه‌السلام) در ذیل آی? شریف?: «یا ایّها الّذین آمنوا اصْبِرُوا و صابِرُوا و رابِطُوا و اتّقوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفْلِحُون»8 فرمودند: اِصْبِرُوا عَلَی الفَرائِض9 بر (انجام) واجبات صبر کنید. اگر عمل به واجبات زحمت و سختی نداشت، تعبیر «صبر» در مورد آن مناسب نبود. انسان باید برای درک این مقام قدری خودش را به زحمت بیندازد و مقیّد کند تا به انجام طاعات عادت کند و کم کم سختی و تلخی ابتدائیِ انجامِ آن ـ که احتمالاً برای بعضی افراد وجود دارد به سهولت، شیرینی و لذّت تبدیل شود. منتظر واقعی به درجه ای از ایمان می رسد که توفیق در عمل به واجبات بیش از هر لذّت دیگری برایش شیرین است و ارتقا یافتن به رتب? متّقیان از هر چیز دیگری او را بیشتر خوشحال می سازد. او می داند که بالاترین درج? تقوا از طریق عمل به واجبات برای او حاصل می شود. پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) فرمودند: اِعْمَلْ بِفرائِضِ اللهِ، تَکُنْ اَتْقَی الناسِ. 10 به واجبات الهی عمل کن تا متقی ترین مردم باشی. همچنین بالاترین عبادت خداوند همین است که کسی واجبات را درست ادا نماید. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) فرمودند: اَعْبَدُ الناسِ مَنْ اَقامَ الفَرائِضَ. 11 عابدترین مردم کسی است که واجبات را به پا دارد. برترین عبادت خدا را اعمال مستحبّی ندانسته اند و عابدترین فرد کسی نیست که مستحبّات بیشتری انجام دهد. با این وجود ارزش انجام مستحبّات و تأثیر آن در بالابردن مرتب? عبادت غیرقابل انکار است. در کنار عمل به واجبات و هم ارز آن، پرهیز و دوری از محرّمات الهی است. منتظر امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) به دنبال راهی است که او را به ایشان هرچه بیشتر نزدیک سازد تا هنگام استقبال از مولایش جزء دوستان و عزیزان ایشان قرار بگیرد. بر طبق احادیث، تقرّب به امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) جز از طریق تقرّب به خداوند نیست و بهترین راه تقرّب به پروردگار، حریم گرفتن نسبت به محرّمات است که از آن به «ورع» تعبیر می شود. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: فیما ناجَی اللهُ عزَّ وَ جلَّ به موسی (علیه‌السلام): یا موسی، ما تَقَرَّبَ اِلیَّ المُتَقَرِّبُونَ بِمِثْلِ الوَرَعِ عَنْ مَحارِمی. 12 از جمله مناجاتهای خدای عز و جل با حضرت موسی (علیه‌السلام) این بود که فرمود: ای موسی، کسانی که (به من) تقرّب می جویند، با هیچ وسیله ای همچون پرهیز و حریم گرفتن از محرّمات من، به من تقرّب پیدا نمی کنند. «ورع» کمالی است درانسان که زمین? پرهیز و حتی فرار از گناهان را در او فراهم می کند، به طوری که از نزدیک شدن به آن وحشت دارد و از ترس اینکه مبادا به حرام بیفتد، به حدّ و مرز آن نزدیک هم نمی شود. به همین جهت در ترجم? آن، تعبیر حریم گرفتن را به کار بردیم. 13 اگر تقوا و ورع نباشد، هیچ امیدی به اعمال خوب آدمی نیست؛ چون هم? آنها در معرض تباهی و از دست رفتن است. امام صادق (علیه‌السلام) دربار? این آی? شریفه: «وَ قدِمْنا اِلی ما عِملُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً».14 و به سراغ اعمالی که انجام داده اند رفتیم پس آن را غباری پراکنده (نابود) ساختیم. چنین فرمودند: أما واللهِ اِنْ کانت اَعْمالُهُم اََشَدَّ بَیاضَاً مِنَ القَباطیِّ15 ولکنْ کانُوا اِذا عَرَضَ لهم الحَرامُ لم یَدَعُوه. 16 بدانید قسم به خدا هر آینه اعمال آنها از پارچه های نازک کتانی سفید رنگ، سفیدتر بود، امّا چون در معرض کار حرام قرار می گرفتند، از انجام نمی گذشتند. کسانی که در آی? شریفه اعمالشان «هباءً منثوراً» شده است، به فرمود? امام صادق (علیه‌السلام) اعمالشان بسیار خوب و در مقایسه با پارچه های سفید رنگ کتانی مصری، روشن تر و سفیدتر بوده است. دلیل تباه شدن آن اعمال خوب، چیزی نبوده جز اینکه ایشان تقوا نداشتند و اگر در معرض عمل حرامی واقع می شدند نمی توانستند از آن بگذرند؛ آنقدر خویشتن دار و خودنگهدار نبودند که بتوانند از آلوده شدن به معصیت، خود را سالم نگه دارند. به صریح قرآن، خداوند فقط از اهل تقوا اعمال خوب را می پذیرد: «اِنّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المتّقین».17 اگر تقوا نباشد، هیچ امیدی به پذیرفته شدن اعمال خوب هم نیست و بی تقوایی هم? خوبی ها را نابود می سازد. تقوا سبب می شود که هنگام پیش آمدن معصیت، یاد خدا در مؤمنِ متّقی زنده گردد و همین یاد است که او را از انجام گناه باز می دارد. از امام جعفر صادق (علیه‌السلام) چنین نقل شده است: مِنْ اَشَدِّ ما فَرَضَ اللهُ علی خَلْقِهِ ذِکْرُ اللهِ کثیراً. ... لا أعنی سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا اِلهَ الّا اللهُ و اللهُ اکبرُ، و إنْ کان منه. ولکنْ ذِکْرَ اللهِ عِندَ ما اَحَلَّ و حَرَّمَ فإنْ کانَ طاعةً عَمِلَ بها و إنْ کان مَعْصِیَةً تَرَکَها. 18 از سخت ترین اموری که خداوند بر خلق خود واجب ساخته زیاد یاد خدا کردن است. ... مقصودم (گفتنِ) سبحان الله و الحمد لله و لا اله الّا الله و الله اکبر نیست، گرچه این هم از مصادیق ذکر خداوند است، ولی منظور یاد کردن خداوند است در مورد آنچه حلال و حرام فرموده که اگر اطاعت (خدا) است به آن عمل کند و اگر معصیت است آن را ترک نماید. هرچه تقوا کمتر باشد، غفلت از یاد خداوند بیشتر است و همین غفلت زمین? انجام معاصی را فراهم می سازد. پس «ذکر الله» نقش اساسی و محوری در ترک گناه و فرار از نافرمانی ها دارد و با توجّه به اینکه فرموده اند: «اِنَّ ذِکْرَنا مِنْ ذِکْرِ اللهِ»19 و یا اینکه: «إنّا إذا ذُکِرْنا ذُکِرَ اللهُ»20. می توان فهمید که یادِ اهل بیت (علیهم السلام) از یاد خداوند جدا نیست و همان اثری که بر یاد کردن خداوند مترتّب است، بر یاد امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) نیز بار می شود. بنابراین زندگی منتظر واقعی هموراه با یاد محبوبش می گذرد و لذا نمی تواند همراه با بی تقوایی و آلوده شدن به گناهان باشد. هر قدر انتظار مؤمن شدیدتر باشد، بیشتر به یاد مولای منتظَر خویش هست، و هرچه یادِ بیشتری از ایشان کند، کمتر دست و دلش به سوی گناه متمایل می گردد. با وجود تقوا اگرچه حجم اعمال انسان کم باشد، ولی ارزش آن نزد خداوند زیاد است. چون معیار قبولی عمل تقواست و اگر عملی مورد قبول قرار گیرد، دیگر کم نخواهد بود، هر چند که ظاهر آن در مقایسه با بعضی اعمال دیگر ناچیز شمرده شود. حضرت باقر (علیه‌السلام) از امیرمؤمنان (علیه‌السلام) نقل کرده اند که ایشان فرمودند: لا یَقِلُّ عَمَلٌ مع تقوی. و کیف یَقِلُّ ما یُتَقَبَّلُ؟21 هیچ عملی با وجود تقوا کم نیست. و چگونه آنچه که پذیرفته می شود کم باشد؟! زیادی عمل نزد پروردگار متعال با معیار قبولی آن سنجیده می شود. هرچه شرایط یک عمل به مقبول شدن نزدیکتر باشد،آن عمل بیشتر و در میزان الهی سنگین تر خواهد بود. مفضِّل که یکی از ارادتمندان بااخلاص امام صادق (علیه‌السلام) بود نقل کرده است که: زمانی در حضور امام (علیه‌السلام) سخن از اعمال به میان آوردیم. من گفتم: عمل من چقدر کم و ناچیز است! حضرت فرمودند: مَه! اِسْتَغْفِرِ اللهَ: ساکت شو! از خدا آمرزش بخواه. سپس اضافه فرموند: اِنَّ قَلیلَ العَمَلِ مَعَ التقوی خَیرٌ مِنْ کثیرِ العَمَلِ بِلا تَقْوی. همانا عمل ناچیزِ همراه با تقوا، بهتر از عمل زیاد بدون تقواست. من پرسیدم: چطور امکان دارد عمل زیاد بدون تقوا باشد؟ حضرت فرمودند: نَعَم، مِثْلُ الرَّجلِ یُطْعِمُ طَعامَهُ و یَرْفُقُ جیرانَه و یُوَطِّئُ رَحْلَه، فإذا ارْتَفَعَ لَه البابُ مِنَ الحَرامِ دَخَلَ فیه. فهذا العَمَلُ بِلا تَقْوی. و یکونُ الآخَرُ لَیس عِندَه فإذا ارْتَفَع له البابُ مِنَ الحَرامِ لَم یَدْخُلْ فیه. 22 آری مانند مردی که از غذای خود (به مردم) می خوراند و با همسایگان خود مدارا می کند و درِ خانه اش باز است؛ ولی چون دری از حرام به سویش گشوده شود، داخل آن می گردد. این عمل بدون تقواست. و دیگری آن اعمال را ندارد، ولی وقتی دری از حرام به رویش بازگردد، داخل آن نمی شود. (این مصداق عمل کم امّا باتقواست.) پس آنچه اهمیت دارد این است که انسان در مواجهه با حرام چگونه خویشتن داری و خودنگهداری کند. میزان ارزش اعمال انسان به همین عامل بستگی دارد که تقوا نامیده می شود. اگر انسان حتی نسبت به یک گناه این حالت را نداشته باشد، نباید امیدی به پذیرفته شدن کارهای خوب خود ببیند. ابوبصیر از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده است که فرمودند: لا وَ اللهِ لا یَقْبَلُ اللهُ شیئاً مِنْ طاعَتِهِ علی الإصْرارِ علی شَیْءٍ مِنْ مَعاصِیهِ. 23 نه، قسم به خدا، خداوند هیچ طاعتی را با وجود اصرار (شخص) بر یکی از گناهان خود نمی پذیرد. اصرارِ بر گناه نشان? بی تقوایی انسان است و همین امر سبب می شود که خداوند هیچ عمل خیری را از کسی که اصرار بر یک گناه دارد، نپذیرد. معنای اصرار این نیست که شخص گناهی را به طور مکرّر انجام دهد، بلکه اگر نسبت به انجام یک گناه بی باک و لااُبالی باشد، اهل اصرار بر آن شمرده می شود. جابر از امام باقر (علیه‌السلام) در توضیح آی? شریف?: «و لم یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا و هم یَعْلَمُونَ»24 نقل کرده است: الاِصْرارُ هو أن یُذْنِبَ الذَّنْبَ فَلا یَسْتَغْفِرُ اللهَ و لا یُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِتَوبَةٍ. فَذلکَ الاِصْرارُ. 25 اصرار این است که گناهی را مرتکب شود ولی از خدا (به خاطر آن) طلب مغفرت نکند و به فکر توبه ای (از آن گناه) نباشد. پس این حالت (همان) اصرار است. توبه به معنای بازگشتن است. و کسی که به فکر توبه نیست، در حقیقت تصمیم به بازگشت از گناه خود ندارد. بنابراین اگر باز هم امکان تکرار آن برایش پیش آید، از ارتکاب آن هیچ اِبایی ندارد. و معنای اصرار بر گناه همین است و این لازم? بی تقوایی می باشد. شخص متّقی نسبت به هیچ گناهی ـ ولو یک گناه ـ چنین حالتی ندارد، و اگر گناهی مرتکب شود یا گناه گذشت? خود را تکرار کند، پس از هر بار انجام آن، فوراً پشیمان شده، به فکر توبه و استغفار می افتد و هیچگاه نسبت به آن بی تفاوت و لااُبالی نمی باشد. آی? شریفه ای که جابر تفسیر قسمتی از آن را از امام باقر (علیه‌السلام) نقل کرده، در وصف اهل تقوا آمده است. 26 مضمون خود آیه همراه با توضیح امام (علیه‌السلام) به روشنی ارتباط تقوا را با اصرار نداشتن بر گناه بیان می کند. به طور خلاصه می توان گفت: تقوا آن حالت خویشتن داری و خودنگهداری است که انسان مؤمن را در هنگام مواجهه با گناه، از ارتکاب آن حفظ می کند. و لازم? وجود این حالت این است که شخص باتقوا نسبت به انجام هیچ گناهی ـ حتی یک گناه ـ اصرار نداشته باشد، و اگر هم گناهی مرتکب شد، بلافاصله نسبت به آن طلب مغفرت می کند و به فکر توبه می افتد. با این ترتیب نمی توان گفت که مؤمن باتقوا هرگز گناهی مرتکب نمی شود. آنچه مسلّماً در او نیست، همان حالت اصرار بر گناه است. و بنابراین گناهانی که گاهی مرتکب می شود، در واقع لغزش (زَلَّة) محسوب می شود. لغزش وقتی است که اختیار و تصمیم قلبی در مورد آن وجود ندارد. کسی که در راه رفتن پایش می لغزد و به زمین می خورد، هیچگاه از قلب تصمیم به زمین خوردن نگرفته و عمداً به گونه ای راه نمی رود که پایش بلغزد. مؤمن باتقوا هم نسبت به ارتکاب گناه همین طور است. او هیچگاه پیش از ارتکاب گناه، بنای بر انجام آن ندارد و حالت بی پروایی و جسارت نسبت به آن در او نیست، امّا ممکن است گاهی در شرایطی قرار گیرد که پایش بلغزد و به درّه گناه سقوط کند، و اگر چنین شد، فوراً پشیمان می شود و تصمیم به ترک آن برای همیشه می گیرد. و اگر به فرض، بار دیگر هم چنین اتفاقی تکرار شود، باز هم همان پیامد را خواهد داشت، و هیچگاه مؤمن متّقی مجوّز انجام گناه را در هیچ حالی ـ حتی برای یک بار هم ـ به خود نمی دهد. اگر چنین صفتی در شخصی باشد، امید است که خداوند اعمال خوبش را بپذیرد و گناهانش را هم عفو نماید. ولی اگر این صفت در کسی نباشد، نمی تواند اطمینانی نسبت به شمول رحمت و مغفرت الهی در حق خود داشته باشد. نتیجه ای که از مجموع این بحث گرفته می شود این است که: منتظران فرج بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه، باید در بالاترین سطح تقوا و ورع باشند، به طوری که در میان اطرافیان خود و حتی اهل شهر خویش در پاکی و خوبی، زبانزد و مشهور باشند. امام صادق (علیه‌السلام) به یکی از شیعیان خود به نام عیسی بن عبدالله که اهل قم بود، آنگاه که بر ایشان وارد شد، فرمودند: یا عیسی بنَ عبدِالله، لیس منّاـ و لا کَرامَةَـ مَنْ کان فی مصْرٍ فیه مِأَةُ اَلْفٍ أو یَزیدونَ و کان فی ذلک المصر أحدٌ أَوْرَعُ منه. 27 ای عیسی بن عبدالله، از ما نیست ـ و کرامتی هم نداردـ هرکس که در شهری با صد هزار نفر جمعیّت یا بیشتر باشد و در آن شهر کسی باورع تر از او باشد! شیعه ای که حقیقتاً در انتظار فرج مولایش می سوزد، باید باورع ترین انسان مؤمن در شهر خودش باشد و اگر چنین نباشد کرامت و شرافتی نزد خدا و اهل بیت (علیهم السلام) ندارد. در فرمایش دیگری حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) همین حقیقت را با تعبیر دیگری از پدر گرامی خود نقل فرموده اند: کثیراً ما کنتُ اَسْمَعُ أبی یَقولُ: لیس مِنْ شیعَتِنا مَنْ لا تَتَحَدَّثُ المُخَدّراتُ بِوَرَعِهِ فی خُدُورِهِنَّ. و لیس مِنْ اَولیائنا مَنْ هو فی قَرْیَةٍ فیها عَشَرَةُ آلافِ رجلٍ فیهم [مِنْ] خَلْقِ اللهِ اَوْرَعُ منه. 28 من از پدرم بسیار می شنیدم که می فرمود: از شیعیان ما نیست کسی که (در تقوا و ورع به اندازه ای شهرت نیافته باشد که) زنان پرده نشین در پس پرد? خویش از ورع او سخن نگویند و از دوستان ما نیست کسی که در شهری با ده هزار نفر مرد باشد که در میان آنها خدا مخلوقی باورع تر از او داشته باشد. عفّت و پاکیِ دوست امام عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) باید آنقدر شدید باشد که حتی مخدّرات که پرده نشین هستند و تماس مستقیمی با مردان نامحرم ندارند، از ورع و پاکدامنی این مؤمن، در پس پرده سخن بگویند. آری؛ این است صفتِ منتظر فرج امام (علیه‌السلام).


2. خوف و رجاء واقعی
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه