- وجوب انتظار 1
- پینوشت: 1
- وجوب انتظار 1
- اهمیّت و تعریف انتظار 1
- انتظار ظهور 2
- انتظار ظهور 2
- پینوشت: 3
- انتظار فرج 3
- تعریف انتظار از روی ملزومات و لوازم آن 3
- آمادگی برای ظهور امام (عجلالله تعالی فرجه الشریف) 3
- انتظار فرج؛ بالاترین عبادت مؤمن 4
- انتظار فرج همراه با رضا و تسلیم به قضای الهی 4
- پینوشت 4
- انتظار فرج 4
- انتظار فرج امام عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) و اقسام آن 5
- پینوشت 6
- رنج و مصیبت مؤمن از وقوع ظلم در هر نقطه زمین 6
- غیبت امام (عجلالله تعالی فرجه الشریف)؛ بزرگترین گرفتاری عصر 6
- انتظار فرجِ منتظَر 8
- انتظار فرجِ منتظَر 8
- گرفتاری امام عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) به سبب گرفتاری های شیعیان 8
- سپرده شدن هدایت خلق به امام (علیهالسلام) 8
- دعای عَبَرات 9
- پینوشت 9
- مراتب انتظار فرج 10
- مراتب انتظار فرج 10
- قصد قربت در انتظار فرج امام عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) 10
- قصد قربت در نیّت 10
- مراتب قصد قربت 10
- دعای قنوت امام عسکری (علیهالسلام) در فرج فرزند خود 11
- دو نمونه از دعاهای امام عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) در تعجیل فرج خودشان 11
- انتظار فرجِ چه کسی؟ 11
- بالاترین درجه انتظار متناظر با بالاترین درجه معرفت و محبّت 11
- پینوشت 12
- انتظار لحظه به لحظه 13
- انتظار لحظه به لحظه 13
- وقت قطعی برای ظهور تعیین نشده است 13
- مقدّمات و علائم ظهور هم بداءپذیرند 13
- پینوشت 14
- ناگهانی بودن ظهور امام (علیهالسلام) 15
- پینوشت 16
- یأس از ظهور یک لحظه هم پذیرفته نیست 16
- یأس از فرج در هنگام فرج 16
- ظهور به طور ناگهانی محقّق می شود 16
- علائم حتمی ظهور چه می شود؟ 16
- آثار و برکات انتظار در زمان غیبت 17
- آثار و برکات انتظار 17
- آثار و برکات انتظار 17
- مرحل اول از لوازم انتظار 18
- آثار نزدیک دانستن ظهور 18
- پینوشت 20
- آثار و برکات انتظار در زمان ظهور 22
- آثار و برکات انتظار در زمان ظهور 23
- یادی از مصیبت حضرت علیّ اکبر (علیهالسلام) 23
- همراهی با امام عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) در طلب خون سیدالشهدا (علیهالسلام) 23
- ثواب یاری امام منتظَر 23
- پینوشت 24
- فهرست منابع 25
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دستاز بهر این معامله غمگین مباش و شاد
سودائیان عالم پندار را بگوسرمایه کم کنید که سود و زیان یکی است
چقدر خوب است که از این خواب گران بیدار شویم و این حقایق راـ که از آفتاب روشن تر است ـ درک کنیم تا آسوده زندگی کنیم و آسوده بمیریم و تا ابد هم در لذّت و خوشی باشیم! کمی فکر کن. زمانی بود که گرفتار پستانک بودی و اگر آن را از تو می گرفتند، ناراحت می شدی و گریه می کردی و اگر هم? دانشمندان دنیا می گفتند: این که چیزی نیست؛ روزی می آید که اگر هزارها پستانک را ببینی، کم ترین توجّهی به آن نخواهی کرد، ممکن نبود این سخنان کمترین تأثیری در تو داشته باشد و لحظه ای از گریه آرام بگیری. این دوران گذشت. بعداً اگر توپی را از دستت می گرفتند، بی تاب می شدی و گریه می کردی و بر فرض هم که صدها نفر می گفتند: روزی می آید که به این گری? خودت می خندی، باز هم ترتیب اثر نمی دادی. قدری فکر کن. مبادا آنچه فعلاً گرفتارش هستی ـ و تصور می کنی، اگر از بین برود، آسمان به زمین می آیدـ همان پستانک و توپ دیروز باشد که برایش خودکشی می کردی! آری؛ از دید بزرگان، هم? این مراحل خیره کنند? عالم، بازی و مسخره ای بیش نیست و آنان ما را مست و کور و دیوانه می دانند.
گفتمش این ها که می بینی چرا دل بسته اندگفت یا مستند یا کورند یا دیوانه ای»
این جملات، عین عبارات این تربیت شد? مکتب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است80 و می تواند سرمشقی باشد برای هم? کسانی که دوست دارند در زندگی فقط به آن مولا اقتدا کنند. کسی که قدم در این مسیر می گذارد و واقعاً به دنیا و مظاهر آن پشت می کند، نعمتی را به دست می آورد که با هیچ نعمت دیگری برابری نمی کند. بنابراین اگر انسان های دیگر که منطق او را نمی فهمند، مورد احترام و تکریمش قرار ندهند، برای او ذرّه ای اهمیت ندارد. آن نعمت بی نظیری که به دست می آورد، شیرینی محبّت خداوند است. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: اِذا تَخلّی المُؤمنُ مِنَ الدنیا، سَما و وَجَدَ حَلاوَةَ حُبِّ الله و کان عند اهلِ الدنیا کأنّه قد خُولِطَ. و إنما خالَطَ القومَ حَلاوَةُ حُبِّ اللهِ فَلَمْ یَشْتَغِلُوا بغیره. 81 هنگامی که مؤمن از دنیا بِکَند، رفعت (مقام) پیدا می کند و شیرینی محبّت خداوند را می چشد و نزد اهل دنیا دیوانه و حواس پرت تلقّی می شود در حالی که (این گونه افراد) گرفتار محبّت خداوند شده لذا به غیر او دل نمی بندند. آری؛ آن کس که به هم? دنیا پشت کند، خدا را می یابد و شیرینی محبّت او را می چشد؛ به طوری که دیگر هیچ چیز غیر خدا برایش مهم و دوست داشتنی جلوه نمی کند و جز آنچه او را به خدای عزیز و محبوبش نزدیک تر می سازد، فکر و دل او را مشغول نمی سازد. چنین کسی نزد آنان که هم? همّ و غمّشان به دنیا و مظاهر آن خلاصه می شود، دیوانه محسوب می گردد. علّت اینکه او را دیوانه می پندارند این است که مانند آنها فکر نمی کند و آنچه آنها خوب یا بد می شمارند، نزد این مؤمن عاقل، مسخره و بازیچه و ملعبه ای بیش نیست. عاقل واقعی کسی است که معیار سنجش خوبی و بدی اش رضای خداوند باشد نه خوش آمدن یا بد آمدن مردم؛ و طبیعی است که اگر به قضاوت های بی پای? مردم پشت کند و اهمیتی برای آنها قائل نشود، نزد آنها دیوانه و کم عقل ـ یا بی عقل ـ محسوب گردد. امّا تعریف یا تقبیح مردم واقعیت چیزی را تغییر نمی دهد. آنچه مهم است و معیار واقعیت می باشد، فقط و فقط خشنودی خدای متعال است و بس. بیاییم همگی به نصیحت امیر عالم، حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) گوش فرا دهیم و در باقیماند? عمر خود یک زندگی واقع بینانه را پیش بگیریم تا اگر در گذشته کوتاهی کرده ایم، فرصت جبران از دست نرود: اِرْفَضِ الدنیا. فانَّ حُبَّ الدنیا یُعْمی و یُصِمُّ و یُبْکِمُ و یُذِلُّ الرِّقابَ. فَتَدارَکْ ما بَقِیَ مِنْ عُمْرِکَ و لا تَقُلْ غَداً [أ] و بَعْدَ غَدٍ. فانما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلَکَ بِاِقامَتِهِم علی الأمانِیِّ و التَسْویفِ حتی أتاهُم اَمْرُ اللهِ بَغْتَةً و هم غافِلُونَ، فَنُقِلُوا عَلی اَعْوادِهِم إلی قُبورِهم المُظْلِمةِ الضَّیِّقَةِ قد أسْلَمَهُم الاَوْلادُ و الأهْلُونَ. 82 دست ردّ به دنیا بزن. زیرا دوستی دنیا (انسان را) کور و کر و لال و پست و خوار می کند. پس در باقیماند? عمرت جبران گذشته را کن و فردا و پس فردا نکن. زیرا گذشتگان تو که هلاک شدند به خاطر تکیه نمودن بر آرزوها و امروز و فردا کردن بود، تا آنگاه که مرگشان در حال غفلت فرا رسید، پس بر روی تابوت هایشان به سوی قبرهای تاریک و تنگ خود برده شدند در حالی که فرزندان و خویشان آنها را تنها گذاشته بودند. این امر، امر مهمّی است؛ اینکه انسان زندگی خود را براساس دنیاخواهی و منافع زودگذر دنیا بنا کند یا اینکه بر واقعیت ها تکیه زند. آنچه در منطق اهل دنیا ارزش محسوب می شود، چیزی جز «امانیّ» (آرزوهای بی اساس) نیست؛ در حالی که مؤمن باید همیشه به آخرت بنگرد و ارزش های آن را پایه و اساس زندگی اش قرار دهد. لذا امیرالمؤمنین در قسمتی دیگر از حدیث مذکور می فرماید: مَن اتّقی اللهَ عَزَّ و قَوِیَ و شَبِعَ و رَوِیَ و رُفِعَ عَقْلُه عَنْ اَهْلِ الدنیا، فَبَدَنُه معلوم اهلِ الدنیا و قَلْبُه و عَقْلُه مُعاینُ الآخِرَةِ. کسی که تقوای الهی پیشه کند، عزیز و نیرومند و سیر و سیراب می گردد و عقلش از اهل دنیا بالاتر می رود، پس بدنش با اهل دنیاست و قلب و عقلش به آخرت نظر دارد. انسان متّقی عزّت و قوّت خود را در امور پست دنیوی نمی جوید و چون دنیا را جز سراب نمی بیند، رفع تشنگی با آن را انتظار نمی برد، بلکه فقط با چشیدن محبّت خداوند از نظر روحی کاملاً اشباع می گردد. او از سطح مردم اهل دنیا بالاتر می ایستد و تنها بدنش با آنهاست امّا روح و قلبش همواره متوجه آخرت است. با معیارهای اخروی سود و زیانش را حساب می کند و به آنچه او را در آخرت سعادتمند می سازد، دل می بندد و اهل دنیا و معیارهای خوب و بدشان را هیچ چیز به حساب نمی آورد. و اینها همه به خاطر عقل کاملی است که خداوند به او ارزانی فرموده است. بحث دربار? بغض دنیا از آنچه انتظار می رفت، طولانی تر شد. علّت این تطویل اهمیتی است که این موضوع در بحث انتظار ظهور امام عصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) دارد. کسانی که با هم? وجود خویش منتظر قدوم مولایشان هستند، توجّه دارند که اعمال زشت شیعیان چگونه آنها را از فیض دیدار امامشان محروم ساخته است و به خوبی می دانند که دنیاطلبی چگونه باعث طولانی شدن این محرومیّت می گردد. خود امام (علیهالسلام) در توقیع مبارکشان به مرحوم شیخ مفید (؟؟) فرمودند: فما یَحْبِسُنا عنهم إلّا یَتَّصِلُ بِنا ممّا نَکْرَهُه و لا نُؤْثِرُه منهم. 83 پس چیزی مانع (دیدار) ما برای ایشان (شیعیان ما) نیست مگر اموری که انجامش را برای آنها نمی پسندیم و بهتر نمی دانیم. قطعاً دنیاخواهی و غرق شدن در مظاهر فریبند? آن که باعث غفلت از یاد خداست، محبوب امام (علیهالسلام) نیست. بنابراین کسانی که منتظر ظهور حضرت هستند، نباید نسبت به این امر بی تفاوت باشند، و باید در عمل، خود را ملزم به رعایت تقوا و اعراض از دنیا بدانند. در داستان تشرّف جناب علیّ بن ابراهیم بن مهزیار که خدمت امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف) رسیده، از قول او چنین نقل شده است: وقتی به خیم? حضرت وارد شدم، پس از عرض سلام به ایشان، امام (علیهالسلام) فرمودند: ما شب و روز منتظر تو بودیم. چه چیزی باعث شد که اینقدر دیر نزد ما بیایی؟ عرض کردم: آقای من، تاکنون کسی را نیافته بودم که مرا (به سوی مکان شما) راهنمایی کند. فرمودند: آیا مؤمن را نیافتی که تو را راهنمایی کند؟! بعد با انگشت خود روی زمین کشیده، فرمودند: نه (لا). لکنّکم کَثَّرْتُم الأمْوالَ، و تَجَبَّرْتُم علی ضُعَفاءِ المؤمنینَ و قَطَعْتُم الرَّحِمَ الّذی بینکم فأَیُّ عُذْرٍ لکم؟ ولی شما به زیاد کردن اموال پرداختید و بر مؤمنانِ ناتوان تکبّر ورزیدید و رابط? خویشاوندی بین خود را بریدید، دیگر شما چه عذری دارید؟! گفتم: توبه، توبه، ببخشید، نادیده بگیرید. سپس فرمودند: یابْنَ المهزیار لو لا استغفارُ بَعْضِکُم لِبَعْضٍ لَهَلَکَ مَنْ علیها إلّا خواصُّ الشیعةِ الذین تَشْبِهُ اَقْوالُهم اَف?عالَهم. 84 ای پسر مهزیار، اگر نبود که بعضی از شما برای بعضی دیگر استغفار می کنید، تمام کسانی که بر روی زمین هستند نابود می شدند مگر شیعیان خاص؛ همانهایی که گفتارشان با کردارشان همانند است. با این وصف، چند درصد از دوستان امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف) می توانند ادّعا کنند که از مؤمنان و منتظران واقعی ایشان هستند؟ امام (علیهالسلام) در این ملاقات، دنیاطلبی و غرق شدن در اموال و عدم رسیدگی به بینوایان شیعه و قطع رحم را مانع تشرّف کسانی همچون علیّ بن ابراهیم بن مهزیارـ که از خوبان بوده ـ دانسته اند و در ادامه فرموده اند که شیعیان باید کردارشان با گفتارشان یکی باشد و گرنه مستحقّ نابودی و هلاکت هستند. هرکس خودش باید قضاوت کند که چه اندازه لیاقت انتظار فرج ایشان را دارد و آیا آرزوی یاری آن حضرت برای او یک رجاء واقعی است یا از مصادیق اُمنیّه ـ آرزوی واهی و بی اساس می باشد؟ در اینجا توضیح مرحل? اول از لوازم انتظار فرج (زندگی با یاد امام (علیهالسلام) و مطابق پسند ایشان) را به پایان می بریم. شاید توضیحات این بحث قدری طولانی به نظر آمده باشد؛ امّا از آنجا که این مرحله از لوازم انتظار فرج بسیار مهم و به منزل? اساس و پای? مراحل بعدی است، این تطویل لازم به نظر می ر سید. تحقّق یافتن محورهای سه گانه ای که در توضیح این مرحله بیان شد، زندگی منتظر امام (علیهالسلام) را مطابق خواست ایشان می سازد و او را آماد? استقبال از مراد و محبوبش می کند. اینها همه از برکات انتظار فرج حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) است که خود از بزرگترین مصادیق فرج به شمار می آید.
پینوشت
1.جمعی به معنای فشرده، و جُمَلی به معنای خلاصه شده است. و «جَمْعی جُمَلی» یعنی بسیار فشرده و خلاصه که در عین اختصار هم? مطلب را در بر دارد.
2. بحارالانوار ج 52 ص 122 ح 4.
3. اصول کافی، کتاب الحجة، باب أنه من عرف امامه...، ح 3.
4. دعای ندبه (اقبال الاعمال ص 298).
5. جمله ای از دعای ندبه.
6. راز نیایش منتظران ص 29 و 30.
7. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب اداء الفرائض، ح 5.
8. آل عمران/ 200.
9. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب اداء الفرائض، ح 2.
10. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب اداء الفرائض، ح 4.
11. بحارالانوار ج 71 ص 206 ح 13.
12. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب اجتناب المحارم، ح 3.
13. توضیح کامل تر را در بحث وَرَع می توانید در کتاب «آفتاب در غربت» فصل چهارم از بخش چهارم مطالعه فرمایید.
14. فرقان/ 23.
15. قَباطی یا قُباطی جمع «قُبطیه» است و به معنای پارچه های کتانی نازک سفید رنگ است که در مصر بافته می شود (المعجم الوسیط ص 711).
16. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب اجتناب المحارم، ح 5.
17. مائده/ 27.
18. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب اجتناب المحارم، ح 4.
19. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب تذاکر الاخوان، ح 1.
20. وسائل الشیعه ج 16 ص 345 باب 23 ح 21722.
21. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الطاعة و التقوی، ح 5.
22. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الطاعة و التقوی، ح 7.
23. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الاصرار علی الذنب، ح 3.
24. قسمتی از آی? 135 سور? آل عمران. کلّ آیه این است: و الّذین اَِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا اَنْفُسَهم ذَکَرُو اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم و مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلّا اللهُ و لم یصِرّوا علی ما فَعَلُوا و هم یعْلَمُونَ»: و کسانی که وقتی کار زشت مرتکب می شوند یا به خود ستم می کنند، خدا را یاد می کنند پس به خاطر گناهانشان طلب مغفرت می نمایندـ و چه کسی جز خداوند، گناهان را می آمرزدـ و اینها نسبت به آنچه مرتکب شده اند با علم و آگاهی اصرار نمی ورزند.
25. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الاصرار علی الذنب، ح 2.
26. رجوع شود به آی? 133 از سور? آل عمران: «و سارِعُوا الی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُم وَ جَنَّةٍ عَرْضُها السَّمواتُ و الاَرضُ اُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین».
27. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الورع، ح 10.
28. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الورع، ح 15.
29. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الخوف و الرجاء، ح 11.
30. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الخوف والرجاء، ح 12.
31. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الخوف و الرجاء، انتهای ح 6.
32. بحارالانوار ج 94 ص 107 از مناجاتهای امیرالمؤمنین (ع).
33. مهج الدعوات، دعاء الصحیفه ص 181.
34. صحیف? سجادیه دعای 16.
35. قسمتی از دعای بعد از نماز زیارت امام رضا (ع) (بحارالانوار ج 102 ص 56).
36. اشاره به آی? شریف? : «... اِنَّ الانسانَ لکفور» (حج/ 66).
37. نهج البلاغه با ترجم? فقیهی ص 504 و 505 خطب? 158.
38. همان.
39. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الخوف و الرجاء، ح 4.
40. امام سجاد (ع) در دعای شانزدهم صحیف? سجادیه در مورد عفو الهی می فرمایند: فانّ ذلک غیرُ واجبٍ لی بِاستحقاقٍ.
41. نهج البلاغه فقیهی، ص 502 و 503 خطب? 158.
42. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الخوف و الرجاء ح 6.
43. همان، ح 5.
44. نهج البلاغه فقیهی ص 502 و 503 خطب? 158.
45. نهج البلاغه فقیهی پاورقی ص 503 به نقل از شرح قطب راوندی.
46. نهج البلاغه ص 504 و 505 خطب? 158.
47. صحیف? سجادیه، فرازی از دعای دهم.
48. غرر و درر ح 3713.
49. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 11.
50. همان.
51. روشن است که معرفت ائمه (هم) نیز از معرفت خدا و رسول (ص) جدا نیست. و این مطلب جزء مسلّمات معارف اهل بیت (هم) به شمار می رود. رجوع کنید به کتاب «معرفت امام عصر (عج)»، فصل دوم از بخش اول.
52. رجوع شود به اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ابتدای حدیث دوم.
53. نهج البلاغه فقیهی ص 504 و 505 خطب? 158.
54. همان، ص 506 و 507.
55. نهج البلاغه فقیهی ص 507 و 509 با مختصر تغییری در عبارات.
56. نهج البلاغه فقیهی ص 508 تا 511 با تغییرات جزئی در ترجمه.
57. نهج البلاغه فقیهی ص 511 با مختصر تغییری در عبارات.
58. کهف/ 7.
59. نهج البلاغه فقیهی ص 508 و 509، با اصلاحاتی در ترجم? عبارات.
60. اشاره به عبارتی که در زیارت مولی امیرالمؤمنین (ع) آمده است: السلامُ علی میزانَِ الاَعمالِ. (بحارالانوار ج 100 ص 278).
61. نهج البلاغه فقیهی ص 511 با اصلاحاتی در بعضی عبارات.
62. نهج البلاغه فقیهی ص 511 با مختصر تغییرات در عبارات.
63. نهج البلاغه فقیهی ص 864.
64. نهج البلاغه فقیهی ص 1024 نام? 45.
65. نهج البلاغه فقیهی ص 1024 و 1025 نام? 45.
66. بحارالانوار ج 77 ص 164.
67. غرر و درر، ح 11061.
68. اصول کافی، کتاب الایمان والکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 1.
69. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 2.
70. همان.
71. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب حبّ الدنیا و الحرص علیها، ح 12.
72. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 24.
73. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 21.
74. . ضحی/ 11.
75. با هزاران تأسف و تأثر در آخرین روزهایی که کتاب آماده چاپ می شد، این نعمت ناشناخته از جمع دانش آموختگان و ارادتمندان ایشان رخت بربست و دلسوختگان امام عصر (عج) را به سوگ نشاند. پیکر مطهر این عزیز حضرت زهرا (س) در شب شهادت آن مظلومه در جوار حرم کریم? اهل بیت (هم) در شهر مقدّس قم به خاک سپرده شد. خداوند به هم? ما توفیق قدرشناسی از این نعمت گرانقدر الهی را در قول و عمل عنایت فرماید و استاد بزرگوار ما را جزء یاران برگزید? حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در هنگام ظهور قرار دهد.
76. نهج البلاغه فقیهی ص 824 خطب? 221.
77. نهج البلاغه فقیهی ص 1284 کلم? قصار 236.
78. نهج البلاغه فقیهی ص 42 خطب? 3.
79. نهج البلاغه فقیهی ص 112 خطب? 32.
80. این مطالب را استاد در نام? خود به یکی از شاگردانش در تاریخ 8/7/1365 مرقوم فرموده اند.
81. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 10.
82. اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ذمّ الدنیا و الزهد فیها، ح 23.
83. احتجاج طبرسی ج 2 ص 325.
84. دلائل الامامه ص 297. مرحل? دوم از لوازم انتظار: