بدعت معیارها و پیامدها صفحه 27

صفحه 27

حام(1)را بدون فرمان خدا حرام می‌دانستند. (2)

چهار - ( وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللهِ الْکَذِبَ لا یُفْلِحُونَ) ؛ «و برای آنچه زبان شما به دروغ می‌پردازد، مگویید این حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بندید؛ زیرا کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، رستگار نمی‌شوند» . (نحل: ١١۶)

این آیه شریفه نیز بر حرمت تحریف و افترا و دروغ‌بستن به خدای سبحان دلالت دارد.

پنج - ( قُلْ ما یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءٍ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحی إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ) ؛ «بگو مرا نرسد که آن (قرآن) را از پیش خود عوض کنم؛ جز آنچه را به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم؛ اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم» . (یونس: ١۵)

این آیه، در واقع پاسخ خداوند به پیشنهاد مشرکان است که گفتند: (. . . ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ. . .)(3)؛ یعنی بگو من چنین اختیاری ندارم و البته چنین حقی هم ندارم که آیات بینات را از پیش خود تغییر دهم؛


1- حام به حیوان نری می‌گفتند که از وجود آن برای تلقیح حیوانات ماده استفاده می‌شد. هنگامی که ده بار از آن برای تلقیح استفاده می‌کردند و هر بار فرزندی از نطفه آن به وجود می‌آمد، می‌گفتند: این حیوان پشت خود را حمایت کرده است؛ یعنی کسی حق سوار شدن بر آن را ندارد؛ ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۵، ص ١٠٣. مترجم
2- در این آیه، به چهار بدعت نابجا اشاره شده است که در میان عرب جاهلی معمول بود؛ به‌گونه‌ای که آنها بر پاره‌ای از حیوانات نام‌هایی می‌گذاردند و خوردن گوشت آنها را ممنوع می‌کردند یا حتی خوردن شیر و چیدن پشم و سوار شدن بر پشت آنها را مجاز نمی‌شمردند.
3- «قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را عوض کن» . یونس: ١۵ .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه