مناجات منتظران جلد 1 صفحه 187

صفحه 187

1- مثنوی، دفتر سوم، ابیات 1883- 1880.

2- عبدالکریم سروش، حدیث بندگی و دلبردگی، ص230.

او کسی را نمی شناسد و پناهی به غیر او ندارد و مرتبه سوم توکّل، مرده وار خود را به مرده شو سپردن است و یا قلم وار در دست نویسنده نشستن است.

خفته از احوال دنیا روز و شبچون قلم در پنجه تقلیب ربّ

چنین افرادی دعا نمی کنند چون در دعا کردن رایحه ای از استقلال و استغناست که منافی با مقام فناست. البتّه غزّالی این حالت را گذرا می داند زیرا اعتقاد دارد اگر این حال ادامه پیدا کند، شخص قادر به زندگی نخواهد بود و دوام آن حالت به اندازه دوام زردی از ترس یا سرخی از خشم است. ولی از سخنان مولوی پیداست که آن حال را مقام می داند و چنان توکّلی را پایدار می شمارد.(1)

مشربی که اساس و پایه سخنان مولوی و غزّالی و شارحان آنهاست، یک دیدگاه صوفیانه است که در آثار سایر ایشان هم به چشم می خورد. یکی از عبارات ابن عربی در این خصوص چنین است:

إنّما یَمنَعُ هؤلاءِ مِنَ السُّؤالِ عِلمُهُم بِأنَّ لِلّهِ فِیهِم سابِقَهَ قَضاءٍ فَهُم قَد هَیَّؤُوا مَحَلَّهُم لِقَبُولِ ما یَرِدُ مِنه.(2)

آنچه آنان را از دعا و درخواست (از خدا) باز داشته چیزی نیست جز علم و آگاهی آنها از اینکه خداوند از قبل در مورد آنان حکم فرموده، پس آنها محلّ خود را برای پذیرفتن آنچه از جانب او (خدا) می رسد، آماده کرده اند.

در ادامه این بحث، ابن عربی تصریح می کند که خداوند در مورد هرکس براساس اقتضای عین ثابتش حکم می کند که آن هم به علم ذاتی حق برمی گردد و قابل تغییر نیست. بسط و شرح این بحث ما را از مقصود اصلی کتاب دور می کند. علاقمندان می توانند به کتاب هایی که این موضوع را مطرح کرده اند، رجوع نمایند.(3)ی.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه