مناجات منتظران جلد 1 صفحه 193

صفحه 193

1- مدرک این حدیث و مشابه آن در فصل دوم از همین بخش همراه با توضیحات لازم گذشت.

2- مانند اینکه کسی برای تحقّق یک امر حرام دعا کند.

معنای صحیح سپردن کامل خود به خدا

نکته دیگری که با همین بیانات روشن می شود این است که اگر معنای توکّل یا لازمه مرتبه ای از آن این باشد که انسان مرده وار خود را به مرده شور بسپرد یا قلم وار در دست نویسنده بنشیند، معنای صحیح این تعابیر دقیقاً خلاف آن چیزی است که غزّالی و تابعانش گفته اند. آنها می گویند لازمه اینکه بنده ای «کَالمَیِّتِ بَینَ یَدَیِ الغَسّال» باشد، این است که هیچ اقدامی در جهت تغییر وضعیّت موجود خود ندهد. در حالی که این عقیده خود مخالف با تسلیم بودن بنده وار در برابر خدای متعال است. کسی که خود را در برابر خدایش کاملاً بی اراده و همچون مرده ای در دستان مرده شور می داند، از جانب خود چیزی را برای خود برنمی گزیند. همّ و غمّ او خلاصه می شود در اینکه بفهمد خدایش چه دستوری به او داده و در مرحله بعد برای تحقّق آن بکوشد.

بنابراین بنده ای که اراده و خواستی جز خواست پروردگارش ندارد، وقتی بداند که دعاکردنش متعلّق مشیّت مولایش است، در انجام دعا کاهلی نمی کند و به بهانه رضا به قضای او از دعا شانه خالی نمی کند. چنین بنده ای چون می داند که خداوند از او دعا را طلب نموده و آن را وسیله ردّ و دفع قضای خویش ساخته است، لازمه سپردن خود به خداوند را روی آوردن به سوی دعا می داند و سستی در این امر را مخالف با عبودیّت محض خود می شمارد. پس می بینیم که آنچه بهانه غزّالی و مقلّدانش برای کنار گذاشتن دعا بوده، نتیجه اش دقیقاً خلاف مدّعای ایشان است.

متأسّفانه برخی با قلم پردازی های ماهرانه مدّعای خود را جوری ارائه می دهند که خواننده اصلاً متوجّه اشکالات آن نمی شود. به این عبارات توجّه کنید:

خود را کاملاً به خدا سپرده اند و در قضای الهی ذوقی و لذّتی برتر از خواست و اراده خود می بینند و بلکه خواست و اراده ای ندارند و خود اصلاً در میان نیستند.(1)0.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه