مناجات منتظران جلد 1 صفحه 200

صفحه 200

1- بحارالانوار، ج101، ص212.

شَکی فی السِّجنِ اِلَی اللهِ فقالَ: یا رَبِّ بِمَا استَحَقَقتُ السِّجنَ؟ فَأوحی اللهُ اِلَیهِ: أنتَ اختَرتَهُ حینَ قُلتَ: «رَبِّ السِّجنُ اَحَبُّ اِلَیَّ مِمّا یَدعُونَنی اِلَیهِ»(1) هَلّا قُلتَ: العافِیَهُ اَحَبُّ اِلَیَّ ممّا یَدعُونَنی اِلیه؟(2)

(حضرت یوسف علیه السلام) در زندان به خداوند شکایت آورد و گفت: ای پروردگار من! به چه علّت مستحقّ زندان شدم؟ خداوند به او وحی فرمود: خودت زندان را اختیار کردی وقتی گفتی: پروردگار من زندان برای من از آنچه آنها مرا به سویش می خوانند، محبوب تر است. چرا نگفتی: عافیت برای من از آنچه آنها مرا به سویش می خوانند، محبوب تر است؟

می بینیم حضرت یوسف علیه السلام آنجا که می توانست از خداوند عافیت بخواهد، نخواست و همین امر ایشان را مستحقّ ماندن در زندان نمود. قطعاً جناب یوسف علیه السلام از اولیای مقرّب الهی بود که مقام عصمت الهی را هم داشت، امّا ترک اولی ای که مرتکب شد، این بود که در طلب عافیت از خداوند متعال کمی تقصیر نمود و همین کوتاهی کردن، ایشان را از عافیت در مدّت زندانی بودنش محروم کرد. این جا روشن می شود که بنده واقعی و مقرّب خدا هیچ گاه نباید دعا برای طلب عافیت را از یاد ببرد.

رابطه ی عافیت طلبی با خیر و شرّ انسان

ممکن است گفته شود که بحث در خیر و شرّ انسان بود، آیا می توان ادّعا نمود که همیشه خیر هرکس در عافیت اوست؟ مثلاً آیا همیشه تندرستی بدن به صلاح انسان است یا احتمال دارد گاهی بیماری برای انسان خیر باشد و تندرستی شر؟ و اگر چنین احتمالی هست، پس معلوم نیست که طلب عافیت همیشه به خیر و صلاح انسان باشد. بنابراین چون ما خیر و شر خود را نمی دانیم، نباید اصرار بر عافیت طلبی داشته باشیم، چه بسا چیزی را از خدا بخواهیم که به ضرر ما باشد.

در پاسخ باید گفت: درست است که گاهی در شرایطی تندرستی بدن به صلاح انسانی.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه