- پیش گفتار 1
- فصل یکم : جایگاه مرثیه سرایی و عزاداری در سخن و سیره پیشوایان 5
- اشاره 5
- 1. مرثیه سرایان سید الشهدا پیش از واقعه کربلا 7
- 2. نخستین مرثیه سرایان سید الشهدا پس از واقعه کربلا 8
- 4. تأکید بر زنده نگهداشتن یاد سید الشهدا 10
- 3. پوشیدن لباس سیاه در عزای سید الشهدا 10
- 5 . تأکید بر تداوم عزاداری 11
- فصل دوم : فلسفه عزاداری 13
- فصل سوم : آسیب شناسی مرثیه سرایی و عزاداری 17
- اشاره 17
- 1 . تحریف هدف عزاداری 18
- 2 . استناد به منابع غیر معتبر 25
- 3 . گزارش های ذلّت بار 27
- اشاره 27
- چرا ذلت فرزندم حسین را خواندی ؟! 30
- 4 . غلوّ 33
- 5 . دروغ 35
- اشاره 35
- دروغ در مرثیه سرایی در دوران گذشته 36
- اشاره 37
- نمونه هایی از روضه های دروغ از نگاه محدث نوری 37
- 1 . اضافات داستان آمدن طبیب برای معالجه امام علی علیه السلام در بستر شهادت 38
- 2 . آب آوردن ابا الفضل برای سید الشهدا در کودکی! 40
- 3 . پیمان گرفتن زینب علیها السلام از حبیب بن مظاهر 41
- 5 . داستان اسب امام حسین علیه السلام 42
- 4 . احوال پرسی امام حسین علیه السلام از زین العابدین علیه السلام در روز عاشورا 42
- 6 . داستان عروسی حضرت قاسم 43
- 8 . آمدن زینب علیها السلام به بالین برادر در قتلگاه 44
- 7 . نسبت دادن شعر ابو الحسن تهامی به امام حسین علیه السلام 44
- 9 . اسیری در این خانواده نبود 45
- 10 . چگونگی حضور امام صادق در مجلس عزاداری 45
- اشاره 45
- دروغ در مرثیه سرایی در عصر حاضر 46
- ریشه دروغ در مرثیه سرایی از نگاه محدث نوری 51
- ریشه های اصلیِ دروغ در مرثیه سرایی 53
- 6 . بدعت در نحوه عزاداری 58
- 1 . خدا محوری 62
- فصل چهارم : مجالس عزاداری هدفمند 62
- 2 . ارائه تاریخ و تحلیل صحیح از حادثه عاشورا 64
- 3 . تبلور عاطفه و ارادت به اهل بیت علیهم السلام 66
- فصل پنجم : کتاب شناسی تاریخ عاشورا و عزاداری 69
- اشاره 69
- 1 . منابع قابل استناد 71
- 2 . منابع غیر قابل استناد 73
- اشاره 73
- 1. مقتل منسوب به ابومخنف 77
- 2. نور العین فی مشهد الحسین علیه السلام 80
- 3 . روضه الشهداء 81
- 4 . المنتخب فی جمع المراثی و الخطب 83
- 5 . محرق القلوب 84
- 6 . اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات «اسرار الشهاده» 85
- 7 . ناسخ التواریخ 88
- 8 . عنوان الکلام 89
- 9 . تذکره الشهداء 90
- 10 . معالی السبطین 91
- 3 . منابع معاصر 93
- فصل ششم : تحلیلی در باره متفرّدات منابع متأخّر 95
- دلایل بهره نبردن از منابع متأخّر 95
- اشاره 95
- 1 . ارائه مستند واقعه عاشورا 96
- 2 . عدم نیاز به گزارش مُتفرّدات منابع متأخّر 96
- 3 . تمایز روشن گزارش های منابع کهن و منابع جدید 97
- یک نکته 97
- اقسام گزارش منابع متأخّر 98
- 2 . نوازش دختر مسلم 100
- نمونه هایی از متفرّدات منابع متأخّر 100
- 1 . فتوای شُرَیح قاضی در باره امام حسین علیه السلام 100
- 3 . دستور خاموشی در شب عاشورا 101
- 4 . داستان هلال و حبیب و آوردن اصحاب به کنار خیمه اهل بیت 103
- فهرستِ شماری دیگر از متفرّدات منابع متأخّر 105
- فهرست منابع و مآخذ 115
3 . دستور خاموشی در شب عاشورا
ناخوشی دست داد . پس گفت : عمو جان ! قبلاً ندیده بودم که با من ، چنین کنی . گمان می کنم که پدرم بهشهادترسیده است ! پس حسین علیه السلام نتوانست خود را نگاه دارد ، گریست و فرمود : «دخترم ! من ، پدر تو اَم و دخترانم ، خواهران تو اَند ...» .(1) ظاهراً منبع اصلی این گزارش ، کتاب روضه الشهداء(2) است که صاحب کتاب المنتخب ، آن متن را تعریب کرده است ؛ ولی این گزارش ، در منابع کهن و قابل استناد ، نیامده است .
3 . دستور خاموشی در شب عاشورامشهور است که در شب عاشورا ، امام حسین علیه السلام دستور داد که چراغ ها را خاموش کنند تا هر کس که می خواهد ، برود . پس چراغ ها را خاموش کردند و همراهان امام علیه السلام شروع به رفتن کردند . ظاهراً اصل این ماجرا ، برگرفته از کتاب ضعیف الدمعه الساکبه است که مطلبی را از کتابی ضعیف تر از خود ، یعنی کتاب نور العین ، نقل می کند(3) و این گزارش را به سکینه علیها السلام نسبت می دهد که گفته است : من در شبی مهتابی ، در وسط چادر نشسته بودم که از پشت آن ، صدای گریه و شیون شنیدم . دامن کشان ، از خیمه بیرون رفتم و ناگهان ، پدرم را دیدم که نشسته و یارانش دورش هستند . پدرم می گریست و شنیدم که می گفت : «بدانید که با من بیرون آمدید ، چون می دانستید که من به سوی مردمی می روم که با من از دل و زبان ، بیعت کرده اند ؛ امّا اوضاع ، کاملاً دگرگون شد ؛ چون شیطان بر آنها چیره گشت و خدا را از یادشان برد ، و اکنون ، جز کشتن من و کشتن هر که در راه من تلاش می کند ، و نیز اسارت خانواده ام پس از غارتشان ، هدفی ندارند . من نگرانم که شما نسبت به آنچه می دانید ، خجالت بکشید . نیرنگ زدن ، در نزد ما اهل بیت ، حرام است . پس هر یک از شما که دوست ندارد بماند ، برود . شب ، تاریک است و راه ، باز و زمان ، به هنگام . و هر کس به ما کمک کند ، همراه ما در بهشت خواهد بود و از خشم خدای مهربان ، در امان . جدّم پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود : «پسرم حسین ، در سرزمین کربلا ، تنها و بی کس و تشنه و غریب ، کشته می شود . هر که به او کمک کند ، به من کمک کرده است و نیز به فرزند او قائم - که خداوند در فَرَج او تعجیل نماید - کمک کرده است . هر کس با زبانش به ما کمک کند ، در قیامت با حزب ما خواهد بود» . به خدا سوگند ، هنوز سخن پدرم به پایان نرسیده بود که جمعیت ، ده تا و بیست تا ، پراکنده شدند و با او جز 71 نفر نماند . به پدرم نگاه انداختم که سرش به زیر بود . اشک گلوگیرم شد ... .(4)
.
1- .المنتخب ، طریحی : ص 364 . گفتنی است که مسلم بن عقیل ، هم پسر عموی امام حسین علیه السلام است و هم شوهر خواهر ایشان ، بدین ترتیب ، ایشان ، دایی فرزندان مسلم و به دختر مسلم ، مَحرم است .
2- .روضه الشهداء : ص 252 .
3- .گفتنی است که این مطلب را در کتاب نور العین نیافتیم .
4- .الدمعه الساکبه : ج 4 ص 271 .