- مقدمه مترجم و زندگینامه مؤلف 1
- تحصیلات و استادان او 3
- تولد شیخ مفید 3
- جهان اسلام در عصر شیخ مفید 4
- رهبری مفید شیعیان 5
- صحیفه های سبز وثوق امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 6
- از منظر اندیشمندان 7
- داستان هایی از زندگی شیخ مفید 8
- معنویت «شیخ» و اخلاق «مفید» 9
- توان او در تدریس و تألیف 10
- آثار هدایت گر شیخ مفید 11
- در غم غروف مفید 13
- سوگنامه های فقدان شیخ مفید 14
- کنگره جهانی هزاره شیخ مفید 15
- رساله اول 17
- اشاره 17
- آیات بسیار در قرآن 30
- رساله دوم 36
- اشاره 36
- دلیل بر وجود حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوره ی غیبت 38
- اشاره 53
- رساله سوم 53
- فرق بین ائمه علیهم السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در ظهور داشتن آن ها و غیبت داشتن او علیهم السلام 55
- اشاره 70
- رساله چهارم 70
- لو اجتمع علی الإمام عدّه أهل بدر لوجب علیه الخروج 72
- چرا مهدی ظهور نکرده است و چه موقع ظهور می کند؟ 72
«للاخ السّدید و الولیّ الرشید الشیخ المفید... برادر گرامی، استوار و دوست راه یافته شیخ مفید...» (1).
ودر توقیعی دیگر و لطفی افزون تر؛ در پنچ شنبه 23 ذی حجه هجری نامه ای دیگر از طرف حضرت به افتخار شیخ صادر شد:
«بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیک ایها الناصر للحق الداعی الیه بکلمه الصدق...»
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر، سلام خدا بر تو ای یاری کننده حق و دعوت کننده به سوی او از کسی که با صدق و راستی به سوی خدا دعوت می کنی...» (2).
برخی بر این باورند که در طول 30 سال، 30 توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری این جمله نورانی دیده می شود: «برادر گرامی و استوار؛ شیخ مفید» (3).
از منظر اندیشمندان
شیخ طوسی، سید شرف الدین عاملی، علامه بحرالعلوم، قاضی نورالله شوشتری، ابن شهر آشوب مازندرانی شیخ آقا بزرگ تهرانی، حاج میرزا حسین نوری و بسیاری دیگر از سبز سیرتان اندیشمند و دانایان شیعه شیخ را مردی فقیه، مؤلّفی زبردست و صاحب دویست کتاب، صاحب فکری بلند و عالی و دارای ذهن دقیق و قابل توجه دانسته اند، او را در دوری از خطا و گناه، برخورداری از فقاهت و عدالت و بهره مندی از تیزهوشی و فضائل بسیار، کم نظیر شمرده اند.
1- . مستدرک الوسایل، حاج میرزا حسین نوری، ج 3، ص 517 و 518.
2- . مستدرک الوسایل، حاج میرزا حسین نوری، ج 3، ص 517 و 518.
3- . مستدرک الوسایل، حاج میرزا حسین نوری، ج 3، ص 517 و 518.