تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 194

صفحه 194

ندارد؛ چه رسد به وثاقت او.(1)

البته ممکن است کسی بگوید: آن چه بیان شد مبنای آیت الله خویی است. و ما مبنای وی را نمی پذیریم از سویی، آقای خویی خود، به تشیّع و حسن عقیده وی اعتراف دارد. بنابراین نمی توان او را تضعیف کرد. در سند روایت مذکور، جعفر بن محمد بن عماره وجود دارد.

آقای شوشتری پس از نقل حدیثی از او درباره وی نکته جالبی بیان می کند و می گوید: از روایتی که ایشان نقل کرده، عامی بودن وی بعید نیست، زیرا او وقتی از امام، حدیث نقل می کند وی را با اسم و با ذکر نام پدران و اجدادش تا پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم نام می برد. و معمولاً اهل سنّت، امام صادق و به طور کلّی ائمه اطهار علیه السلام را به عنوان محدّث تلقّی می کنند و این گونه از آنان، نقل حدیث می کنند؛ ولی شیعه معمولاً با کُنیه، از ائمه طاهرین علیه السلام روایت نقل می کند.(2)

آقای نمازی نیز می گوید: هیچ نامی از او در کتاب های رجالی نیست.

بنابراین، براساس گفته آقای شوشتری، عامی بودن او بعید نیست و بنا به گفته آقای نمازی، وی شخصیتی مهمل است.

5. تفسیر قمّی

در این تفسیر، درباره حروف مقطّعه یاد شده، روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل می کند و می نویسد: «قال جعفر بن محمّد، عن عبید، عن الحسن بن علی، عن أبیه، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله علیه السلام، قال: … هذه أسماءُ لله مقطّعه، و أمّا قوله، کهیعص. قال: الله، هو الکافی، و الهادی العالم …؛ این فرموده خداوند تبارک و تعالی است که خود را توصیف کرده است.»(3)

بررسی سند این روایت

با دقت در به هم ریختگی و ناموزون بودن سند این حدیث، به راحتی می توان به


1- معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 220.
2- قاموس الرجال، ج 2، ص 678.
3- تفسیر قمی، ج 3، ص 3.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه