تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 50

صفحه 50

یکی از این چهار یا پنج روایت، از نظر سند و متن بسیار قوی است.

محدّث نوری، می افزاید: آری؛ ما قبول داریم در بعضی از روایات، نام حضرت آمده است. امّا بعضی از این موارد مربوط به شخص راوی است و بعضی دیگر، از امامان معصوم و در جاهای مخصوصی است. قضایای یاد شده، همه شخصی است و نمی توان این روایات را معارض با روایاتی قرار داد که در نهی، تصریح دارند. روایتی را که مفادش تصریح بر جواز باشد، نداریم؛ در نتیجه بردن از نام شریف امام علیه السلام جایز نیست.

محدّث نوری می گوید: من در ارائه این دیدگاه تنها نیستم؛ بلکه تعداد قائلان به حرمت تسمیه فراوان است، از جمله، محقق داماد که در کتاب شرعیه التسمیه بر حرمت نام بردن حضرت، ادعای اجماع کرده است.

محدّث جزایری نیز در کتاب شرح العیون حرمت را به بسیاری از فقها و جواز را به برخی از معاصران خود نسبت داده است. سپس می نویسد: قبل از طبقه جزائری، کسی را جز خواجه نصیرالدین طوسی و محقق اربلی صاحب کتاب کشف الغمّه(1) سراغ نداریم که قائل به جواز باشند. این مطلب در دوران محقق داماد به مسأله ای نظری تبدیل شد و مورد بحث قرار گرفت. پس از آن کتاب هایی در این زمینه نوشته شد.(2) تا نوبت به صاحب وسائل رسید. وی کتاب مفصلی در مورد جواز تسمیه نوشت و بر جواز آن پافشاری کرد با این که مسأله اجماعی بوده و یا بیشتر بزرگان قائل به حرمت آن هستند.

دیدگاه قائلین به جواز

1. شیخ حُرّ عامِلی

اشاره

وی با تأکید بر جواز تسمیه به نام امام عصر علیه السلام در آغاز بحث، چنین عنوان می کند:

«باب تحریم تسمیه المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، و سائرالائمه علیهم السلام و ذکرهم وقت التقیّه و جواز ذلک مع عدم الخوف.»


1- کشف الغمّه، ج 4، ص 272 (چاپ مجمع جهانی اهل البیت).
2- مستدرک الوسائل، ج 12، ص 289.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه