- اشاره 8
- 1 _ خالی نبودن زمین از حجّت خدا 16
- 2 _ وسیله دفع بلاها 17
- 4 _ وسیله ظهور برکات زمین 18
- 3 _ وسیله بارش باران 18
- 5 _ تقوا تنها راه رسیدن 19
- 8 _ عمر طولانی دارد 20
- 6 _ همنام و هم کنیه پیامبر صلی الله علیه و آله 20
- 7 _ زمین را پر از عدل و داد کند. 20
- 9 _ حکومت جهانی 21
- 10 _ غیبت طولانی 22
- 11 _ هلاکت 28
- 12 _ مرگ جاهلی 30
- 13 _ استواری در دین 31
- 14 _ دعا برای تعجیل در امر فرج 32
- 15 _ آخرین ذخیره الهی 36
- 16 _ منتقم خون مظلومان در راستای تاریخ 38
- 18 _ پیمان الهی 39
- 17 _ ارتداد حدّ اکثری 39
- 19 _ ایمان راسخ 40
- 20 _ تأییدات ربّانی 40
- 1. دعا برای فرج واجب عینی است 42
- 2. دعا برای تعجیل در فرج در هر لحظه و در همه جا لازم است. 43
- 3. دعا برای تعجیل در امر فرج باید تداوم داشته باشد. 43
- 4. آسان ترین راه برای جلب عنایت مولا 44
- اشاره 48
- 1 _ به دنبال هر نماز واجب 48
- 2 _ بعد از نماز عصر 49
- 4. بعد از نماز جعفر طیّار 50
- 3. بعد از نماز شب 50
- 5. در قنوت های نماز 51
- 6. قنوت روز جمعه 52
- 7. بامدادان 52
- 9. عصر جمعه 53
- 8. در پگاه جمعه 53
- 10. شامگاهان 54
- 11. شام جمعه 54
- 12. شام پنجشنبه 55
- 13. شب نیمه شعبان 58
- 14. روز نیمه شعبان 60
- 15. شب های عید فطر و قربان 62
- 16. شب قدر 63
- 17. دیگر لیالی قدر 64
- 18. روز عید سعید غدیر 65
- 20. در مجالس سوگواری 67
- از دیگر مسائل جلب عنایت و رضایت خاطر آن حضرت: 68
- 1. مسجد الحرام 69
- اشاره 69
- 2. مسجد النبی صلی الله علیه و آله 70
- 3. صحرای عرفات 71
- 4. نجف اشرف 73
- اشاره 73
- وَ مِنْ دُعاءٍ لَه علیه السلام : 74
- 5. کربلای معلّی 75
تصمیم گرفتم که از آنجا دور نشوم، تا امام هادی علیه السلام را ببینم و از عاقبت کار او آگاه شوم.
پس او را دیدم که بر اسبی سوار است، مردمان در دو طرف جادّه صف کشیده اند، به او تماشا می کنند، چون چشمم به جمالش افتاد، محبّت او در دلم قرار گرفت، شروع کردم برای او دعا کردن و از خدا خواستن که شرّ متوکّل را از او دور بگرداند.
امام هادی علیه السلام در میان دو صف حرکت می کرد، به چپ و راست نگاه نمی کرد، فقط به یال مرکب خود می نگریست.
من تمام این مدّت برای سلامتی اش دعا می کردم.
هنگامی که به مقابل من رسید، با تمام چهره به من نگاه کرد و فرمود:
اِسْتَجابَ اللّه ُ دُعاءَکَ، وَ طَوَّلَ عُمْرَکَ وَ کَثَّرَ مالَکَ وَ وُلْدَکَ ؛
خداوند دعایت را مستجاب کرد، به تو عمر طولانی عطا فرمود، اموال و اولادت را فراوان نمود.
از هیبت و وقارش بر خود لرزیدم و در میان دوستانم بر زمین افتادم.
پرسیدند: چه شد؟ چرا به این حال افتادی؟! چیزی نگفتم، گفتم: ان شاء اللّه خیر است.
به اصفهان بازگشتیم، خداوند درهای کرمش را، به برکت دعای آن حضرت، به رویم گشود، امروز چون درِ خانه ام را می بندم هزار هزار درهم ثروت درخانه دارم، علاوه بر اموالی که در بیرون از خانه دارم، خداوند ده فرزند به من عطا فرموده و بیش از هفتاد سال عمر کرده ام و معتقد به امامت آن حضرت می باشم، که از درون قلب من خبر داد و خداوند دعایش را در حقّ من مستجاب نمود.(1)
1- 1 _ راوندی، الخرائج والجرائح، ج2، ص392، باب11، ح1.