- چش_م ان_داز 2
- 1 _ رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم 8
- اشاره 8
- خاندان رحمت 8
- 2 _ امیرالمؤمنین علیه السلام 11
- 3 _ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام 12
- 4 _ امام حسن مجتبی علیه السلام 13
- 5 _ حضرت سیّدالشهدا صلوات الله علیه 15
- 6 _ امام سجاد علیه السلام 17
- 7 _ امام محمد باقر علیه السلام 19
- 8 _ امام جعفر صادق علیه السلام 20
- 9 _ امام موسی کاظم علیه السلام 21
- 10 _ امام رضا علیه السلام 23
- 11 _ امام محمد جواد علیه السلام 24
- 12 _ امام علی النقی علیه السلام 25
- 13 _ امام حسن عسکری علیه السلام 27
- 14 _ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه 29
- ای جلوه رحمت الهی! 31
- آیینه تمام نما 39
- عدالت موعود و دشمنان آن 48
- به ما نگفتند 54
- فه_رست 58
نمی طلبید.
_ هرگز کسی را دشنام نگفت.
_ همواره _ در ملاقات با همه افراد، از بزرگ و کوچک _ ابتدا به سلام می کرد. و می فرمود: من پادشاه نیستم.
_ می فرمود: خداوند، مرا به سخاوت و احسان امر فرموده و از بخل و جفا باز داشته است.
_ ژولیده مو بودن را دوست نمی داشت.
_ و می فرمود: هر که برای خدا تواضع کند، خداوند رتبه او را بلند می گرداند. و هر که تکبر کند، خداوند او را پست می گرداند.(1)
2 _ امیرالمؤمنین علیه السلام
روزی امیرالمؤمنین علیه السلام با شخصی از اهل ذمّه (یهودیان یا مسیحیان) هم سفر شد. او پرسید: ای بنده خدا! به کجا می روی؟ فرمود: به سمت کوفه می روم. وقتی به دو راهی رسیدند، حضرتش راه کوفه را رها کرد و در مسیر همسفر پیش رفت. همسفر پرسید: مگر نگفتی که من قصد کوفه دارم؟ این راه، راه کوفه نیست.
1- برگرفته از منتهی الآمال، ج 1، باب 1، فصل 4.