- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- اشاره 7
- دفتر اول: زمزمه های اشتیاق 7
- بخش اول نگار پرده نشین 7
- بخش دوم شام هجران 22
- بخش سوم شِکوه ها 36
- بخش چهارم ناز و نیاز 48
- بخش پنجم دولت فیض 71
- دفتر دوم: ندبه های انتظار 80
- اشاره 80
- صبح سخن 80
- ندبه اول: قاب زمان 82
- ندبه دوم: عابر آسمان ها 83
- ندبه سوم: آفتاب امید 84
- ندبه چهارم: بال های احساس 85
- ندبه پنجم: بوی بهار 87
- ندبه ششم: عطش روح 89
- ندبه هفتم: مسحور یار 91
- ندبه هشتم: وقت پرواز 92
- ندبه نهم: آماده عروج 94
- ندبه دهم: خلوت دل 95
- ندبه یازدهم: نیستانِ نیاز 96
- ندبه دوازدهم: آستان دوست 98
- ندبه سیزدهم: آتش وصل 100
- ندبه چهاردهم: پل پیوستگی 101
- سخن آخر: پیمان پایدار 104
است که روح را آشفته می خواهند؛ بال های عروج را بُریده و دست های گشایش را کوتاه!
از ماندن می ترسم؛ از سکون، از تارهایی که این روزها، به بندم می کشند و اجازه پروازم نمی دهند؛ از دل شوره هایی که شوق پرواز را از خاطرم می دزدند.
من تکّه تکّه دلم را برایت می نویسم و یقین دارم که چشم به من دوخته ای و صدای پریشانم را می شنوی.
گوشه گوشه اتاقک تنهایی ام را می کاوم، شاید نشانی از تو بیابم. نمی دانم در کدام سمت ایستاده ای.
شاید به پنجره ای که همیشه خدا، بغض هایم را از دریچه هایش پرواز می دهم، تکیه داده ای و به دوردست ها می نگری.
شاید بغض هایم را که پرنده وار در نگاه آبی آسمان به پرواز در آمده اند، به تماشا نشسته ای.
شاید به کتاب های نخوانده ام، نگاه می کنی و در این اندیشه ای، که با این دیدگان همیشه بارانی، چه وقت فرصتِ خواندنشان را به دست خواهم آورد!
شاید به آیینه روشنی خیره مانده ای که همیشه دل تنگی های خویش را در چشم هایش خالی می کنم؟! و شاید...
نمی دانم! تنها می دانم که دنیا بین من و تو دیوار شده و پُلِ پیوستگی مان تنها یک دل است؛ دلی که از تو و ترانه های ظهور و حضور تو سرشار است.
به نوشته هایم چشم می دوزم؛ به دل تنگی هایی که هرکدام ثمره اشک های شبانه و عاشقانه منند؛ اشک های معصومی که به شوق دیدارت، دامنم را دریایی خواسته اند.