- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- بخش اول نگار پرده نشین 7
- دفتر اول: زمزمه های اشتیاق 7
- اشاره 7
- بخش دوم شام هجران 22
- بخش سوم شِکوه ها 36
- بخش چهارم ناز و نیاز 48
- بخش پنجم دولت فیض 71
- دفتر دوم: ندبه های انتظار 80
- صبح سخن 80
- اشاره 80
- ندبه اول: قاب زمان 82
- ندبه دوم: عابر آسمان ها 83
- ندبه سوم: آفتاب امید 84
- ندبه چهارم: بال های احساس 85
- ندبه پنجم: بوی بهار 87
- ندبه ششم: عطش روح 89
- ندبه هفتم: مسحور یار 91
- ندبه هشتم: وقت پرواز 92
- ندبه نهم: آماده عروج 94
- ندبه دهم: خلوت دل 95
- ندبه یازدهم: نیستانِ نیاز 96
- ندبه دوازدهم: آستان دوست 98
- ندبه سیزدهم: آتش وصل 100
- ندبه چهاردهم: پل پیوستگی 101
- سخن آخر: پیمان پایدار 104
و من هنوز با دیده ای اشکبار، نشسته به انتظار که بیایی.
بازآ که از فراق تو ای مهر جان فروز!
صبح زمانه، تیره تر از شام ماتم است
باز آی و باز گیر ز اهریمنان، نگین
ای آن که نقش خاتم تو، اسم اعظم است
باز آی و روح در تن این مردگان بِدَم
ای آن که زنده از دمت عیسی بن مریم است
باز آی ای طبیبِ روان های بی قرار
برخستگانِ غم زده، لطف تو مرهم است(1)
3. مهدیا! شهدای ما، یادواره ایثار و دیگرگرایی و یادمان ظهور تو هستند.
4. مهدیا! چشم هایم را می نوازم که هجران کشیده، می بارند و بخیل نیستند.
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
یعقوب وار، واسفاها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست(2)
5. مهدیا! بال های پروانه سوداگرانه، گرد آتش چراغ سوخت و منتظران حقیقی، خاطرخواهانه در آرزوی دیدار روی نیکوی تو، از داغ فراق، پیوسته می سوزند.
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
1- محمود شاهرخی جذبه.
2- مولوی