- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- اشاره 7
- دفتر اول: زمزمه های اشتیاق 7
- بخش اول نگار پرده نشین 7
- بخش دوم شام هجران 22
- بخش سوم شِکوه ها 36
- بخش چهارم ناز و نیاز 48
- بخش پنجم دولت فیض 71
- دفتر دوم: ندبه های انتظار 80
- اشاره 80
- صبح سخن 80
- ندبه اول: قاب زمان 82
- ندبه دوم: عابر آسمان ها 83
- ندبه سوم: آفتاب امید 84
- ندبه چهارم: بال های احساس 85
- ندبه پنجم: بوی بهار 87
- ندبه ششم: عطش روح 89
- ندبه هفتم: مسحور یار 91
- ندبه هشتم: وقت پرواز 92
- ندبه نهم: آماده عروج 94
- ندبه دهم: خلوت دل 95
- ندبه یازدهم: نیستانِ نیاز 96
- ندبه دوازدهم: آستان دوست 98
- ندبه سیزدهم: آتش وصل 100
- ندبه چهاردهم: پل پیوستگی 101
- سخن آخر: پیمان پایدار 104
44. مهدیا! هر که را دوست می داشتم، به میهمانی سفره سَحرش فرا خواند و او را به یادگار گفته ام: هر چه می خواهی خبر، وقت سحر.
45. مهدیا! سودمندترین نوبت و مجال را گاهِ سَحر یافتم؛ سَحر، گاهواره رحمت و آرامش و مادر فرصت هاست و چه عطشناک و مهربانانه، بیدارانش را به آغوش می کشد. چه گوارا است که جوانی از خواب شیرین شبانه خویش بکاهد، هنگام سَحر برخیزد، طهارت بگیرد، به نماز بایستد، سر بر خاک نهد و هم گام با تو «اللّه، اللّه » بگوید و چراغ روزش را بیافروزد.
46. مهدیا! داد از ناشناسی ات و فریاد از نشناختنم.
دیده ای خواهم که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس(1)
معشوق عیان می گذرد بر تو و لیکن
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است(2)
47. مهدیا! از تو جدا خواهم بود اگر ساده اندیشانه و پَرسه زنان در گیراگیر زندگی ام، خود را نجات یافته و خوش فرجام گمان برم و شِکَن ها و آزمایش های جوراجورِ فراروی خود را جدیّ نیانگارم و مغرورانه و بی خبر و خیالی بگذرانم.
48. مهدیا! هرگاه قرآن نمی خوانم و در آن نمی اندیشم و از آموزه های اعتدال بخش آسمانی آن فاصله می گیرم، باورهایم در شِکن های گونه گونِ
1- عطار نیشابوری
2- حافظ