از سبوی انتظار صفحه 34

صفحه 34

44. مهدیا! هر که را دوست می داشتم، به میهمانی سفره سَحرش فرا خواند و او را به یادگار گفته ام: هر چه می خواهی خبر، وقت سحر.

45. مهدیا! سودمندترین نوبت و مجال را گاهِ سَحر یافتم؛ سَحر، گاهواره رحمت و آرامش و مادر فرصت هاست و چه عطشناک و مهربانانه، بیدارانش را به آغوش می کشد. چه گوارا است که جوانی از خواب شیرین شبانه خویش بکاهد، هنگام سَحر برخیزد، طهارت بگیرد، به نماز بایستد، سر بر خاک نهد و هم گام با تو «اللّه، اللّه » بگوید و چراغ روزش را بیافروزد.

46. مهدیا! داد از ناشناسی ات و فریاد از نشناختنم.

دیده ای خواهم که باشد شه شناس

تا شناسد شاه را در هر لباس(1)

معشوق عیان می گذرد بر تو و لیکن

اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است(2)

47. مهدیا! از تو جدا خواهم بود اگر ساده اندیشانه و پَرسه زنان در گیراگیر زندگی ام، خود را نجات یافته و خوش فرجام گمان برم و شِکَن ها و آزمایش های جوراجورِ فراروی خود را جدیّ نیانگارم و مغرورانه و بی خبر و خیالی بگذرانم.

48. مهدیا! هرگاه قرآن نمی خوانم و در آن نمی اندیشم و از آموزه های اعتدال بخش آسمانی آن فاصله می گیرم، باورهایم در شِکن های گونه گونِ


1- عطار نیشابوری
2- حافظ
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه