- اشاره 1
- مقدمه 1
- روش ما در ویراستاری کتاب 3
- اشاره 11
- انسان کامل، غایت هر انسان 14
- جایگاه امام معصوم بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله 16
- شب قدر و حضور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه 25
- امام علیه السلام مقصد خلقت 29
- یگانگی عالم کبیر با عالم صغیر 45
- ریشه سرگردانی ها 47
- اشاره 52
- مقام واسطه فیض 54
- تصرّف در ابعاد غیبی انسان ها 57
- مافوق فهم صورت گِرا 58
- چگونگی تأثیرپذیری روح و قلب 60
- انسان کامل و نظر به لوح جانِ انسان ها 62
- دین در صحنه معرفت بشری 63
- اسماء خدا در وجود آدم 64
- طالب نظر امام زمان علیه السلام بودن 66
- تأثیر نظر امام بر قلب انسان 69
- عوض کردن مبادی میل 71
- غم غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه 73
- انقلاب جهانی جهت تعالی عقل و خیال 76
- بازگشت دینداری به نظام تصمیم گیری بشر 80
- توجه به دروازه نور 83
- امام زمان عجل الله تعالی فرجه ؛ تمنّای بزرگ بشریت 88
- سر رشته عزّت حقیقی 89
- اشاره 91
- برکات تأثیر نظر امام عصر عجل الله تعالی فرجه 93
- اصلاحی، فوق کتاب و درس 94
- امام عجل الله تعالی فرجه عامل به ثمر رسیدن هر انسان 96
- معنی و جایگاه فرج 99
- فرج و طلوع تمام نورها 100
- عوامل محرومیت از فرج 104
- دعای ندبه، زمینه تحقق فرهنگ امام زمان عجل الله تعالی فرجه 106
- سنت گزینش اولیاء 107
- موانع ظهور حق در جامعه 111
- منطقی ترین آرمان 115
- آرزوی حقیقی 118
- دولت الهی 121
- ارتباط با امام عصر عجل الله تعالی فرجه 122
- چگونگی ارتباط با مقام امام عصر عجل الله تعالی فرجه 124
- غفلت از فضای ارتباط با امام عصر عجل الله تعالی فرجه 128
- همیشگی فرج برای اهلش 129
- نظر امام عصر در هر صبح 130
- اشاره 138
- کشف اسرار عالم در فهم چگونگی ظهور 140
- مقابله با حوادث حتمی الوقوع، محال است 141
- معنی عدالت و امنیت در آخرالزمان 145
- معنی تاریخ 148
- هدف خلقت؛ نمایش انسان کامل است 151
- آخرالزمان؛ ابتدای تاریخ حقیقی بشر 153
- تقدّم و تأخّر ظهور 160
- امام زمان علیه السلام همیشه باید حاضر باشند 166
- شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه دریچه ارتباط با پیامبر صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهم السلام 168
- غایب؛ امّا فعّال 171
- اشاره 179
- شرط ظهور چهره نهایی اسلام 191
- لازمه نظام اَحسن الهی 193
- ظرفیت زمین و عالی ترین آرمان 195
- معنی و جایگاه انتظار فرج 198
- شرط تحقق جامعه آرمانی 199
- نظام اَحسن الهی و انتظار جامعه آرمانی 202
- نجات از هوش شیطانی 209
- انقلاب اسلامی، طلوعی امیدبخش 213
- توجه به موعود، عامل نجات 217
- راه عبور از ظلمات آخرالزمان 219
- اهمیت شناخت روح زمانه 223
- انتظارهای غلط از انقلاب اسلامی 226
- شرایط زندگی قدسی 230
- یک قدم تا ظهور 234
- چگونه امام شناخته می شود؟ 238
- اشاره 244
- امام زمان عجل الله تعالی فرجه، عین انسانیت 246
- ظهور حقیقت انسانیت در افراد مختلف 249
- اهمیت درک «چگونگی حضور حضرت حجت در هستی» 251
- عالِم به موضوعی و جاهل به موضوعی 253
- امام زمان عجل الله تعالی فرجه؛ تنها راه تکمیل همه ابعاد انسانی 259
- امام زمان عجل الله تعالی فرجه؛ تنها راه رسیدن به خدا 260
- آفات وهّابی گری 264
- امام زمان عجل الله تعالی فرجه منطقی ترین مقصد 268
- ما امام زمان علیه السلام را ببینیم یا امام زمان علیه السلام ما را؟ 270
- چگونگی ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه 275
- نظر امام علیه السلام بر موطن «قلب»، «خیال» و «حسّ» 278
- محرومیتی خودخواسته 287
- هدف از ملاقات امام علیه السلام 291
- رؤیت امام علیه السلام از جمالِ عین رکوع و عین سجود 293
- رعایت کامل شریعت، عامل ارتباط با امام علیه السلام 296
- احتمال تمثّل شیطان یا نفس امّاره 300
- جایگاه رؤیت امام علیه السلام در خواب 303
- اوّلین قدم، شناخت نقص های نظام سیاسی جهان 309
- امام زمان علیه السلام و نوع اسلحه ها در آخرالزمان 311
- صبر در انتظار و ناامیدی از خود؛ مقدمه جلب نظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه 313
1- «تاریخ بغداد»، ج 12، ص30 (نقل از امام شناسی، ج13، ص122).
از جا کندند و آن را چندین ذراع آن طرف تر پرتاب کردند - راهب آن دیر هم در حال نگاه کردن صحنه است- یک مرتبه آب زلالی که لشکریان می گویند ما تا حالا آبی به آن زلالی ندیده بودیم، بیرون آمد. همه از آن آب خوردیم و به حیواناتمان هم دادیم، بعد حضرت فرمودند: سنگ را بیاورید سر جایش بگذارید، می گویند: همه رفتیم که سنگ را بیاوریم، سنگ را نتوانستیم بلند کنیم. خود حضرت دوباره رفتند سنگ را بلند کردند و سر جایش گذاشتند، و گفتند با خاک آن را بپوشانید، راهب از آن بالا در حالی که تا آن موقع در حال نگاه کردن بود، صدا زد «اَیُّهَاالنّاسُ اَنْزِلُونی» ای مردم! مرا پایین بیاورید! او را پایین آوردند، راهب به حضرت علی علیه السلام گفت: شما نبیّ هستی، یا وصیِّ نبیّ؟ حضرت فرمودند: «اَنَا وَصِیُّ رَسُولِ الله محمدبن عَبْدالله خاتم النبیّن» من وصیّ نبیّ رسول خدا، محمدبن عبدالله که خاتم پیامبران است هستم، راهب سریعاً اسلام آورد. بعد به راهب گفتند: قضیه چیست؟ گفت ما در این جا پشت در پشت چندین راهب بودیم که این محل را برای چنین روزی ساختیم، ما فقط می دانستیم یک سنگی این جا هست که یک نبیّ یا وصیِّ نبیّ می تواند این سنگ را پیدا کند و می دانستیم غیر نبیّ یا وصیِّ نبیّ هم نمی تواند آن را بلند کند، و راهب قبلی به من گفت: آن حادثه نزدیک است. خیلی هم تلاش کرد شما را پیدا کند ولی موفق نشد و من حالا شما را پیدا و تصدیق کردم و می خواهم مسلمان شوم و با شما بیایم و شهید شوم. چون امیرالمؤمنین علیه السلام آنچه را راهب گفت، شنید، به قدری گریست که محاسنش تر شد و گفت: «اَلْحمدُ لِلِّهِ الَّذی لَمْ اَکُنْ عِنْدَهُ مَنْسِیّاً. اَلْحمدُ لِلّهِ