جایگاه و معنی واسطه فیض صفحه 292

صفحه 292

1- حجت الاسلام حاج آقا سید حسین یعقوبی در کتاب «سفینه الصادقین» صفحه 508 نقل می کنند: روزی اخوی آقای حاج سید ابوالحسن دستغیب از آیت الله انصاری همدانی(ره) پرسید: آیا ممکن است امام معصوم علیه السلام وعده ای بدهند و به آن عمل نکنند؟ فرمودند: نه! سپس سؤال کرد: حاج ملا آقاجان چه جور آدمی است، آیا اهل دروغ است؟ فرمودند: نه، متشرع است. آنگاه گفت: حاجتی دنیوی داشتم به ایشان متوسل شدم، ایشان پس از تشرّف به حرم مطهّر کاظمین«علیهماالسلام» به من گفت: حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: حاجتش را دادیم. با این حال چرا حاجت من برآورده نشد؟ استاد بزرگوار آیت الله انصاری(ره) فرمودند: در نفس انسان امام هست، پیغمبر هست، بلکه بالاتر از آن هم هست. مقصودشان این بود که نه وعده امام تخلّف می پذیرد و نه ایشان دروغ گفته است، بلکه او از مُدرَک خود خبر داده است [و از آن چیزی که در درون خود ساخته، خبر گرفته است و نه از امام].

جواب: دو نکته را عنایت کنید تا إن شاء الله جواب سؤالتان روشن شود. اوّلاً؛ این ذوات مقدّسه یعنی ائمه معصومین علیهم السلام نورند و لذا جلوه نازله شان هم نور است و مسلّم است که ارتباط با ذوات نورانی، دلِ نورانی می خواهد. ثانیاً؛ به اعتبار آن که خداوند ارحم الراحمین است و بنده های مخلَص خداوند یعنی ائمه معصومین علیهم السلام هم مظهر همان اسم رحمان هستند و با رحمتشان با افراد برخورد می کنند، اقتضا می کند با اندک آمادگیِ واقعیِ افراد، امام علیه السلام عنایت و نظر بفرمایند، حالا کسی که دنبال بهره کامل از نظر مبارک امام علیه السلام نیست، مربوط به خودش است. می گویند کشاورزی که نزدیکی های مسجد سهله مشغول کار بود گفته بود: حالا که برای من سخت نیست، اعمال مسجد سهله را برای ملاقات امام زمان علیه السلام در کنار کار کشاورزی ام انجام می دهم تا ان شاء الله آن حضرت را ملاقات کنم، به قول معروف سنگ مفت و گنجشگْ مفت. با چهل روز رفتن به مسجد سهله و زیارت کردنِ مقام امام علیه السلام، امام زمان را می بینم، اتفاقاً روز آخر که داشت به طرف مسجد سهله می رفت، کسی آمد و به او گفت: کجا می روی؟ گفت: می روم زیارت. پرسید: برای چی؟ گفت: می خواهم امام زمان علیه السلام را ببینم! چه کارش داری؟، کارش دارم! حالا فرض کن من امام زمان بگو، با امام زمان چه کار داری؟ گفت: اگر تو امام زمان هستی، بگو این بیل من پارو شود - می دانید که؛ قدیم ها بیل که از جنس فلز بود گران بود، ولی پارو که از جنس چوب بود ارزان بود- ایشان هم گفته بودند: بیلت پارو. آن کشاورز برگشت دید بیلش پارو شده است، یک مرتبه جا خورد که در ملاقات با امام زمان علیه السلام عجب ضرری کرده است. البته من نمی دانم امام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه