- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت اول 50
- قسمت دوم 53
در این مناجات حضرت امام زمان ارواحنا فداه طلب عفو وآمرزش برای دوستانش می کند و آنچه از حق مردم بر عهده دوستان است از خداوند می خواهد تا از خمس اموال که حق آن بزرگوار است جبران نماید و این روایت گرچه برای اثبات مدعی کافی است لکن حدیثی را می آوریم که حکایت از این واقعه در زمان ظهور آن حضرت دارد .
حضرت امام محمد باقر ( ع ) می فرمایند : ثم یقبل الی الکوفه فیکون منزله بها فلایترک عبدامسلما الا اشتراه واعتقه ولا غارما الا قضی دینه , ولامظلمه لاحد من الناس الا ردها . . .
. ( ( 32 ) ) سپس ( حضرت مهدی ارواحنا فداه ) روی به کوفه می آورد و آنجاست منزل او, پس هر غلام مسلمانی را خریده و آزاد می کند و مقروضی نیست مگرآنکه قرضش
را ادا می کند و مظلمه های مردم را ردمی نماید .
بفرموده امام محمد باقر ( ع ) , حضرت مهدی ارواحنا فداه هیچ مسلمانی را در بند بردگی باقی نمی گذارد و همه را خریده و آزاد می نماید, اما نکته دیگر روایت که حکایت از احسان عام آن جناب دارد و در آن اشاره به عفو بیکران آن حضرت دیده می شود اینکه قرض تمام مقروضین را ادا می نماید, و به دسته یا گروه خاصی - مثلا شیعیان یا مسلمین - تقیید نشده است که این نشان از مطلبی دارد و آن اینکه حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه نمی خواهد حتی یک نفر در اسارت و زجر باشد,زیرا زمان سختیها به پایان رسیده است .
و از این نکته لطیف تر این سخن حضرت امام باقر ( ع ) است که جلوه ای زیباتر از رافت بیکران مهدوی را به تصویر می کشد ودیده دل به ساحل این اقیانوس بی پایان می نشاند و تشنگان معرفتش را به جرعه ای از این جام سر مست می کند و چنین می فرمایند : او ( حضرت مهدی ارواحنا فداه ) حقوقی را که در اثر کردارهای ناروا بر عهده مردم است رد خواهدکرد . ( ( 33 ) ) از این سخن حضرت امام باقر ( ع ) آنچه گفتیم بخوبی ظاهر می شود که آن حضرت برای دوستان خطاکار خودشفاعت خواهد فرمود و حق الناس را نیز خود ادا خواهد کردو این نیست مگر خروش جود و کرم آن عزیز که حکایت ازلطف بی حدش دارد و اگر جز این بود باید مردم
را مجبور به پرداخت دیون خود می نمود و محکوم به رد مظلمه هامی فرمود .
البته روایات دیگر نیز به این مطلب اشاره دارد که مابه همین مقدار بسنده می کنیم .
ارمغان صلح
آنچه را که هزاران سال است بشر در آرزویش نشسته ,هزاران هزار دل در انتظارش لحظه شماری کرده , پدران به فرزندان نویدش را داده اند, مادران قصه اش را بر کودکان خوانده اند, عروسان حجله نشین به حسرتش بودند و گلهای گریبان دریده باغ در غیرتش , شمعها بسی اشکها در فراقش ریختند و بلبلان غزلها به وصفش سرودند, و پروانگان در آتش هجرانش به خاکستر نشستند و عاشقان آستین به خون دیده شستند هر نامه را که می گشودند سخن از او می گفت , و هر که می رسید سراغ از او می جست , پیام آوری نبود که مژده وصلش را نمی داد, و در کنار راهش به انتظارش نمی نشست ,آدم به عشقش ترک جنان کرد و نوح از هجرش دل به طوفان سپرد, از سوز جدائیش خلیل تن به آتش داد و طره ای از زلفش هوش از سر موسی برد نفخه ای از دمش شور عشق به قلب عیسی افکند و بی تاب ظهورش نمود .