- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- معجزه بزرگ 10
- کهف امان 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- قسمت اول 50
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت دوم 53
. .
حتی یامن الشاه والذئب والبقره والاسد والانسان والحیه وحتی لاتقرض فاره جرابا .
. .
وذلک یکون عندقیام القائم .
( ( 37 ) ) .
. .
تا آنجا که گوسفند و گرگ , و گاو و شیر, و انسان ومار در کنار هم آرامش می یابند و تا حدی که موش کیسه ها را نمی جود .
. .
و آن در وقت قیام قائم است .
و باز بشنوید این حدیث زیبا را که از صحف ادریس علی نبینا وآله وعلیه السلام یکی از پیامبران پیشین نقل شده است که درباره آرامش و امنیت در آن زمان سخن می گوید : والقی فی تلک الزمان الامانه علی الارض فلایضرشی ء شیئا, ولایخاف شی ء عن شی ء, ثم تکون الهوام والمواشی بین الناس فلایؤذی بعضهم بعضا,وانزع حمه کل ذی حمه من الهوام وغیرها, واذهب سم کل ما یلدغ ولنزل برکات من السماء والارض ,وتزهر الارض بحسن نباتها, وتخرج کل ثمارهاوانواع طیبها, والقی الرافه والرحمه بینهم .