- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- قسمت اول 50
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت دوم 53
( ( 38 ) ) در زمان ظهور آن حضرت امنیت بر زمین نازل می شود و دیگر هیچ چیز دیگری را ضررنمی رساند و هیچ کس از چیزی نمی هراسد تابدانجا که درندگان و چهارپایان در بین مردمند و به هم آزاری نمی رسانند و جسارت از درندگان گرفته می شود و زهر حیوانات
گزنده از بین می رود وبرکات از آسمان و زمین ظاهر می شود و زمین ازحسن گیاهانش زیبا می شود و همه گلها و میوه های معطر را ظاهر می گردد و رافت و رحمت در قلب مردم قرار می گیرد .
اینها همه از برکت آن پیک صلح و امنیت است که چون قدم به عرصه ظهور می گذارد درندگان از کار خود خجل می شوند و گزندگان زهر کینه از یاد می برند و چنین است که کسی از دیگری نمی ترسد و از لطف آن کیمیای رافت دلهای مالامال از کینه و بغض , لبریز از رحمت و شفقت می شود و تاآنجا مهر و عطوفت به پیکار خشم و نفرت می رود که قفل سینه های کینه توز را شکسته و عفریت عناد و دشمنی را ازتخت بر زمین کوفته و ملکه رافت تاج بر سر نهاده بر سریر دل تکیه می زند .
هدف نهائی
این است معنی کلام حضرت امیر المؤمنین ( ع ) که فرمودند : دشمنیها از دل بندگان رخت می بندد و یا آنکه رحمت و رافت بر قلب مردم وارد می گردد و اساسا هدف آن حضرت از قیام چیزی جز این مهم نیست و انبیاء عظام نیز براین بعد قیام آن حضرت بیشتر تاکید نموده اند و خداوند نیزآخرین ولی خود را ذخیره فرموده است تا با دست توانای اوبزرگترین آرزو و آمال اولیاء و اوصیاء, صالحان و شهیدان ومؤمنین و متقین را جامه عمل بپوشد که نمونه آن فراگیر شدن رافت در تمام عالم چه عوالم ظاهری مثل برخوردهای فردی واجتماعی بین مردم و چه عوالم
باطنی مثل تحول در قلبها وانسانها و حیوانات و . . .
و تحقق آن را باید علت غائی و هدف نهائی از خلقت این جهان دانست , زیرا خداوند وقتی اسماء خمسه طیبه ( ع ) را به حضرت آدم ( ع ) بر ساق عرش نشان داد, حضرت آدم ( ع ) سئوال کرد : یا رب من هؤلاء ؟ فقال عزوجل : من ذریتک وهم خیر منک ومن جمیع خلقی , ولولاهم ما خلقتک , ولاخلقت الجنه والنار, ولا السماء والارض .
( ( 39 ) ) ای خدا, اینها کیستند ؟ خداوند عزوجل فرمود : اینها از فرزندان تو هستند و از تو نیز افضلند و ازجمیع خلق من نیز برتر و اگر نبودند آنها, تو را خلق نمی کردم و نه بهشت و نه جهنم را و نه آسمان و نه زمین را .
و در روایتی دیگر خداوند انوار بقیه اهل بیت ( ع ) تا نورمقدس حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه را نشان حضرت آدم ( ع ) می دهد, آخرین نور از انوار ائمه هدی ( ع ) نور مردی کهنسال است که در میان آن انوار مثل ستاره صبح می درخشد که آن نوروجود مقدس قائم بحق حضرت امام زمان ارواحنا فداه می باشد,پس خداوند می فرماید : وبعبدی هذا السعید افک عن عبادی الاغلال , واضع عنهم الاصار, واملا الارض حنانا ورافه وعدلا کماملئت من قبله قسوه وشقوه وجورا . ( ( 40 ) ) و به این بنده باسعادتم زنجیرها را از پای بندگانم بازمی کنم و بارهای سنگین را از گرده هایشان برمی دارم و زمین
را از شفقت و رافت و عدل پرخواهم ساخت همان گونه که از سنگدلی و شقاوت و جور پر شده باشد .