- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- معجزه بزرگ 10
- کهف امان 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- قسمت اول 50
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت دوم 53
حضرت امیر المؤمنین ( ع ) ابتداء خبر از ظهور نام آن حضرت بر زبانها می دهند و بعد از آن که حضرتش اینگونه ظاهر می گردد مردم محبتش را چون شراب بهشتی نوش جان می کنند - که این حاکی از گرویدن مردم به آن جناب است - ومثل ابر رحمت بی امان به سایه اش پناه می برند و در برابرآفتاب کرم و احسانش
, جسم رنجور خود را گرما می دهند و به همین خاطر مردم نام دیگری را بر زبان نمی آورند و هر چه هست صحبت از صدق و صفای اوست , و نقل مجلسشان خاطره لطفش و رونق محفلشان شهد محبتش می باشد .
همانگونه که از کلام حضرت امیرالمؤمنین ( ع ) نیز برداشت می شود که نام آن امام غائب قبل از ظهور متروک است , پس چه علتی را برای شایع شدن نام او و محبت و یاد او می توان بیان کرد ؟ آیا این گسترش یاد حضرت به خاطر قتل وخونریزیهای است که به او نسبت می دهند و یا ناشی از آن سیمای خشم و نفرتی است که از چنگیزان و سفاکان عالم نیزدیده نشده است .
آیا به واقع آنکه کمتر بهره ای از معرفت به این شجره طیبه داردو چند خوشه ای بیش , از خرمن بی پایان معارفشان سرمایه نکرده , می تواند اینگونه وجه کریم اللهی را تصویر کند, و آیاآنان که این مظلوم دوران را چنین به عالم معرفی می کنند ومردم را از دامن مهرش دور می سازند و حجابی دیگر برحجابهای غیبتش می افزایند با وجدان خود چگونه خلوت کرده و نهیبهای او را پاسخ می دهند ؟ ! البته آنچه گفتیم به این معنی نیست که وجود مقدس حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه بر خوردی قاطعانه با سرکشان وطاغیان نخواهد داشت و انگلهای اصلاح ناپذیر را نابودنخواهد کرد که در صفحاتی دیگر به بررسی آن خواهیم پرداخت ان شاء اللّه , لکن اینگونه برخوردها در قیام مصلحانه حضرت به عنوان آخرین ابزار بعد
از بسته بودن دیگر راههای تربیتی است .
حاکمان هنگام ظهور
عبداللّه بن عباس می گوید : در آخرین حجی که پیامبراکرم ( ص ) انجام دادند با آن حضرت بودیم و حضرت دست برحلقه درب کعبه و رو به سوی ما کردند و چنین فرمودند : آیا خبر دهم شما را به علامتهای ساعه ؟ در آن حال نزدیکترین مردم به آن جناب سلمان بود عرض کرد : بلی یا رسول اللّه , پس فرمود : از نشانه های ساعه آنکه : .
. .
یا سلمان , ان عندها یلیهم امراء جوره ووزراءفسقه وعرفاء ظلمه وامناء خونه .
فقال سلمان : ان هذا لکائن یا رسول اللّه ؟ قال ( ص ) : ای والذی نفسی بیده .