- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت اول 50
- قسمت دوم 53
با خود گفتم : سر به صحراها می گذارم و دشتها را می پیمایم وحکایت غربت گل را به همه می گویم و ناله مظلومیش را به همه جا می رسانم و دیوانگان عشقش را به نصرتش می خوانم ,اما صد افسوس که پایم رنجور و سینه ام تنگ و ناله ام لرزانست و این دل شب گرگ صحرا فراوان و .
. .
اگر به انتظار صبح می نشستم غربت گل آزارم می داد و سوزسینه بلبلان جانم را می سوخت , این بود که متحیر شدم چکنم و چگونه عقده از دل بگشایم و پرده از رخ یار برگیرم و رقیبانش را رسوا کنم و دوستانش را برق امید بخشم و شمیمی ازدوست بر منتظران ارمغان آورم .
در این غوغا بودم که عزیزی شعله
ای در تاریکی حیرتم افروخت و دلم را بر کلام نغزش دوخت و از پی آن دست برقلم بردم تا آنچه از زیبا گل نرگس شنیده ام به تصویر کشم .
. . واینگونه سخن آغاز گردید که : بسیاری شاید این سخن را شنیده اند و از ترس بر جان خودلرزیده اند که دوازدهمین امام - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - آن زمان که ظهور می کند بیشتر مردم دنیا را می کشد و جوی خون به راه می اندازد و از کشته ها پشته ها می سازد و نفس را درسینه ها قطع می کند و قیام او برای عذاب و عقوبت مردم است و . . .
هزاران حرف دیگر که حجابی بر حجابهای او می افزاید وسدی افزون بر آنچه که هست بر روی مردمان می کشد تا هرگزنور جمالش را نبینند و به فیض ظهورش نرسند و او بیش ازپیش در غربت خود بماند و از فراق دوستان بنالد, و آنچه ازهمه بیشتر قلب محبانش را می آزارد آنکه این سخنان از کسانی به گوش می رسد که دعوی ارادت و محبت به او می کنند و بااین همه دام بر کبوترانش می گسترند و ریسمان به پای آنان می بندند تا هرگز گرد بام او نپرند و نامش را بر زبان نبرند .
بدین جهت به پیشنهاد یکی از سروران تصمیم گرفتم تا به جمع آوری بعضی روایات و اخبار پیرامون رافت و عطوفت آن مهربان امام بپردازم , شاید بتوانم قطره ای از آن چشمه سارمحبت را پیمانه کنم و موجی از آن خروشان رافت را جاری سازم , بدان امید
که تشنه گان معرفتش قدری سیراب شوند وشیفتگان طلعتش واله و شیدا .
و آنانکه ترسان از قهر اویند دل به عفوش بندند و مهر لب بشکنند و زبان به نام دلکش او باز کنند تا حلاوت یادش جانشان را زنده کند و مرغ روحشان را پرواز دهد شاید بر بام خانه اش بنشینند و از خوان قربش دانه ها برچینند .