- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت اول 50
- قسمت دوم 53
نخست این نکته قابل توجه است که می فرماید : اهل آسمان و اهل زمین از او شادمان می شوند در حالی که آن جناب حال مردم را در زیر یوغ طاغوتیان شرح فرمود و فرزندبزرگوارشان حضرت امام محمد باقر ( ع ) فرمود که هر صبح وشام مردم آروزی مرگ می کنند, اما حال چه شده است آنکه خود آرزوی مرگ خویش می نمود اکنون درخواست زنده شدن آرمیدگان را می کند و آنان را از بساط ضیافت الهی به خوان کرامت بقیه اللهی می خواند, چرا که عالم غرق سروراست چون همه چیز و همه کس را قسط و عدل فرا گرفته وجلوه های رافت بیداد می کند, او را می خواند تا سرور عالم رانظاره کند که چگونه به فرموده رسول خدا ( ص ) : یفرح به اهل السماء واهل الارض والطیر والوحوش والحیتان فی البحر . ( ( 50 ) ) اهل آسمان و اهل زمین پرندگان و وحشیان وماهیان دریا از قدوم آن
امام ( ع ) مسرور و شادمان می شوند .
آری عرشیان جلوه ای دیگر به کرسی می زنند و فرشیان بزم شادی می گسترند, خاکیان غبار غم به مینای عشقش می شویند و افلاکیان خطبه ها در ثنایش می خوانند, طائران درهوایش می پرند, و وحشیان جامه وحشی گری از تن می درند,فریاد هلهله گوش افلاک را کر خواهد کرد و مردگان آرزوی لقایش خواهند نمود .
حضرت امام صادق ( ع ) می فرمایند : کانی بالقائم علی نجف الکوفه وقد لبس درع رسول اللّه ( ص ) .
. .
ولایبقی مؤمن الا دخلت تلک الفرحه فی قبره و ذلک حین یتزاورون فی قبورهم ویتباشرون بقیام القائم .
( ( 51 ) ) گویا می بینم قائم را بر نجف کوفه در حالی که زره رسول اللّه ( ص ) را پوشیده .
. .
و در آن حال مؤمنی نمی ماند مگر آنکه داخل می شود شادی و سرورظهور در قبر او و این در حالیست که آنها در قبرها به دیدار هم می شتابند و قیام آن حضرت را بشارت می گویند .