- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت اول 50
- قسمت دوم 53
( ( 63 ) ) .
. .
سپس به سوی قائم ( ع ) مردی می آید که صورتش به پشت گردیده و پشت او جای سینه اش قرار گرفته و در محضر حضرت می ایستد ومی گوید : ای آقای من , من بشیرم و ملکی از ملائکه مرا امر کرد تا به تو ملحق شوم و تو را به هلاک سپاه سفیانی در بیداء بشارت دهم .
پس قائم ( ع ) به او می فرماید : جریان خود و برادرت را بازگو کن .
او ( حکایت فرو رفتن سپاه در بیابان مدینه را بیان می کند و ) می گوید : ناگهان ملکی رادیدیم که بر صورتهای ما زد و صورتمان به پشت سر گشت همانگونه که می بینید .
. .
و فرمود : ای بشیر, به مهدی در مکه ملحق شو و او را به هلاکت ظالمان بشارت ده و بر دستان او توبه کن , بدرستی که او توبه تو را می پذیرد .
سپس امام زمان ( ع ) دست بر صورت او می کشد و او به حال اول باز می گردد وبا آن حضرت بیعت می کند و
همراه او باقی می ماند .
آن ملک چون امام زمان خود را می شناسد و شاید بارهاآن حضرت را با کلماتی که نقل شد زیارت کرده است وخداوند معرفت امام عصر ارواحنا فداه را روزی او نموده است ,او می داند که باب توبه الهی همیشه باز است حتی برای سپاه سفیانی و تنها به دست آن حضرت باید توبه نمود و آن بزرگوارحتما توبه را خواهد پذیرفت , چون مهدی است باب رحمت الهی و درب توبه نیز به روی همه مفتوح است همانگونه که خود خداوند در آیه شریفه می فرماید : ( قل یا عبادی الذین اءسرفوا علی اءنفسهم لاتقنطوامن رحمه اللّه ان اللّه یغفر الذنوب جمیعا ) . ( ( 64 ) ) بگو ای بندگان من که اسراف بر نفس کرده اید ازرحمت الهی مایوس نشوید خداوند تمام گناهان رامی آمرزد .