- مقدمه 1
- کویر غیبت 4
- فصل اول رافت در غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- فصل دوم ظهور رافت 20
- رافت بر تخت ظهور 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت اول 50
- قسمت دوم 53
اگر بر فرض توجه شیعیان به آن عزیز ناشی از احتیاج ونیازی است که به او دارند پس این همه بذل عنایت بر دوستان و شیعیان از طرف آن ناحیه مقدس به چه جهت و منظوری می باشد و آیا آن امام که قطب عالم هستی و محور جهان آفرینش است احتیاجی بر غیر ذات حق دارد ؟ که خود نیزفرمودند : لان اللّه معنا فلا حاجه بنا الی غیره .
( ( 8 ) ) بدرستیکه خداوند با ماست پس حاجتی بر غیر اونداریم .
پس این ارتباط و دلبستگی آن حضرت به شیعیانش ازکدامین چشمه سار نشات گرفته و نشان از چیست ؟ جز آنکه جوشش رافتی است که سینه پر مهرش آن را انباشته کرده وخروش محبتی است که قلب از هستی برترش مالامال اوست .
اما این وصفها و تعریفها در برابر رافت امام ( ع ) نیست مگرقطره ای از باران رحمتش , و ذره ای از بی نهایت مهرش , امام آن مادری است که حقا می توان مهربانش خواند آنهم بر فرزندکوچکش که اگر کسی بوئی از رحم و عطوفت نبرده باشد برکودکانش ترحم می کند چه رسد به مادری سرا پا مهر .
سترگترین واژه
ولی در نهایت , مهر مادری نیز با تمام عظمتش حد ومرزی دارد و آیینه تشبیه را وسعت روی یار نیست , بلکه بهترآنکه بی پرده سخن رود و او آنچنان که هست ترسیم شود که
اگر رفیق را محبتی است از بیکران مهر او چشیده و اگر پدران راشفقتی است از جوشان لطف او جرعه ای نوشیده و مادران خود ذره نوش اقیانوس رافت اویند اینان را به امام ( ع ) چه شباهتی است و سوز رافت او را با گرمی مهر اینان چه مقارنتی .
همان به که او را بی نقاب نگریستن , تا هر کس به همت خودخوشه ای چیند و به قدر معرفتش جلوه ای بیند, اینجاست که امام ( ع ) از تشبیه و استعاره سر باز زده , شانی از شئون لطفش رابیان می کند و حرفی از الفبای عشقش را بر ملا می سازد که : امام پناه بندگان است در آن واقعه بزرگ و ترس آوری که همه در فکر خویش اند, آنجا که ملاذ و پناهی نیست , آنجا که دریای ژرف عطوفت مادر نیز به گل می نشیند, آن واقعه ای که خدا آن را از هر داهیه ای هولناکتر و از هر تلخی تلختر می نامد : ( یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما اءرضعت وتضع کل ذات حمل حملها وتری الناس سکاری وما هم بسکاری ولکن عذاب اللّه شدید ) . ( ( 9 ) ) روزی که مادران شیرده فرزندان شیرخوار خود رافراموش می کنند و زن آبستن حمل خودرا ( ازترس ) ساقط می کند و مردم را مست و بی هوش می بینی ولی آنهامست نیستندولی عذاب الهی شدیداست .
امام اینجا پناه مردمان است , اینجا که گرمی تمام محبتهابه سردی می گراید و همه از یکدیگر فرار می کنند .
( یوم یفر المرء من