- مقدمه ناشر 1
- اشاره 15
- تحریف در بعضی از احادیث 16
- نام های امام زمان علیه السلام 18
- قسمت اول 21
- بحث درباره امام زمان علیه السلام 21
- قسمت اول 24
- قسمت اول 24
- قسمت دوم 24
- قسمت دوم 24
- قسمت دوم 24
- مقدمه 26
- امام حسن علیه السلام و بشارت به امام زمان علیه السلام 35
- امام حسین علیه السلام و بشارت به امام زمان علیه السلام 37
- امام سجادعلیه السلام و بشارت امام مهدی علیه السلام 39
- امام باقرعلیه السلام و بشارت به امام زمان علیه السلام 43
- امام صادق علیه السلام و بشارت امام زمان علیه السلام 45
- امام کاظم علیه السلام و بشارت به امام زمان علیه السلام 48
- امام رضاعلیه السلام و بشارت به امام زمان علیه السلام 50
- امام جوادعلیه السلام و بشارت مهدی علیه السلام 53
- بشارت امام هادی علیه السلام به امام زمان علیه السلام 55
- امام حسن عسکری علیه السلام و بشارت به امام زمان علیه السلام 56
- کتاب های آسمانی و بشارت به امام زمان علیه السلام 59
- مقدمه 60
- علمای سنی مذهب که به ولادت امام زمان علیه السلام اعتراف دارند 62
- زندگانی و احوالات سیده نرجس خاتون علیها السلام 65
- قسمت اول 65
- قسمت دوم 70
- میلاد امام زمان علیه السلام 77
- عقیقه و اطعام کردن 85
- مقدمه 89
- دلیل غیبت طولانی 93
- قسمت اول 94
- شبهات و رد آنها 94
- قسمت دوم 97
- مقدمه 103
- امام زمان علیه السلام در زمان پدرش 107
- جعفر، پسر امام هادی علیه السلام 108
- هیأت اعزامی از قم 114
- عاقبت کار جعفر 120
- نمایندگی خاص 121
- نماینده دوّم 127
- نماینده سوم 129
- وکلای امام زمان علیه السلام 132
- 1 - ابومحمّد حسن شریعی 133
- مدعیان دروغین وکالت و نمایندگی 133
- توضیح بحث 133
- 2 - محمّد بن نصیر نمیری 134
- 3 - احمد بن هلال عبرتائی 134
- 4 - محمدبن علی بن بلال 136
- 5 - حسین بن منصور حلاج 136
- 7 - ابودلف کاتب 140
- 8 - محمّد بن احمد بغدادی 141
- گروه اوّل 142
- مقدمه 142
- گروه دوم 146
- تلاش نافرجام برای دستگیری امام زمان علیه السلام 148
- کوشش دیگری برای دستگیری امام زمان علیه السلام 152
- قضیه سرداب 153
- فعالیت های امام زمان علیه السلام در زمان غیبت صغری 155
- توضیح 163
- چگونگی بهره بردن از امام غائب علیه السلام 164
- قسمت اول 164
- قسمت دوم 167
- قسمت اول 175
- قسمت دوم 181
- قسمت سوم 187
- قسمت چهارم 191
- دوم: علایم نزدیک به زمان ظهور 193
- خلاصه ای از شورش سفیانی 193
- آشکار شدن هاشمی 193
- فرق بین اصحاب و انصار 193
- توضیح 193
- حل مشکل بیکاری در عصر امام زمان علیه السلام 193
- خطبه اوّل امام زمان علیه السلام هنگام قیام 193
- 9 - داستان احمد عسکری 193
- سوم: علایمی که در سال ظهور رخ می دهد. 193
- حیات اقتصادی در عصر امام زمان علیه السلام 193
- تعداد افراد اسامی سرزمین ها یا قبایل اسامی 193
- حیات تربیتی در عصر امام زمان علیه السلام 193
- آیا در احادیث، دلیلی بر رجعت وجود دارد؟ 193
- 7 - داستان آیت اللَّه قزوینی 193
- 10 - داستان حاج علی بغدادی 193
- سفیانی 193
- لشکر امام زمان علیه السلام 193
- نفس زکیّه 193
- دعای عهد 193
- توضیح 193
- مقدمه 193
- توضیح 193
- فرو رفتن در سرزمین بیدا 193
- 6 - داستان شیخ محمّد حسن نجفی 193
- چگونگی ظهور امام زمان علیه السلام 193
- قسمت اول 193
- نزول عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان 193
- خطبه دوم امام زمان علیه السلام 193
- امام زمان علیه السلام و میراث پیامبران 193
- آیا خداوند، کسی را قبل از روز قیامت زنده کرده است؟ 193
- رجعت برای چه کسی است؟ 193
- اصلاحات عمومی در عصر امام زمان علیه السلام 193
- یمنی 193
- بیعت برای امام زمان علیه السلام 193
- اقدامات امام زمان علیه السلام در مکه مکرمه 193
- تفسیر 193
- احادیث مربوط به اصحاب امام مهدی علیه السلام 193
- 4 - داستان ابی راجح حمامی 193
- بعد از آن چه خواهد شد؟ 193
- احادیثی راجع به سفیانی(1) 193
- مقدمه 193
- قسمت دوم 193
- جنگ جهانی سوم 193
- کسانی که عمرهای طولانی داشته اند 193
- تفسیر 193
- حیات کشاورزی در دوران امام زمان علیه السلام 193
- طول عمر در پرتو عقاید 193
- اصحاب امام زمان علیه السلام 193
- چگونگی سلام کردن بر امام زمان علیه السلام 193
- ندای آسمانی 193
- مقدمه 193
- حلّ مشکل مسکن در عصر امام زمان علیه السلام 193
- زنده شدن مردگان در روز قیامت 193
- امام زمان علیه السلام در مدینه منوره 193
- 2 - داستان یاقوت روغن فروش 193
- زیاد باریدن باران 193
- آیا در قرآن دلیلی بر رجعت وجود دارد؟ 193
- قیام مسلحانه با شمشیر 193
- توضیح 193
- حکومت امام زمان علیه السلام 193
- قضاوت امام زمان علیه السلام 193
- سخن علاّمه مجلسی رحمه الله درباره رجعت 193
- امام زمان علیه السلام در فلسطین 193
- تفسیر 193
- 3 - داستان اسماعیل بن حسن هرقلی 193
- توضیح 193
- قسمت اول 193
- خطبه سوم 193
- قسمت دوم 193
- 5 - داستان مقدس اردبیلی 193
- تفسیر احادیث 193
- 1 - داستان انار در بحرین 193
- اوّل: نشانه های عمومی 193
- دجّال 193
- علایم حتمی 193
- احادیثی راجع به سفیانی(2) 193
- طول عمر، طبق روشنگری علم جدید 193
- کوفه، پایتخت امام زمان علیه السلام 193
1- 11. فرائد السمطین؛جوینی شافعی؛ ج 2، ص 313 و ینابیع المّوده؛ قندوزی حنفی؛ ص 445.
می گستراند و سلطنت او، تمام شرق و غرب عالم را در بر می گیرد.»(1)
از ابن عباس روایت شده که:
* قدم یهودی یقال له نعثل، فقال: یا محمد! أسئلک عن أشیاء تُلَجلج فی صدری منذ حین الی أن قال: فأخبرنی عن وصیِّک مَنْ هو؟ فما مِن نبیِّ الاّ و له وصی و إنّ نبینا موسی بن عمران أوصی إلی یوشع بن نون.
فقال: «انّ وصیّی علی بن ابی طالب و بعده سبطای الحسن و الحسین، تتلوه تسعه ائمه مِنْ صُلْب الحسین علیه السلام.»
قال: یا محمّد! فَسَمِّهم لی؟
قال: «اذا مضی الحسین فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه محمّد، فإذا مضی محمّد فابنه جعفر، فاذا مضی جعفر فابنه موسی، فاذا مضی موسی فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه محمّد، فإذا مضی محمّد فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه الحسن، فاذا مضی الحسن فابنه الحجه محمّد المهدی، فهولاء اثنا عشر....»؛
مردی یهودی که اورا نعثل می گفتند وارد شد و گفت: ای محمّد! از چیزهایی که مدتی در سینه ام هستند از تو می پرسم...
تااینکه گفت: به من بگو، جانشینت کیست؟ هیچ پیامبری نبوده، مگر اینکه جانشینی داشته باشد و جانشین پیامبر ما، موسی بن عمران، یوشع بن نون بوده است.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «جانشین من، علی بن ابی طالب علیه السلام است و بعد از او، دو نوه من، حسن و حسین علیه السلام و بعد از آن دو، 9 نفر از خاندان من که از نوادگان حسین علیه السلام می باشند.»
مرد یهودی گفت: ای محمد! نام آنها را به من بگو؟
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «بعد از حسین، فرزندش علی و بعد از علی، فرزندش محمّد و بعد از محمد، فرزندش جعفر و بعد از جعفر، فرزندش موسی و بعد از موسی، فرزندش علی، و بعد از علی، فرزندش محمّد و بعد از محمد، فرزندش علی و بعد از علی، فرزندش حسن و بعد از حسن، فرزندش مهدی است، آنها 12 نفر می باشند.»(2)
ص:32
1- 12. ینابیع الموّده؛ قندوزی حنفی؛ ص 447.
2- 13. ینابیع الموّده؛ قندوزی حنفی؛ ص 441.
هر مسلمان بدون تعصبی از این احادیث می فهمد که مقصود از امامان دوازده گانه، همان امامان اهل بیت هستند، همان طور که احادیث متواتر به این مطلب تصریح کرده اند.
ولی کسانی که دشمنی و لجاجت دارند و کسانی که به طور دایم حق را از بین می برند و باطل را زنده نگه می دارند، هیچ گاه در برابر این حقیقت روشن، سر تسلیم فرود نمی آورند و با آن لجاجت می کنند؛ آنها همانند غرق شده ای در آب هستند که به هر علف هرزه ای، دست دراز می کنند تا به هدف خود برسند و درباره بحث مهدویت نیز در تلاش هستند که این احادیث را چنان نفی کنند و تغییر دهند که خلاف ظاهر باشد و این احادیث را به غیر از ائمه اهل بیت علیهم السلام نسبت می دهند و می دانند که این تعداد (دوازده نفر) با اموی ها و عباسیان منطبق نمی شود؛ ولی بر اساس تعصب کورکورانه هر کاری می کنند و انسان متعصب، کور و کر است، تکذیب و تزویر برای او مهم نیست، نیرنگ به کار می برد و از جدل و مناظره ترسی ندارد.
دین است که انسان را از انحراف باز می دارد؛ پس هنگامی که باز دارنده را گم کند، افسار گسیخته می شود هر آنچه بخواهد، انجام می دهد و هر آنچه بخواهد، می گوید، بدون اینکه شرم و حیایی در کارش باشد، این افراد، هیچ شعور و درکی از مسئولیت در برابر خداوند ندارند و از کیفر خداوند هم، هیچ ترسی ندارند.
اگر بخواهیم، این نظریه تقلبی و این ادعای باطل را بیان کنیم بر ما لازم است که اسامی حکام، جنایتکاران، مجرمین بنی امیه و بنی عباس را بیاوریم، آن حاکمان جبار، ظالم، ملحد، کافر، سفاک، دایم الخمر، زنا کار، حمام کننده در خمر، پاره کننده قرآن و کسانی که مردم را از عمل به معروف باز می داشتند و کسانی که اسیر شهوات خود بودند.
روی هر کدام که می خواهی، دست بگذار، هیچ کس را نمی بینی، مگر اینکه فاسق، فاجر یا هتک حرمت کننده باشد، به هر حال این کتاب درباره سیاه کاری ها و ظلم های این حاکمان بدکاره نیست و پرداختن به این موضوعات از حوصله این کتاب، خارج است.
قسمت دوم
حالا می پرسم، آیا آن ائمه دوازده گانه ای - که پیامبرصلی الله علیه وآله از آنها خبر داده اینان هستند؟
هرگز چنین نیست، حاشا و کلا! از رسول اقدس و اطهرصلی الله علیه وآله بعید است که این خیانتکاران مجرم، فاسق وفاجر را جانشین خود قرار دهد.
ص:33
بی شک شأن و مقام پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله، از این گونه جانشینان فرومایه، بالاتر و برتر است.
بدون تردید، پیامبرصلی الله علیه وآله را با هیچ کدام و هیچ کس نمی توان، تمثیل و تشبیه کرد، مگر آنان که خداوند، پلیدی و ناپاکی را از آنها دور کرد و آنان را پاکیزه گردانید و هیچ کس، جانشینی پیامبرصلی الله علیه وآله نمی باشد، مگر پاکان، همانان که از آب باران، پاک تر هستند؛ آنان که شرافتشان از ثریا می گذرد؛ صالحان و نیکوکارانی که حیات و زندگانی شان، سراسر فضیلت و پاکیزگی است به طوری که درباره آنان، هیچ جایی برای تمسخر کردن نیست و هیچ سخنگویی، توانایی طعنه زدن به آنها را ندارد. اینان نسخه اصلی امامت هستند که در عمل، پندار، دوری از گناه، زهد، تقوا، عبادت و بقیه صفات و مکارم، مانند پیامبرصلی الله علیه وآله هستند.
اینان همان کسانی هستند که از منابع علم الهی نوشیده اند و از آب گوارای حکمت الهی چشیده اند و از پیامبرصلی الله علیه وآله در راه و سیره اش، پیروی کرده اند؛ اینان سزاوارترین و شایسته ترین مردم به جانشینی پیامبر وعزیزترین وبزرگوارترین مردمند و آنان عترتِ طاهر، اهل بیت گرامی و کریمند، که قرآن در آیات بسیاری، آنان را ستایش و ثنا کرده است و پیامبرصلی الله علیه وآله در جاهای مختلف عدیده ای، آنان را به مردم معرفی نموده است.
ولی با مردمی که مبتلا به خشک مغزی اند، چه باید کرد؟ کسانی که با هیچ منطقی، درک و فهم نمی کنند و هیچ دلیل و برهان قاطعی به آنان سود نمی رساند؛ هیچ دلیلی را قبول نمی کنند برای اینکه نفس آنها منحرف است و اگر تمامی آیات را برای آنان، دلیل بیاوری، ایمان نخواهند آورد.
در مقابل این گروه در همین وقت و همین الان، مردم زیادی را خواهی دید که باطن، شعور و عقلشان، خشک و متحجر نیست هر وقت که حق و حقیقت برای آنان آشکار شود در مقابل آن، سر تسلیم فرود می آورند و انانیت و لجاجت را دور می ریزند و از کسانی نیستند که این آیه بر آنان منطبق باشد: «أَخَذَتْهُ الْعِزَّهُ بِالْإِثْمِ»؛ «غرور و خودپرستی، او را به گناه برانگیزد»(1) اما مصیبت بزرگ، همان انسان های متعصبی هستند که با حقیقت دشمنند و امت اسلامی 14 قرن است که به آنان مبتلا شده است.
ص:34
1- 14. بقره، آیه 206.
باز می گردیم به حدیثی از پیامبرصلی الله علیه وآله که درباره ائمه دوازده گانه علیهم السلام بیان شده است و می گویم که ما در این احادیث، نیازی به تفسیر نداریم؛ چون پیامبرصلی الله علیه وآله در این احادیث، نقاب از چهره حقیقت برداشته، آنچه لازم بوده، صراحتاً بیان فرموده است همچنین معقول هم نیست که پیامبرصلی الله علیه وآله از ائمه بعد از خود به صورت مبهم و موجز صحبت کند؛ زیرا این کار، خلاف بلاغت است و کلام در این جا احتیاج به شرح دارد و نباید اجمال گویی و ایجاد ابهام شود چرا که این موضوع اهمیت فراونی داشته، این مطلب برای اسلام و مسلمین، ارتباطی تنگاتنگ دارد.
اما حالا که کلام به این جا رسید، لازم است که احادیث نبوی راجع به امام زمان علیه السلام را بیان کنیم و باید دانست که احادیث وارده در کتب شیعه و سنی از پیامبرصلی الله علیه وآله روایت شده اند و ممکن نیست به این احادیث، عیبی وارد کرد. لازم به ذکر است که شمارش این احادیث به سبب کثرتشان، بسیار مشکل است. شیخ و علامه معاصر، لطف اللَّه صافی [دامت برکاته ]بیش از 80 حدیث از کتب شیعه و سنی روایت کرده است و خود اعتراف دارد که فقط مقدار کمی از این احادیث را روایت کرده است. در این جا بعضی از این احادیث را برای شما خواننده گرامی می آوریم:
از سهل بن سعد انصاری روایت شده که:
سألت فاطمه بنت رسول اللَّه صلی الله علیه وآله عن الائمه؟ فقالت: «کان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله یقول: یا علی! انت الامام و الخلیفه بعدی و انت أولی بالمومنین من أنفسهم فإذا مضیت فإبنک الحسن أولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی الحسن فإبنک الحسین أولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی الحسین فإبنه علی بن الحسین اولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی علی فإبنه محمّد اولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی محمّد فإبنه جعفر اولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی جعفر فإبنه موسی اولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی موسی فإبنه علی أولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی علی فابنه محمّد اولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی محمّد فإبنه علی أولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی علی فإبنه الحسن اولی بالمؤمنین من انفسهم، فاذا مضی الحسن فالقائم المهدی اولی بالمؤمنین من انفسهم، یفتح اللَّه به مشارق الارض و مغاربها، فهم ائمه الحق و ألسِنَهُ الصِدق، منصور مَن
ص:35
نَصَرهم و مخذول مَن خَذَلَهم.
از فاطمه دختر رسول خداصلی الله علیه وآله، درباره ائمه پرسیدند، ایشان فرمود: «روزی پیامبرصلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود: ای علی! تو امام و خلیفه بعد از من هستی، تو به مومنین از خودشان، سزاوارتری و بعد از تو، پسرت حسن علیه السلام از مومنین، نسبت خودشان سزاوارتر است، بعد از او حسین علیه السلام، دیگر پسرت از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است، بعد از حسین علیه السلام، پسر او علی علیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است، بعد از محمدعلیه السلام، پسرش جعفرعلیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است، بعد از جعفرعلیه السلام، پسرش موسی علیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است، بعد از موسی علیه السلام، پسرش علی علیه السلام از مومنین، نسبت بخودشان سزاوارتر است، بعد از علی علیه السلام، پسرش محمدعلیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است، بعد از محمدعلیه السلام، پسرش علی علیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است، بعد از علی علیه السلام، پسرش حسن علیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است و بعد از حسن علیه السلام، پسر او مهدی قائم علیه السلام از مومنین، نسبت به خودشان سزاوارتر است که خداوند به وسیله او مشرق ها و مغرب ها را فتح می کند؛ اینان ائمه حق و زبانِ گویای راستگویی هستند. هر کس آنان را یاری کند؛ پیروز می شود و هر کس بخواهد، آنان را خوار کند؛ ذلیل می شود.»(1)
قال: خطبنا رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فقال: «معاشر الناس إنی راحل عنکم عن قریب و منطلق الی المغیب، اوصیکم فی عترتی خیراً و إیّاکم و البِدَع، فإن کلّ بِدْعَه ضَلاله و کلّ ضلالهٍ و أهلها فی النار.
معاشر الناس مَن إفتَقَد الشمس فلیتمسَّک بالقمر و من إفتقد القمر فلیتمسّک بالفرقدین و مَن افتقد الفرقدین فلیتمسَّک بالنجوم الزاهره بعدی، أقول قولی هذا و أستغفر اللَّه لی ولکم.»
قال سلمان: فلما نزل عن منبره تَبعتُه حتی دخل بیت عائشه فدخلت علیه و قلت: بأبی أنت و اُمّی یا رسول اللَّه! سَمعتُک تقول: اذا إفتقدتم الشمس فتمسّکوا بالقمر و إذا افتقدتم القمر فتمسّکوا بالفرقدین و اذا افتقدتم الفرقدین فتمسکوا بالنجوم الزاهره، فما الشمس
ص:36
1- 15. کفایه الاثر؛ ص 115.
و ما القمر و ما الفرقدان و ما النجوم الزاهره؟
قال: «امّا الشمس فأنا و امّا القمر فعلیُ علیه السلام و اذا افتقدتمونی فتمسّکوا به بعدی و أمّا الفرقدان فالحسن و الحسین علیه السلام فاذا افتقد تم القمر فتمسّکوا بهما و امّا النجوم الزاهره فَهُم الائمه التسعه مِن صُلب الحسین علیه السلام و التاسع مهدّیهم».
ثمّ قال: «انهم هم الأوصیاء و الخلفاء بعدی، أئمه ابرار عدد أسباط یعقوب و حواری عیسی.» قلت: فَسمِّهم لی یا رسول اللَّه. قال:اَوّلهم و سیِّدهم علی بن ابی طالب علیه السلام و سبطای و بعدهما زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام و بعده محمّد بن علی باقر علم النبیّین علیه السلام و الصادق جعفر بن محمدعلیه السلام و ابنه الکاظم سُمِّیَ موسی بن عمران و الذی یُقتل بأرض خراسان إبنه علی، ثم إبنه محمّد و الصادقان علی و الحسن و الحجه القائم المنتظر فی غیبته، فإنّهم عترتی من دمی و لحمی، عِلْمهم علمی و حُکْمهم حُکمی، مَن آذانی فیهم فلا أنا لَهُ اللَّه تعالی شفاعتی».
همین حدیث با تعبیر اندکی از امام حسین علیه السلام نیز نقل شده است:
از سلمان فارسی روایت شده است که:
روزی پیامبرصلی الله علیه وآله برای ما خطبه می خواند، فرمود: «ای مردم! من بزودی از میان شما می روم و به سرای پنهانِ اسرار، سفر می کنم.
شما را به نیکی به خاندانم، سفارش می کنم. از بدعت بپرهیزید، بدانید که هر بدعتی، مایه گمراهی است و هر گمراهی با اهل آن گمراهی از آتش هستند.
ای مردم! هر کس خورشید از او پنهان شود به ماه رو می آورد و هر کس ماه را گم کند به دو ستاره به نام دو برادران رو می آورد و هر کس که ستاره دو برادران را گم کند به ستارگان روشن دیگر رو می آورد؛ این سخن من بوده است برای خودم و برای شما از خداوند، طلب بخشش می کنم».
سلمان می گوید: وقتی که پیامبر از منبر پائین آمد به دنبال او رفتم تا اینکه وارد خانه عایشه شد، نزد آن حضرت رفتم و عرض کردم: ای رسول خداصلی الله علیه وآله! پدر و مادرم فدایت! شنیدم که فرمودی: هرگاه خورشید را گم کردید به ماه روی آورید و هر گاه ماه را گم کردید به ستاره دو برادران روی آورید و هر گاه ستاره دو برادران را گم کردید به ستارگان روشن
ص:37
دیگر روی آورید؛ منظور شما از خورشید و ماه و ستاره دو برادران و ستاره های روشن دیگر، چیست؟
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «اما خورشید، من هستم و ماه، علی علیه السلام است بعد از اینکه مرا از دست دادید به او روی آورید؛ اما ستاره دو برادران، حسن و حسین علیهم السلام هستند؛ هرگاه ماه را از دست دادید به این دو ستاره روی آورید و امّا ستارگان روشن دیگر، ائمه نُه گانه از نوادگان حسین علیه السلام هستند که نهمین آنها، مهدی علیه السلام است.»
سپس پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «اینان جانشینان بعد از من هستند و به تعداد فرزندان یعقوب علیه السلام و حواریّون عیسی علیه السلام می باشند.»
عرض کردم: ای رسول خداصلی الله علیه وآله! اسم این ائمه را برای من بگویید.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «اولین نفر و بزرگ اینان، علی بن ابی طالب علیه السلام و دو نوه ام، حسن و حسین علیهم السلام و بعد از آن دو، علی بن حسین زین العابدین علیه السلام و بعد از او، محمدباقرعلیه السلام شکافنده علم پیامبران و بعد از او جعفر بن محمدصادق علیه السلام و بعد از او فرزندش، کاظم علیه السلام - که همنام موسی بن عمران است و بعد از او، فرزندش علی علیه السلام - که او را در سرزمین خراسان می کشند و سپس فرزندش محمدعلیه السلام است و سپس دو صادق، یعنی علی وحسن علیه السلام و سپس مهدی قائم علیه السلام است - که در انتظار خروج از غیبت می باشد اینان عترت من و از گوشت و خون من هستند؛ علم آنها، علم من و حکم آنها، حکم من است و هر کس آنان را اذیت کند، شفاعت من شامل حال او نمی شود.»(1)
جمع آوری بعضی از این احادیث و شمارش آنها، کاری بس دشوار است. ابتداء باپیام احادیث درباره امام زمان علیه السلام آشنا می شویم که پیامبرصلی الله علیه وآله در مناسبات فراوان بر این موضوع پافشاری زیادی کرده اند تا اتمام حجتی کرده باشند و مردم بر خداوند، حجتی نداشته باشند و این نشان دهنده اهمیت مطلب است.
ص:38
1- 16. این حدیث را با اختلاف کمی، جوینی شافعی در فرائد السمطین؛ ج 2، ص 217، چاپ لبنان، سال 1400 هجری آورده اند؛ همچنین حاکم حسکانی حنفی در شواهد التنزیل، ج 1، ص 59 و ج 2، ص 211، چاپ لبنان، 1393 هجری آورده است و شیخ صدوق در معانی الاخبار؛ ص 114، چاپ نجف و شیخ طوسی، در امالی؛ ج 2، ص 131، این حدیث را آورده اند.
فصل سوم : بشارت های قرآن درباره امام زمان علیه السلام
قسمت اول
قرآن کریم، همان کتابی است که هیچ مورد باطلی در آن راه ندارد و در این کتاب هر مطلبی بیان شده است و هیچ خشک و تری باقی نمانده، مگر اینکه در این کتاب روشنگر آمده، از چیزی کوتاهی نشده است. قرآن، آخرین کتاب آسمانی می باشد، همان گونه که اسلام، آخرین دین است.
آیا قرآن، نسبت به این واقعه بزرگ - که باعث تحول عظیمی در حیات و زندگی بشر می شود ساکت است؟
قرآنی که از غلبه روم بر فارسیان و از قیام دولت یهود با همکاری دولت های بزرگ، خبر می دهد «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النّاسِ»(1) قرآنی که درباره یاجوج و ماجوج خبر می دهد.
قرآنی که از ممکن بودن پیمودن فضا، خبر می دهد: «یا مَعْشَرَ الْجِنِ ّ وَالْإِنسِ إِنِ
ص:39
1- 17. آل عمران، آیه 112.
اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ فانفُذُوا الَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ»(1)
آیا می شود که چنین قرآنی از ظهور امام زمان علیه السلام و پیروزی او خبر ندهد؟
هرگز چنین نیست! قرآن حکیم در جاهای زیادی از امام زمان علیه السلام و قیام او خبر داده است، تاویل این گونه آیات، درباره امام زمان و ظهور اوست به طوری که ائمه علیهم السلام که قرآن در خانه های آنها نازل شده، به این مطلب تصریح کرده اند.
بعضی از این آیات را برای شما می آوریم:
آیه اوّل «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ * وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُم مّا کانُوا یَحْذَرُونَ» «ما اراده کردیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل در آن سرزمین، منت گذارده، آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث (مُلک و جاه فرعونیان) گردانیم و در زمین به آنها قدرت و تمکین بخشیم و به چشم فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را که از آن ترسان بودند، بنماییم.»(2)
امام علی علیه السلام در این باره فرموده است:
«لتعطفنّ الدنیا علینا بعد شِماسِها عَطْفَ الضَرُوس علی ولدها (و تلی علیه السلام عقیب ذلک) قوله تعالی: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛
«دنیا، پس از سرکشی اش، مانند شتری - که شیر به صاحبش نمی دهد - تا برای بچه اش نگاه دارد به ما روی خواهد آورد.» و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(3)
ابن ابی الحدید در شرحش می گوید، همفکران ما می گویند، این آیه به آمدن امامی، وعده می دهد - که سراسر زمین را تصرف می کند - و بر تمامی کشورها حکمفرمایی می کند.
این حدیث از راه های گوناگونی از امام علی علیه السلام وارد شده است و شاید به شرح بیشتری
ص:40
1- 18. الرحمن، آیه 33.
2- 19. قصص، آیات 5 - 6.
3- 20. نهج البلاغه؛ ج 3.
نیاز داشته باشد؛ (شماسها) به اسبی گفته می شود که از سواری دادن بر پشت خود خودداری می کند؛ ( الضروس ) شتر بد اخلاقی را گویند که دوشنده خود را گاز بگیرد.(1)
معنی سخن امام علی علیه السلام این است که دنیا بعد از ظلم و ستم بسیار بر اهل بیت علیهم السلام به آنان رو می کند و اهل بیت علیهم السلام قیام می کنند و بر دشمنانشان پیروز می شوند، آنها تمامی سر بالایی های سختگذر و پر از سنگلاخ را که در مسیر نهضت مقدسشان وجود دارد از میان برمی دارند و دنیا بعد از آن همه سختی به اهل بیت علیهم السلام برای آنان راحت و بعد از تلخی های بسیار، شیرین می گردد و دنیا بعد از سرپیچی، بالاخره سر تسلیم فرود می آورد و بعد از سرکشی، رام می شود.
از امیر مومنان علیه السلام روایت شده که:
«المستضعفون فی الارض، المذکورون فی الکتاب، الذین یّجعلهم اللَّه أئمه: نحن أهل البیت، یَبعث اللَّه مهدیَّهم فیعزُّهم و یذلُّ عدوّهم.»
مستضعفان بر روی زمین، آن کسانی که در قرآن ذکر شده اند - که خداوند آنان را رهبر قرار داده ما اهل بیت علیهم السلام هستیم، خداوند مهدی اهل بیت را برمی انگیزد تا اهل بیت را عزیز و گرامی بدارد و دشمنان آنان را خوار و ذلیل گرداند.»(2)
اکنون که سخن از آیاتی به میان آمد که تاویل آنها، مربوط به امام زمان علیه السلام است؛ بهترین کار این است که مختصری درباره کلمه تأویل توضیح دهیم تا اطلاعات خواننده بیشتر شده، از معنی تاویل آگاه شود.
تأویل: باز گرداندن کلام و صرف کلام از معنای ظاهری به معنایی است که مخفی می باشد.(3)
تاویل رویا و خوابها، یعنی همان چیزی که رویا به آن باز می گردد، برای مثال حضرت یوسف علیه السلام در خواب، یازده خورشید و ماه را دید که برای او سجده می کنند، بعد از سالیان دراز، وقتی که یعقوت و اولادش به مصر رفتند، خداوند چنین فرمود:«و رَفَعَ ابویه علی
ص:41
1- 21. مجمع البحرین از طریحی.
2- 22. بحار؛ ج 51، ص 63.
3- 23. مجمع البحرین؛ ماده اوّل.
العَرش و خرُّوا لهُ سجّداً و قال یا أبتِ هذا تأویل رؤیای مِن قَبْل قد جَعَلَها ربّی حقّاً» «آن گاه پدر ومادر را بر تخت نشاند و آنها به شکرانه دیدار او، خدا را سجده کردند. یوسف در آن حال به پدر گفت تعبیر خواب من این بود.»(1)
وارد شده که یوسف علیه السلام به دو جوانی - که رویایی دیده بودند گفت: «لَا یَأْتِیکُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُما بِتَأْوِیلِهِ»؛ «قبل از آنکه طعام آید و تناول کنید، شما را از تعبیر خوابتان آگاه می کنم.»(2)
امام علی علیه السلام در حدیثی، پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است: «ما مِن آیهٍ إلاّ و علَّمنی تأویلها»؛
«هیچ آیه ای وجود ندارد که پیامبرصلی الله علیه وآله آن را به من آموزش نداده باشد و تاویلش را به من نیاموخته باشد.»(3)
در این آیه شریفه - که درباره فرعون و جرایم او سخن گفته شده، - خداوند فرموده است: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ» معنی ظاهری این است که خداوند به بنی اسراییل کرامت و بزرگواری گذشته را باز می گرداند و فرعون و لشکر او را هلاک می کند.
ولی تاویل آیه، یعنی معنی مخفی - که غیر از معنی آشکار است، این است که -مقصود از مستضعفان در این آیه، خاندان محمدصلی الله علیه وآله هستند که مردم، آنان را ضعیف برمی شمرند به آنان ظلم و ستم بسیار می کنند،آنان را می کشند و هر چه می خواهند به سر آنها می آورند. پیامبرصلی الله علیه وآله هم به آنان فرمود: «انتم المستَضعَفون بعدی»؛ «شما مستضعفان بعد از من هستید».
احتیاجی هم به اثبات این حقیقت روشن نیست؛ چون تاریخ اسلامی گواهی می دهد روزی که پیامبرصلی الله علیه وآله از این دنیا مفارقت نمود، انواع مصایب، سختی ها و ستم ها را بر خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وارد نمودند و قدرتمندان و سلطه گران، این ذرّیه پاک را ضعیف شمردند و هر آنچه که نفوس مملو از حسد و طاغوت گرایی آنان می خواست، درباره اهل بیت علیهم السلام روا
ص:42
1- 24. یوسف، آیه 100.
2- 25. یوسف، آیه 37.
3- 26. بحار؛ ج 2، ص 230.
می داشتند؛ حتی کار را به جایی رساندند که مردم، بزرگان خاندان محمدعلیهم السلام را به حکّام وقت تحویل می دادند تا به آنان نزدیک تر شوند، چنانچه جعفر برمکی، چنین کاری کرد و کدامین استضعاف از این، شدیدتر است ؟
ولی خداوند خواست که بر این ذریه پاک و مظلوم تفضّل نماید و بر تمامی شیعیان آنان منت گذارد، همان هایی که زندگی آنان در فشار، سختی، ذلت، ترس و دلهره بود، کسانی که از حداقل حقوق انسانی محروم بودند، کسانی که حکام وقت هر آزادی و کرامتی را از آنان سلب کردند؛ پس خداوند به وسیله حکومتی که تمام کره خاکی را در بر می گیرد بر اینان منت می نهد.
حکومتی که مرزهای آن، دو قطب منجمد شمالی و جنوبی و تمامی سرزمین های اطراف آنهاست؛ این تنها حکومتی است که بر کل زمین و آنچه در زمین است، حکمفرمایی می کند و بدون هیچ مزاحمتی، برای شیعیان، سلطه تمام و قدرت کامل برقرار می گردد.
بزودی تفاصیل بیشتری از این حکومت را برای شما، خواننده گرامی می آوریم به خواست خداوند متعال
برای حسن ختام این بحث وصحبت درباره این آیه می گوییم که ممکن است، این تاویل را از ظاهر آیه هم به دست آورد و از این قسمت که «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ» به لفظ مستقبل (آینده) آمده است؛ چون نزول این آیه بعد از هزاران سال از دوران حضرت موسی و فرعون است و ممکن هم است که بگوییم خداوند می توانست، چنین بگوید: «واردنا ان نمنّ» یا «مننا علی الذین استضعفوا.»؛ چنانچه در جای دیگری فرموده:«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا»: «همانا خداوند بر مومنین منت نهاده،از میان آنان، رسولی را برگزید.»(1)
«کَذَلِکَ کُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ» «همانا شما از قبل چنین بودید و خداوند بر شما منّت نهاد.»(2)
ص:43
1- 27. آل عمران، آیه 164.
2- 28. نساء، آیه 94.
«وَلَقَدْ مَنَنّا عَلَیْکَ مَرَّهً أُخْرَی «همانا ما بار دیگر بر تو منت نهادیم.»(1)
«وَلَقَدْ مَنَنّا عَلَی مُوسَی وَهارُونَ» «همانا بر موسی و هارون منت نهادیم.»(2)
خداوند این آیات را به لفظ گذشته آورده، اما در آیه مورد بحث به لفظ آینده آورده، فرموده است:«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ».
و همچنین در: «نرید» و «نجعلهم» و «نجعلهم» و «نمکِّن» و «نُریَ»، الفاظ ششگانه به لفظ آینده آمده است، نه گذشته.
شاید کسی بگوید، فرعون، هامان و لشکریان آنها، قبل از نزول این آیه، هزاران سال پیش هلاک شده اند؛ پس چگونه می توان آیه را به زمان آینده تاویل کرد؟
جواب این است که اسم فرعون، رمز است برای هر سلطانی که بدکار و ستمکار باشد و ظلم بسیار کند؛ پس برای هر عصری، فرعونی هست و برای هر امتی، فرعون های بسیاری وجود دارد.
از امام محمّد باقرعلیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام در تاویل این آیه، روایت شده که:
«أنّ المراد مِن «فرعون و هامان» - فی هذه الآیه - هما رجلان مِن جَبابره قریش، یُحییهما اللَّه تعالی عند ظهور الامام المهدی علیه السلام - فی آخر الزمان - فینتقم منهما بما أسْلفه»؛
مراد از «فرعون و هامان» در این آیه، دو مرد جبار و ظالم از قریش هستند که خداوند آن دو را هنگام ظهور مهدی علیه السلام زنده می گرداند و حضرت از آن دو انتقام می گیرد.»(3)
«جنودهما» پیروان و یاران آن دو مرد قریشی هستند که با آنها همکاری می کنند.
آیه دوم:«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَما اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْاً وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفسِقُونَ » «خداوند به کسانی از شما بندگان که ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرموده که در زمین، جانشین دیگران گرداند، چنان که امت های صالح پیامبران گذشته، جانشین پیشینیان خود شدند
ص:44
1- 29. طه، آیه 37.
2- 30. صافات، آیه 14.
3- 31. تفسیر برهان؛ سید هاشم بحرانی، تفسیر این آیه.
و افزون بر خلافت، دین پسندیده آنان را بر همه ادیان تسلط دهد و پس از ترس به همه مومنان، ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بی هیچ ریا وشرک پرستش کنند وبعد از آن هر کس کافر شود به حقیقت فاسقان وتبهکارانند.»(1)
این آیه نیز جزء آیاتی است که تاویل به امام مهدی علیه السلام شده است. معنی آیه در ظاهر این است که خداوند تعالی به مومنان این امت وعده داد که آنان را جانشین کند و خلافت دهد و طبیعی است که بشر بر روی زمین خاکی و در خشکی یا روی آب، زندگی می کند. یعنی خداوند، مومنان را وارث زمین کفار (از عرب و عجم) می گرداند و به آنان اجازه می دهد که زمین را تصرف کنند و در آن حکومت نمایند، همان طور که خداوند بعضی از اولیایش را جانشین بعضی دیگر گردانید و حالت ترس آنان را به امان تبدیل کرد که از کسی جز خدا نهراسیدند و احدی از لشکریانِ سلطه و قدرت نتوانستند بر آنان غلبه پیدا کنند و بدون هیچ تقیه و ترسی به حق عمل و خداوند را عبادت کردند.
خداوند تعالی به مومنین صالح - که از هر پلیدی پاک هستند وعده داده که آنان را جانشین وحاکم زمین گرداند، این معنی ظاهری آیه کریمه است.
این وعده الهی که 3 بار به لام قسم، نسبت به آن تاکید شده است و 3 بار نیز با «نون» تاکید آمده تا به امروز محقق نشده، پس کِی، مومنان صالح بر مردم حکم می رانند و اسلام را با تمام آزادی و بدون ترس از احدی، اجرا می کنند؟
آن مومنینی که اعمال صالح انجام می دهند و خداوند آنان را این چنین ثمره بزرگی می دهد، کیستند؟
اگر به تاریخ اسلام و مسلمین از زمان طلوع خورشید اسلام تا امروز مراجعه کنید به طور یقین خواهید دانست که این وعده الهی در طول 1400 سال، محقق نشده است.
قسمت دوم
گمان نمی کنم که وجدان هیچ مسلمان منصفی قبول کند که مقصود از مومنان نیکو کردار، امویان و عباسیان باشند؛ چون تاریخی که مورد قبول اسلام و غیر اسلام باشد، شاهد است که امویان و عباسیان، مرتکب جرایم بزرگی شدند و خون بسیاری از اولیای
ص:45
1- 32. نور، آیه 55.
الهی را ریختند و حرمت الهی را هتک کردند و کاخ های آنان، سرشار از فجور و منکرات بود و اگر ما بخواهیم در این باره به تفصیل صحبت کنیم، احتیاج به کتابی جداگانه دارد.
همچنین، چه زمانی دین خدا بر روی زمین به اقتدار مورد نظر رسید تا این آیه تحقق یافته باشد: «وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ» دین اسلام از بین نمی رود؛ ولی همچنان فاقد قدرتی منظم و جهانی است به طوری که هر کشوری می تواند با آن بجنگد. به چین، شوروی یا بعضی از کشورهای آفریقایی و اروپایی بروید تا ترسی که بر مسلمانان سایه انداخته، ظلم و سختی ای که از هر طرف آنها را در بر گرفته، ببینید. در بعضی از کشورها، نگهداشتن قرآن، بزرگ ترین گناه است که شدیدترین مجازات ها را در پی دارد! و دیگر، درباره میلیون ها مسلمانی - که به سبب مسلمان بودن کشته شده اند، سؤالی نپرسید.
در چین، شوروی و یوگسلاوی، کشتارگاه های بزرگ و وحشتناکی برپا گردید که خون مسلمانان را به راحتی ریختند. هم اکنون در فیلیپین، مسلمانان تحت فشار و محرومیت هستند و فقط خدا می داند که در ویتنام چه تعداد از مسلمانان به دست کمونیست ها کشته شدند و دهها هزار مسجدی - که به اصطبل، اسلحه خانه، کلیسا و میدان ورزش تبدیل شدند پس چه زمانی وعده الهی تحقق خواهد یافت؟
ممکن است، عده ای بگویند، اسلام در جزیره العرب، سرزمین های خاورمیانه و سرزمین های بسیاری - که در زمان فتوحات اسلامی گسترش یافت خودش، نوعی تحقق این وعده است.
در جواب می گوییم:
ما منکر این مطلب نمی شویم که اسلام در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله بر مدینه و بخش هایی از جزیره العرب حاکم شد؛ پس معنی وعده الهی در این آیه چیست: «وَعَدَاللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ»؛ «خداوند به کسانی از شما - که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند وعده داده است».
معنی این وعده، این است که روزگاری، اسلام بر کره زمین حاکم می شود و مسلمانان
ص:46
بدون هیچ ترس و تقیه ای، اعمال دینی خود را به جا می آورند و در تمام مناطق و سرزمین ها، فقط دین اسلام است که حاکم و عامل خواهد بود.
اهل بیت علیهم السلام این مطلب را بیان می فرمایند که تاویل این آیه در هنگام ظهور امام زمان علیه السلام محقق خواهد شد و بزودی در همین کتاب، احادیثی راجع به این موضوع، خواهیم آورد.
در تفسیر عیاشی آمده که امام سجادعلیه السلام بعد از تلاوت این آیه، فرمود: «هم و اللَّه شیعتُنا اهل البیت، یفعل اللَّه ذلک بهم علی ید رجل منّا و هو مهدیُّ هذه الاُمّه و هو الذی قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: لو لم یبقَ مِن الدنیا إلاّ یوم واحد لطوَّل اللَّه ذلک الیوم حتّی یأتی رجل من عترتی، اسمه اسمی، یملاُ الارض عدلاً و قسطاً کما مُلئت ظلماً و جوراً»؛
«به خدا قسم! آنان شیعیان ما هستند و خداوند، این وعده را به دست مردی از ما اهل بیت علیهم السلام محقق می کند؛ او مهدی این امت است؛ او کسی است که پیامبرصلی الله علیه وآله درباره او فرموده: اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند، آن روز را آن قدر طولانی می کند تا مردی از اهل بیتم - که همنام من است بیاید و زمین را پر از عدل و داد کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.»(1)
طبرسی می گوید: منظور از مومنان نیکو کردار، پیامبرصلی الله علیه وآله و اهل بیت او هستند و این آیه، بشارتی بر استقرار حکومت اسلامی و سیطره بر تمام سرزمین ها و از بین رفتن ترس در هنگام ظهور امام زمان علیه السلام است.
همچنین اجماع عترت پاک نیز، حجّت می باشد؛ به دلیل فرمایش نبی اسلام که فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی اهل بیتی، لن یفترقا حتّی یَرِدا علیَّ الحوض»؛
«من در میان شما، دو چیز سنگین را به یادگار می گذارم: کتاب خدا و اهل بیتم و این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض بر من وارد شوند.»
همچنین تمکن در زمین به طور مطلق در گذشته اتفاق نیفتاده؛ پس او منتظر است؛ چون خداوند، خلف وعده نمی کند.»(2)
ص:47
1- 33. مجمع البیان؛ طبرسی؛ ج 7، ص 152.
2- 34. مجمع البیان؛ طبرسی؛ ج 7، ص 152.
آیه سوم: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ » «و ما بعد از تورات در زبور (داوود) نوشتیم (و در کتب پیامبران گذشته وعده دادیم) که بندگان نیکوکار من، ملک زمین را وارث و متصرف می شوند.»(1)
مفسران در معنی زبور و معنی ذکر، اختلاف دارند؛ ولی این اختلاف اساسی نیست و همگی معتقدند که مقصود از زبور در این جا، همان کتاب آسمانی است که بر داوودعلیه السلام نازل شده، یا مقصود از زبور، جنس آن چیزی است که خداوند بر انبیایش نازل کرده است و مقصود از ذکر در این آیه، تورات یا قرآن یا لوح محفوظ است؛ بنابراین، در معنی آیه بنابر نظر مفسران چنین است: ما در کتاب هایی که بر پیامبران خود نازل کردیم یا در زبور - که بر داوودعلیه السلام نازل نمودیم بعد از نوشتن در کتابی - که همان لوح محفوظ یا تورات یا قرآن است نوشتیم که البته؛ زمین را بندگان نیکوکار من، مالک می شوند.
در تفسیر همین آیه از امام باقرعلیه السلام روایت شده که:
«هم اصحاب المهدی علیه السلام فی آخر الزمان»
«آنها، اصحاب مهدی علیه السلام در آخر زمانند.»(2)
موضوعی که خداوند تعالی با تمامی معانی اش در زبور نوشته، در ذکر و لوح محفوظ نوشته شده، موضوعی است که در نهایت اهمیت می باشد، به خصوص بعد از توجه به کلمه (لقد) و (ان) - که برای تحقیق و تاکید به کار رفته است - مفسران گفته اند که مقصود از (الارض) در این آیه، زمین بهشت است تا اینکه معنی چنین شود: بندگان نیکوکار خداوند، وارث سرزمین بهشتند، یا اینکه مقصود همان سرزمین های معروفی است که امت اسلامی با فتوحات خود، آنها را به دست می آوردند، پس این، معنی تنزیل این آیه می باشد.
در تفسیر همین آیه از امام محمدباقرعلیه السلام روایت شده که: «أن ذلک وعد اللَّه للمومنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»؛
«این وعده خداوند به مؤمنین است که آنان، وارث تمامی زمین خواهند شد.»(3)
ص:48
1- 35. انبیاء، آیه 105.
2- 36. مجمع البیان؛ طبرسی؛ تفسیر همین آیه.
3- 37. تفسیر تبیان؛ ج 7، ص 252.
این آیه، از لحاظ معنی، شبیه آیه سابق است؛ آنجا که خدای تعالی می فرماید: «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ»(1) در این دو آیه، تعبیر زیبایی به کار رفته، تعبیر به ارث و استخلاف - که ارث، همان انتقال مال از مرده به زنده است و استخلاف نیز قرار دادن این در جای دیگری است.
آیه چهارم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» «او خداوندی است که رسولش را به وسیله دین حق برای هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم برتری دهد هر چند مشرکان و کافران نپسندند.»(2)
این آیه، 3 مرتبه در قرآن تکرار شده، این خود، بیانگر اهمیت این موضوع است.
این آیه نیز تنزیل و تأویلی دارد، تفسیر یا تنزیل آیه، این است که خدای تعالی، محمدصلی الله علیه وآله را به رسالت برگزید؛ «بالهدی» از توحید و اخلاص در عبادت، (و دین الحق) همان دین اسلام است؛ (لیظهره) ظهور است.
خداوند در قرآن فرموده:«کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّهً»؛ «چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد) در حالی که اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می کنند و نه پیمان را.» (3)
پس معنی: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»، یعنی تسلط می یابند و دین حق بر جمیع ادیان غلبه می کند. اگر اراده الهی محقق شده باشد، باید تمامی ادیان باطل و شرایع منحرف را باطل گردانیده باشد و قرآن و اسلام را به جای آنها نهاده باشد به عبارت روشن تر، اسلام، تمامی ادیان را مسخ و باطل نموده، تمامی کافران و هر کس که چیزی غیر از خدا را بپرستد، رد نماید.
اما اگر بخواهیم از تأویل بحث کنیم، هدف الهی تاکنون محقق نشده، مسلمانان نیز تعدادشان کمتر از14 ساکنان زمین است و در سرزمین های اسلامی، قوانین غیر اسلامی حکمرانی می کند و ادیان باطل با تمامی نشاط به حیات خود ادامه می دهند و از آزادی
ص:49
1- 38. نور، آیه 55.
2- 39. توبه، آیه 33.
3- 40. توبه، آیه 8.
خود بهره می برند؛ حتی در بعضی از کشورها، مسلمانان در اقلیت هستند که بر سرنوشت خود حاکم نیستند؛ بنابراین غلبه حق بر باطل در کجاست و کجاست معنی این آیه: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» و این معنی چه زمانی محقق می شود؟
ائمه علیهم السلام در تأویل این آیه گفته اند، این آیه به دوران امام زمان علیه السلام و ظهور ایشان تعلق دارد.
در اینجا بعضی از احادیث وارد شده در تأویل این آیه را می آوریم.
عن عبابه انّه سمع امیرالمومنین علیه السلام یقول: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» «اظَهَرَ ذلک بعد؟» قالوا: نعم. قال علیه السلام «کلّا! فوالذی نفسی بیده حتی لا تبقی قریه إلاّ و یُنادی فیها بشهاده أنْ لا اله الاّ اللَّه بُکرهً و عشیّاً»؛ از عبابه روایت شده که حضرت علی علیه السلام فرمودند:
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» «آیا این مطلب اتفاق افتاده است؟»
گفتند: «آری.»
امام فرمود: «هرگز، قسم به آنکه جانم در دست اوست! هیچ شهر و روستایی باقی نمی ماند، مگر اینکه در آن جا، منادی صبح و شام به یگانگی خداوند گواهی می دهد.»(1)
در تفسیر برهان آمده: فلا والذی نفسی بیده حتی لا تبقی قریه الاّ و نودی فیها: بشهاده أنْ لا اله الا اللَّه و انّ محمّداً رسول اللَّه بکرهً و عشیّاً؛
«قسم به آن که جانم در دست اوست، سرزمینی باقی نخواهد ماند، مگر اینکه در آن جا به یگانگی خداوند و اینکه محمدصلی الله علیه وآله رسول خداست، صبح و شام ندا داده شود.»(2)
در تفسیر برهان از ابن عباس درباره آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» آمد: این آیه محقق نمی شود تا اینکه هیچ یهودی، مسیحی و صاحب هیچ شریعت و دینی باقی نمی ماند، مگر اینکه مسلمان می شود تا اینکه گوسفند از گرگ و گاو از شیر و انسان از مار در امان می مانند، حتی موش، کیسه آذوقه را سوراخ نمی کند و جزیه دادن لغو
ص:50
1- 41. مجمع البیان؛ طبرسی؛ ج 9، ص 280.
2- 42. تفسیر برهان؛ ج 4، ص 329.
می گردد(1) و صلیب ها شکسته می شوند.(2)
این همان فرموده خداوند است: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» و تمامی این وقایع، هنگام قیام مهدی قائم علیه السلام رخ می دهند.(3)
عن أبی الفضیل عن الإمام أبی الحسن الکاظم علیه السلام قلتُ: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»؟ قال علیه السلام: هو الذی امر رسوله بالولایه و الوصیه و الولایه: هی دین الحق. قلت: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»؟ قال علیه السلام: یظهره علی جمیع الادیان عند قیام القائم علیه السلام»
ابی الفضیل می گوید به امام کاظم علیه السلام عرضه داشتم: منظور از این آیه: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» چیست؟
امام فرمود: «او همان امر و فرمان خدا به رسولش درباره ولایت و وصایت است؛ ولایت، همان دین حق است.»
از امام پرسیدم: مراد از «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» چیست؟
امام پاسخ داد: «دین اسلام در زمان قیام مهدی علیه السلام بر تمامی ادیان، غلبه می یابد.»(4)
قندوزی حنفی در ینابیع المودّه و شیخ مجلسی در بحارالانوار از امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه، حدیثی نقل کرده اند که:
قال علیه السلام: و اللَّه ما یجی تأویلها حتّی یخرج القائم المهدی علیه السلام فاذا خرج لم یبقَ مشرک إلاّ
ص:51
1- 43. جزیه، مالی است که یهودیان، مسیحیان و مجوسیان هر ساله به دولت اسلامی در ازای حفاظت از نفس، مال، جان و آبرویشان پرداخت می کنند که این هم، شروط خاصی دارد که در کتب فقهی آمده است و در هنگام ظهور امام زمان علیه السلام، کسانی که جزیه به آنها واجب است؛ چون مسلمان می شوند و از پرداخت جزیه معاف می گردند.
2- 44. صلیب، آلت مخصوصی است که از شعایر مذهبی مسیحیت می باشد - که آن را در کلیساها، مدارس و بیمارستان هایشان نصب می کنند و به گردن نیز می آویزند - صلیب، اشاره ای دارد به قصه صلیب کشیدن وقتل مسیح علیه السلام با وجود اینکه خداوند تعالی در قرآن کریم فرموده «وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ» و کلام خداوند، حق است و باطلی در آن نیست؛ پس صلیب، متناقض با کلام خداوند است و این خود دلیلی است برای تکذیب آن. پس هنگامی که امام زمان علیه السلام ظهور می کند، تمامی صلیب ها را می شکند، به خصوص بعد از نزول مسیح علیه السلام از آسمان و در زیر پرچم امام زمان علیه السلام و حکومت مهدوی قرار گرفتن، در آن موقع عقیده به صلیب، زایل می گردد.
3- 45. تفسیر برهان؛ ج 4، ص 329.
4- 46. تفسیر برهان؛ ج 4، ص 330.
کره خروجه و لا یبقی کافر الاّ قُتل.... .»؛
امام علیه السلام فرمودند: «به خدا قسم، این آیه تأویل نمی شود، مگر با خروج مهدی قائم علیه السلام و هنگامی که او قیام می کند، هیچ مشرکی باقی نمی ماند، مگر اینکه از قیام او کراهت دارد و هیچ کافری نمی ماند، مگر اینکه کشته می شود.»(1)
اما مجلسی چنین آورده که از ابی بصیر روایت شده: فعن أبی بصیر قال: سألت أبا عبداللَّه الصادق علیه السلام - عن قوله تعالی فی کتابه: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» فقال علیه السلام: «و اللَّه ما أُنزل تاویلها بعدُ»؛ قلت: جُعِلتُ فِداک و متی ینزل؟ قال: «حتی یقوم القائم ان شاء اللَّه فاذا خرج القائم لم یبقَ مشرک.... .»
از امام صادق علیه السلام درباره آیه: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِ ّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» پرسیدم؟
امام فرمود: «به خدا قسم! هنوز تأویل این آیه، نازل نشده است.»
پرسیدم: جانم به فدایتان! پس کی نازل می شود؟
فرمود: «هنگامی که قائم علیه السلام، قیام کند ان شاءاللَّه، هنگامی که او قیام کند، هیچ مشرکی باقی نمی ماند.»(2)
ما به همین مقدار از آیاتی که تأویل آنها به امام زمان علیه السلام بر می گردد و به احادیث وارده درباره این آیات، بسنده می کنیم و همین جا لازم است، بگویم: از آیات، چیز کمی را یادآور شدم، آیاتی که تاویلش به امام زمان علیه السلام برمی گردد، بر حسب آنچه در احادیث آمده، بسیار، بسیار زیادند که آقای صادق شیرازی در کتابی به نام المهدی فی القرآن بعضی از آن آیات را جمع آوری نموده، ایشان صد و شش آیه را آورده است و تمامی احادیث از مصادر اهل سنت هستند و اگر ما بخواهیم، آن آیات و احادیث را بیاوریم، کلام بسیار طولانی می گردد و به همین مقدار به خواست خداوند، بسنده می کنیم.
ص:52
1- 47. المهدی فی القرآن؛ ص 62.
2- 48. بحار؛ مجلسی؛ ج 51، ص 60.
فصل چهارم:پیامبرصلی الله علیه وآله و بشارت به امام زمان علیه السلام
قسمت اول
احادیثی که از پیامبرصلی الله علیه وآله درباره شخصیت امام زمان علیه السلام روایت شده، بزرگ ترین گروه از احادیث و بشارت های راجع به امام زمان علیه السلام را تشکیل می دهد که ما بعضی از آنها را در فصول گذشته آوردیم و بعضی را در فصلهای آینده می آوریم. بسیار عجیب است که بیشتر احادیث موجود در کتب اهل سنت درباره شخصیت امام زمان علیه السلام از پیامبرصلی الله علیه وآله روایت شده است و دارای سندهای متعدد و مضامین متنوع می باشند.
مرتبه ای، پیامبرصلی الله علیه وآله مسلمین را به امام زمان علیه السلام بشارت می دهد که او همان دوازدهمین امام است و مرتبه ای دیگر، پیامبرصلی الله علیه وآله خبر می دهد که او از فرزندان فاطمه زهراعلیها السلام، از صُلْب حسین علیه السلام و نهمین امام، بعد از امام حسین علیه السلام می باشد.
در این فصول و فصل های آینده خواهید دانست که پیامبرصلی الله علیه وآله از امام زمان علیه السلام در مناسبات عدیده و موقعیت های فراوان و حساس خبر داده است و این خود، بیانگر اهمیت موضوع است و گرنه چرا این همه کوشش و توجه به این موضوع شده است و چرا این همه تکرار و تمرکز در اخبار درباره امام زمان علیه السلام به کار گرفته شود؟
ص:53
احادیثی که از پیامبرصلی الله علیه وآله درباره شخصیت امام زمان علیه السلام وجود دارد، بسیار زیاد هستند و ما بعضی از آنها را - که با اسلوب این کتاب، همخوانی دارند یادآور می شویم:
1 - عن سعید بن جبیر عن ابن عباس قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: «إنّ خُلفایی و أوصیایی و حُجج اللَّه علی الخلق بعدی لاثناعشر، اَوّلهم أخی و آخرهم ولدی.» قیل: یا رسول اللَّه! و من اخوک؟ قال: «علی بن ابی طالب.» قیل: فمن وَلَدَک؟ قال: «المهدی الذی یملَأها أی یملا الارض قسطاً و عدلاً کما مُلئت ظلماً و جوراً و الذی بعثنی بالحقّ نبیاً لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لَطوَّل اللَّه ذلک الیوم حتّی یخرج فیه ولدی المهدی، فینزل روحُ اللَّه عیسی بن مریم فیصلّی خلفه و تُشرق الارض بنور ربها»؛
از ابن عباس روایت شده: پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «جانشینان و اوصیا و حجت های خدا بر خلق، بعد از من دوازده نفرند که اوّل ایشان برادر من است و آخرینشان فرزندم است.»
پرسیدند: ای رسول خدا! برادر شما کیست؟
فرمود: «علی بن ابی طالب.» پرسیدند: فرزند شما کیست؟
فرمود: «مهدی؛ همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، همان طور که از ظلم و جور پر شده است، قسم به کسی که مرا به حقیقت مبعوث نمود! اگر از دنیا، فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند تا اینکه فرزندم مهدی علیه السلام قیام کند و سپس عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان پایین می آید و پشت سر مهدی علیه السلام نماز خواهد گذارد و زمین، مملو از نور پروردگار می گردد و سلطنت و پادشاهی ایشان، تمام شرق و غرب عالم را پر می کند.»(1)
2 - عن حذیفه قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: «المهدی رجل من وُلدی، وجهه کالکوکب الدّری، اللون لون عربی و الجسم جسم اسرائیلی، یملأ الارض عدلاً کما مُلئت جوراً، یرضی فی خلافته أهل السماء و الطیر فی الجو، یَملک عشرین سنه»؛
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی علیه السلام، مردی هست از فرزندان من، چهره اش مانند ستاره درخشان می باشد، رنگ پوست او رنگ پوست اعراب و جسم و هیکل او مانند بنی اسرائیل
ص:54
1- 49. فرائد السمطین؛ جوینی شافعی؛ ج 2 و بحار؛ مجلسی؛ ج 51، ص 71.
است؛ زمین را پر از عدل می کند، چنانچه پر از جور شده، در زمان خلافت او، اهل آسمان و پرندگان در هوا، خشنود خواهند بود؛ او 20 سال حکومت می کند.»(1)
3 - عن حذیفه قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: «المهدی رجل من وُلدی، وجهه کالکوکب الدُرّی»؛
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی علیه السلام، مردی از فرزندان من است، چهره اش مانند ستاره درخشان می باشد.»(2)
4 - عن الامام محمّد بن علی الباقر عن آبائه عن امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام قال: «قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: المهدی من وُلدی، تکون له غیبه و حیره تضل فیها الأُمم، یأتی بذخیره الانبیاءعلیهم السلام فیملؤها عدلاً و قسطاً کما مُلئت جوراً و ظلماً.»
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی از فرزندان من است؛ ایشان غیبتی دارند و در پرده ابهام می روند که در آن هنگام، امت ها گمراه می شوند؛ او با تمامی ذخایر انبیا می آید؛ پس ایشان زمین را پر از عدل و داد می کند، چنانچه از ظلم و جور پر شده است.»(3)
5 - روی القندوزی الحنفی عن أبی بصیر عن الصادق جعفر بن محمّد عن آبائه عن امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام قال: «قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: المهدی من وُلدی، إسمه إسمی و کنیته کنیتی و هو أشبه الناس بی خَلقاً و خُلقاً، یکون له غیبه و حیره فی الأُمم حتی تَضل الخلق عن أدیانهم، فعند ذلک یُقبل کالشهاب الثاقب، فیملأ الارض قسطاً و عدلاً کما مُلئت ظلماً و جوراً»؛
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند: «مهدی علیه السلام از فرزندان من است؛ اسم او، اسم من و کنیه او، کنیه من است؛ او شبیه ترین مردم از جهت شکل و اخلاق به من است؛ غیبتی دارد که در آن، امت ها از ادیان خود گمراه می گردند و او در آن هنگام، مانند شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد می کند، چنانچه از ظلم و جور پر شده است.»(4)
6 - روی المجلسی عن الشیخ المفید عن أبی أیوب الانصاری قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله - لفاطمه - (فی مرضه): «و الذی نفسی بیده لابدَّ لهذه الاُمه مِن مهدی و هو و اللَّه مِن وُلدِک.
ص:55
1- 50. شرح احقاق الحق، السید المرعشی، ج 13، ص 164.
2- 51. همان.
3- 52. فرائد السمطین.
4- 53. بحارالانور، مجلسی، ج 51، ص 72.
از ابوایوب انصاری روایت شده که: پیامبرصلی الله علیه وآله در هنگامی که بیمار بود به فاطمه علیها السلام فرمود: «قسم به آن که جانم در قبضه قدرت اوست! بی شک برای این امت، مهدی علیه السلام وجود دارد و به خدا قسم! او، از پسران توست.»(1)
7 - عن مکحول عن علی بن ابی طالب علیه السلام قال: «قلت یا رسول اللَّه صلی الله علیه وآله أَمِنّا - آل محمّد المهدی أم مِن غیرنا؟ فقال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: لا، بل مِنّا، بنا یختم اللَّه الدین کما فتح اللَّه بنا و بنا یُنقَذون عن الفتنه کما أُنقذوا مِنْ الشِرک و بنا یولِّف اللَّه بین قلوبهم بعد عداوه الفتنه إخواناً کما ألَّف بین قلوبهم بعد عداوه الشرک و بنا یصبحون بعد عداوه الفتنه إخواناً کما أصبحوا بعد عداوه الشِرک إخواناً»؛
از علی بن ابی طالب علیه السلام روایت شده: «از پیامبرصلی الله علیه وآله پرسیدم: آیا مهدی علیه السلام از ما آل محمدعلیهم السلام است یا از غیر ما؟»
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «او از ماست، خداوند دین را برای ما ختم می کند، همان طور که به وسیله ما، دین را برای ما فرستاد و به وسیله ماست که خداوند، فتنه ها را می برد، همان طور که به وسیله ما شرک را برد و به وسیله ماست که خداوند، بین دل ها الفت و دوستی برقرار می کند، همان طور که خداوند بین دل ها را بعد از دشمنی با شرک، الفت می دهد و به وسیله ماست که بعد از دشمنی با فتنه برادر می گردند، همان طور که بعد از دشمنی با شرک، در حالی که برادرند، شب را به صبح می رسانند.»(2)
سوال امام علی علیه السلام از پیامبرصلی الله علیه وآله از قبیل تجاهل عارف است (یعنی کسی که مطلبی را می داند؛ اما خود را به ندانستن می زند تا از طرف مقابل جواب بگیرد). ایشان از آنچه خود می داند، می پرسد؛ مثل اینکه اصلاً آن را نمی داند و این هم برای غرض و هدفی است که ایشان دارد و این نوع کلام در قرآن و احادیث هم وارد شده؛ بلکه در عُرفِ مردم نیز وجود دارد مانند این آیه که در قرآن آمده: «وَ ما تِلْکَ بِیَمینِکَ یا مُوسی»؛ «ای موسی! در دست راستت چه داری؟»(3)
ص:56
1- 54. بحار؛ مجلسی؛ ج 51، ص 67.
2- 55. بحار؛ مجلسی؛ ج 51، ص 67.
3- 56. طه، آیه 17.
8 - عن هشام بن سالم عن الامام الصادق جعفر بن محمّد عن أبیه عن جدِّه علیه السلام قال: «قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: القائم من وُلدی، إسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سُنَّته سُنَّتی، یقیم الناس علی مِلَّتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب اللَّه عزَّ و جلّ، مَن أطاعه أطاعنی و مَن عصاه عصانی و مَن أنکره فی غیبته فقد أنکرنی و من کذَّبه فقد کذَّبنی و مَن صدَّقه فقد صدَقنی، الی اللَّه اشکو المکذِّبین لی فی أمره و الجاحدین لقولی فی شأنه و المضلّین لأمتی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا اَیَّ منقلب ینقلبون.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی قائم علیه السلام از فرزندان من و همنام من می باشد و کنیه او، کنیه من و شمایل او، شمایل من و سنّت او، سنّت من است؛ مردم را به دین و آیین من می خواند و به سوی قرآن دعوت می کند؛ هر کس از او اطاعت کند؛ از من اطاعت کرده است و هر کس از او سرپیچی کند؛ از من سرپیچی کرده است و هر کس در زمان غیبتش، او را انکار کند؛ مرا انکار کرده است و هر کس او را تکذیب نماید، مرا تکذیب کرده است و هر کس او را تصدیق کند؛ مرا تصدیق کرده است؛ به سوی خداوند شکایت می کنم از تکذیب کنندگان خویش درباره مهدی علیه السلام و از انکار کنندگان سخنم، درباره او و از کسانی از امت من - که گمراه هستند و از راه او سرپیچی می کنند و
قسمت دوم
«کسانی که ظلم می کنند بزودی خواهند دانست که به چه جایگاه و مکانی باز می گردند.»(1)
9 - عن ابن عباس قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: «علی بن ابی طالب إمام اُمتی و خلیفتی علیهم بعدی و مِن وُلده القائم المنتظر الذی یملأ اللَّه (عزَّوجلّ) به الارض عدلاً و قسطاً کما مُلئت جوراً و ظلماً و الذی بعثنی بالحق بشیراً: انّ الثابتین علی القول به - فی زمان غیبته - لأَ عزَّ - اَی اَقلّ و اَندر - من الکبریت الأحمر.» فقام الیه جابر بن عبداللَّه انصاری فقال: یا رسول اللَّه! و للقائم من وُلدک غیبه؟ فقال: «ای و ربّی «وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکافِرِینَ» یا جابر! إنّ هذا لأمر من أمراللَّه و سِّرٌ من سرِّ اللَّه، مَطوی أی مستور - عن عباده، فإیّاک و الشک فی أمراللَّه فهو کفر»؛
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «علی بن ابی طالب علیه السلام، امام امت من و بعد از من جانشین و خلیفه من
ص:57
1- 57. کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق؛ ص 411.
است و مهدی قائم علیه السلام از فرزندان اوست؛ همان کسی که خداوند عزوجل به وسیله او، زمین را پر از عدل و داد می کند، همان طور که پر از جور و ظلم شده است و قسم به آن که مرا به حقیقت مبعوث نمود؛ ثابت قدم های بر این گفتار در زمان غیبت او، خیلی کم هستند مانند کبریت احمر!»
جابر بن عبداللّه انصاری پرسید: ای رسول خداصلی الله علیه وآله! آیا برای فرزند قائم شما، غیبت وجود دارد؟
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «بله و قسم به پروردگارم «وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکافِرِینَ» ای جابر! این فرمانی از اوامر الهی و رمزی از رموز الهی می باشد - که پنهان از بندگان خداست پس از شک در امر الهی، دوری کن که این کفر است.»(1)
10 - عن ابی سعید الخدری - فی حدیث طویل - قال: «قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله - لفاطمه: «یا بُنَیَّهَ! إنّا اُعطینا - اهل البیت - سبعاً لم یُعطها احد قبلنا:
1) نبیُّنا خیر الانبیاء و هو أبوک.
2) و وصیُّنا خیر الاوصیاء و هو بعلک.
3) و شهیدنا خیر الشهداء و هو عمُّ ابیکِ حمزه.
4) و مِنّا مَن له جناحان خضیبان یطیر بهما فی الجنه و هو إبن عمِّک جعفر.
5و6) و منّا سبطا هذه الأُمه و هما إبناک الحسن و الحسین علیه السلام.
7) و منّا - و اللَّه الذی لا اله الاّ هو - مهدی هذه الأُمه، الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم، ثمّ ضرب بیده علی منکب الحسین علیه السلام فقال: مِن هذا، ثلاثاً.
پیامبرصلی الله علیه وآله به دخترش فاطمه علیها السلام فرمود: «دخترم! خداوند به ما اهل بیت علیهم السلام، 7 چیز عطا کرده، که به کسی قبل از ما نبخشیده است:
1) پیامبر ما، بزرگ ترین و برترین پیامبران است و او همان پدر توست.
2) وصی و جانشین ما، بهترین وصی است و او شوهر توست.
3) شهید ما، بزرگ ترین شهید است و او عموی پدرت، حمزه است.
ص:58
1- 58. اعیان الشیعه؛ سیّد محسن امین؛ ج 2، ص 54.
4) آن کسی که دو بال دارد و به وسیله آن دو در بهشت پرواز می کند، پسر عمویت جعفر است - که او نیز از ماست -
5 و 6) دو جوان و فرزند این امت حسن و حسین علیهم السلام- که پسران تو هستند، -از ما می باشند.
7) قسم به همان خدایی که غیر از او خدایی نیست! مهدی این امت - همان کسی که عیسی بن مریم علیه السلام پشت سر او نماز می خواند؛ از ماست.» سپس با دست بر شانه حسین علیه السلام زد و فرمود: «مهدی از نوادگان حسین علیه السلام است.» 3 بار این جمله را تکرار نمود.(1)
در کتاب بیان شافعی آمده: پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی هذه الامه من الحسین علیه السلام»؛
«مهدی این امت از حسین علیه السلام است.»
11 - عن جابر بن عبداللَّه الانصاری قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: «ینزل عیسی بن مریم علیه السلام فیقول أمیرهم المهدی علیه السلام: تعال صَلِّ بنا، فیقول: ألا! ان بعضکم علی بعض أُمراء تکرمهً من اللَّه عزَّ و جلّ لهذه الاُمَّه»؛
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان پایین می آید و به امیرشان مهدی علیه السلام می گوید: بیا و با ما نماز بخوان. پس عیسی بن مریم علیه السلام می گوید: آگاه باشید که بعضی از شما بر بعضی دیگر امیر هستید؛ زیرا خداوند عزوجل این امت را گرامی داشته است.»(2)
12 - عن الإمام علی بن موسی الرضاعلیه السلام عن أبیه عن آبائه علیهم السلام قال: «قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: من أحبَّ أنْ یتمسَّک بدینی و یرکب سفینه النجاه بعدی فلیقتِد بعلی بن ابی طالب و لیُعادِ عدوَّه و لیوالِ ولیَّه، فانّه وصیِّی و خلیفتی علی اُمتَّی، فی حیاتی و بعد وفاتی و هو إمام کلّ مسلم و أمیر کلّ مومن بعدی، قُوله قولی و أمرهُ أمری و نهیُه نهیی و تابعُه تابعی و ناصرُه ناصری و خاذِلُه خاذِلی.»
ثم قال: «مَن فارق علیاً بعدی لم یرنی و لم أرَه یوم القیامه و مَن خَالَف عَلیاً حرَّم اللَّه علیه الجنه و جعل مأواه النار و مَن خَذَلَ علیاً خذَله اللَّه یوم یُعرض علیه و مَن نصر علیاً نصره اللَّه یوم یلقاه و لقَّنَه حجَّته عند المسأله.»
ص:59
1- 59. الغیبه، طوسی؛ ص 191.
2- 60. بحارالانوار؛ مجلسی، ج 6، ص 301.
ثم قال: «الحسن و الحسین إماما اُمتَّی بعد أبیهما و سیّدا شباب اهل الجنّه، اُمُّهما سیده نساء العالمین و أَبوهما سید الوصیِّین و مِن وُلد الحسین تسعه ائمه، تاسعهم القائم من وُلدی، طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی.
الی اللَّه اشکو المنکرین لِفَضْلهم و المضیِّعین لحُرِمتهم بعدی و کفی باللَّه ولیاً و ناصراً لعترتی و ائمه أُمتی و منتقماً من الجاحدین حقَّهم و سیعلم الذین ظلموا أیَّ منقلب ینقلبون»؛
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «هر کس دوست دارد که به دین من تمسّک جوید و بعد از من، سوار بر کشتی نجات گردد، باید به علی بن ابی طالب علیه السلام اقتدا کند و از دشمنان او دوری نماید و دوستانش را دوست بدارد؛ او وصی و خلیفه من در زمان حیاتم و بعد از وفاتم بر این امت است او امام هر مسلمان و امیر هر مومنی، بعد از من است؛ گفتار او، گفتار من و فرمان او، فرمان من و نهی او، نهی من است؛ هر کس از او تبعیت کند؛ گویی از من تبعیت کرده است و هر کس او را یاری کند؛ گویی مرا یاری کرده است و هر کس او را خوار بشمرد؛ گویی مرا خوار شمرده است.
هر کس بعد از من از علی علیه السلام جدا شود، نه او مرا در قیامت می بیند و نه من، او را در آن جا می بینم و هر کس با علی علیه السلام مخالفت کند، خداوند بهشت را بر او حرام می کند و آتش را منزلگاه او قرار می دهد و هر کس، علی علیه السلام را کوچک شمارد؛ خداوند او را در روز قیامت خوار و ذلیل می کند و هر کس علی علیه السلام را یاری کند؛ خداوند نیز او را یاری می کند؛ روزی که خدا را ملاقات کند و خداوند او را در هنگام سوال قبر، یاری می رساند.»
سپس فرمود:«حسن و حسین علیهم السلام هر دو بعد از پدرشان،امام این امت هستند، این دو، بزرگ و آقای بهشتیان هستند؛ مادرشان، سرور زنان دو عالم و پدرشان بزرگ و آقای اوصیاست و از فرزندان حسین علیه السلام، نُه نفر ائمه و امامند که نُهُمین آنها، مهدی قائم علیه السلام است - که از فرزندان من است اطاعت از اینان، اطاعت از من و سرپیچی از آنها، سرپیچی از من است.
به سوی خداوند شکایت می کنم از منکران فضایل و ضایع نمودن حرمت های اینان؛ خداوند، برای نصرت و یاری ائمه علیهم السلام و انتقام گرفتن از کسانی که حق آنان را غصب
ص:60
کرده اند، کافی است و ظالمان بزودی خواهند دانست که به چه جایگاهی باز می گردند.»(1)
13 - و قال النبی صلی الله علیه وآله - فی خُطبه یوم الغدیر و بحضور مأهَ و عشرین الف مسلم - : «مَعاشِر الناس! النور مِن اللَّه عزّوجّل، فیّ مَسلوک، ثمّ فی علیٍ، ثمّ فی النَسْل منه الی القائم المهدی، الذی یأخذ بحقّ اللَّه و بکلِّ حقٍ هو لنا... .»
پیامبرصلی الله علیه وآله در خطبه روز غدیر (و در حضور صد و بیست هزار مسلمان) فرمود: «ای مردم! نور از جانب خدای عزوجل می باشد و در درون من، پنهان است بعد از من در درون علی علیه السلام و سپس در درون نسل او می باشد تا اینکه به مهدی قائم علیه السلام می رسد؛ همان کس که حق خدا و حق ما را تمام و کمال می گیرد.»(2)
چنانچه ملاحظه نمودید، پیامبرصلی الله علیه وآله در احادیث نبوی به گونه های مختلف به خداوند قسم یاد می کند مانند: «والذی بعثنی بالحق بشیرا: «قسم به کسی که مرا مبعوث نمود تا مردم را بشارت دهم». یا «والذی نفسی بیده»: «قسم به کسی که جانم در دست اوست.»
یا «مِنّا - واللَّه الذی لا اله الا هو - مهدی هذه الاُمه»؛ «قسم به خدایی که الهی جز او ، مهدی این امت از ماست.»
تمامی این قسم ها، تاکید برای این حقیقت و تثبیت برای این موضوع هستند. همچنین پیامبرصلی الله علیه وآله به همین هم اکتفا نکرده، فرموده: «اگر از دنیا باقی نمانده باشد، مگر یک روز...» مقصود پیامبرصلی الله علیه وآله، این است که این امر، قطعاً اتفاق می افتد، حتی اگر زمان های زیادی بگذرد؛ بلکه حتی اگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد؛ ناچار باید در همان یک روز، امام زمان علیه السلام ظهور کند و این نهایت مبالغه در تاکید و تحقیق است.
شنیدید و دیدید که پیامبرصلی الله علیه وآله از امام زمان علیه السلام چنین سخن گفت: «او زمین را پر از عدل و داد می کند، بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده است.» این جمله، شرح و تفصیلی دارد که آن را برای شما خواننده گرامی می آوریم.
ظلم و جور با هم و عدل و قسط با هم ذکر شده، ممکن است، مقصود از فرمایش: «ملئت ظلماً و جوراً»؛ «پر از ظلم و جور شده است.» انتشار ظلم از عامّه مردم و انتشار جور از