ص:111
1- 129. دلائل الإمامه، طبری، ص 314.
إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛(1) «تا آن گاه که وقت مرگ هریک فرا رسد در آن حال آگاه و نادم شده گوید: بارالها! مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آورم و به او خطاب شود که هرگز نخواهد شد و این کلمه را از حسرت همی گوید و از عقب آنان عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند.»
پاسخ:
اولاً، ظاهر، بلکه صریح آیه در مورد حالت احتضار است به قرینه صدر آیه که می فرماید: «حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ»، و ذیل آیه که می فرماید: «وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ».
ثانیاً، آیه ظهور در عدم تحقق رجوع با طلب کافر دارد، و منافاتی با رجوع با اراده الهی ندارد؛ همان گونه که در امت های پیشین با اراده الهی و مصلحت خاص اتفاق افتاده است.
ثالثاً، آیه اخص از مدّعا است، زیرا خاص به کفار است، در حالی که در باب رجعت بحث از رجوع مؤمنان و کافران محض است.
شبهه دوم
قول به رجعت مخالف با عقل است، زیرا رجوع معصیت کاران دلایلی دارد:
الف) به جهت عذاب است؛ که ظلم می باشد، زیرا قرار است که در آخرت انسان عذاب شود.