- مقدمه ناشر 1
- کیفیت غیبت حضرت مهدی علیه السلام 4
- علّت تأخیر ظهور 5
- مقصود از نیابت عامه 6
- راه رسیدن به حضرت مهدی علیه السلام 8
- مهدویت نوعی و شخصی 9
- دو توقیع به شیخ مفیدرحمه الله 10
- 2 - حضرت صالح علیه السلام 14
- سنت غیبت در انبیای پیشین 14
- 1 - حضرت ادریس علیه السلام 14
- سنت غیبت در انبیای پیشین 14
- 4 - حضرت موسی علیه السلام 15
- 5 - حضرت شعیب علیه السلام 15
- 3 - حضرت ابراهیم علیه السلام 15
- 6 - حضرت الیاس علیه السلام 15
- 8 - حضرت عیسی علیه السلام 16
- محرومیت از محضر امام زمان علیه السلام 16
- پاسخ 16
- محرومیت از محضر امام زمان علیه السلام 16
- حفظ حضرت علیه السلام با حضور 17
- عدم بیعت با حاکمان جور 18
- الگو بودن حضرت زهراعلیها السلام 19
- تأثیر دعا برای تعجیل فرج 20
- تأثیر وجود امام زمان علیه السلام در دفع بلا 21
- وظیفه کلی ما در عصر غیبت 22
- تشبیه امام زمان علیه السلام خورشید پشت ابر 23
- اشکال فترت در امامت 24
- اشکال فترت در امامت 24
- پاسخ 25
- تناسب غیبت با هدایت گری 26
- کارهای امام زمان علیه السلام در عصر غیبت 26
- شناخت امام زمان علیه السلام در عصر غیبت 28
- علائم آخر الزمان 29
- علائم آخر الزمان 29
- 1 - گسترش ترس و نا امنی 29
- 3 - سردی عواطف انسانی 30
- 2 - تهی شدن مساجد از هدایت 30
- 4 - گسترش فساد اخلاقی 30
- عوامل تقویت ایمان به وجود امام زمان علیه السلام 31
- 5 - آرزوی کمی فرزند 31
- 7 - جنگ و کشتار 31
- 6 - مرگ های ناگهانی 31
- نحوه هدایت امام علیه السلام در عصر غیبت 32
- تأثیر جشن های میلاد 33
- گسترش عشق مردم به امام زمان علیه السلام 34
- آگاهی امام زمان علیه السلام از احوال مردم 35
- لقب «بقیه اللَّه» 36
- علّت عدم شناخت حضرت در ملاقات ها 37
- منشأ محرومیت از تشرّف 38
- غیبت از اختصاصات امام مهدی علیه السلام 38
- علّت عشق به حضرت مهدی علیه السلام 39
- علت تأخیر فرج حضرت مهدی علیه السلام 40
- مرگ جاهلیت 41
- وظیفه ما برای نزدیک شدن ظهور 42
- علت عدم ظهور 43
- صدقه دادن به جهت سلامتی امام زمان علیه السلام 43
- عریضه نویسی به امام زمان علیه السلام 44
- اطّلاع ندادن از وقت ظهور 44
- قیام قبل از ظهور 45
- ملاقات با امام زمان «علیه السلام» در عصر غیبت کبری 49
- قائلین به امکان تشرف 51
- قائلین به امکان تشرف 51
- 1 - سید مرتضی رحمه الله 52
- 2 - شیخ طوسی رحمه الله 52
- 4 - آخوند خراسانی رحمه الله 53
- 3 - سیّد بن طاووس رحمه الله 53
- 5 - محقّق نائینی رحمه الله 53
- پاسخ 54
- پاسخ 54
- پاسخ به شبهات 54
- پاسخ به شبهات 54
- پاسخ 55
- پاسخ 56
- پاسخ 57
- پاسخ 57
- کیفیت ملاقات مردم با حضرت مهدی علیه السلام 58
- پاسخ 58
- اهداف عمومی ملاقات ها 59
- اهداف خصوصی ملاقات ها 59
- امکان شناخت امام زمان علیه السلام هنگام ملاقات 60
- وظیفه ما نسبت به مدّعیان ملاقات 61
- اصرار به جهت ملاقات 62
- 1 - سیّد بن طاووس 64
- 2 - یکی از بزرگان 64
- برخی از تشرّف یافتگان 64
- 3 - علامه حلی 65
- تشرّفی دیگر 66
- 5 - شیخ قطیفی 67
- 6 - مقدس اردبیلی 68
- 8 - سید مهدی بحر العلوم 71
- اشاره 77
- قول به رجعت از عقاید امامیه 79
- مفهوم رجعت 80
- تقسیمی از رجعت 81
- رجعت؛ اعتقاد ضروری مذهب 82
- شناخت شیعه با اعتقاد به رجعت 84
- سرّ بحث از رجعت در کتاب های کلام 85
- دیدگاه ها درباره مفهوم رجعت 86
- رجعت از دیدگاه عقل 87
- 1 - قسر دائمی یا اکثری محال است 87
- رجعت از دیدگاه عقل 87
- 2 - ضرورت تداوم راه مصلحان 89
- رجعت از دیدگاه قرآن 90
- 3 - قاعده «حکم الامثال» 90
- 1 - عمر بن خطاب و اعتقاد به رجعت 96
- اهل سنّت و اعتقاد به رجعت 96
- 2 - قرطبی و اعتقاد به رجعت 97
- 3 - ابن کثیر و اعتقاد به رجعت 98
- رجعت بانوان 100
- بررسی شبهات رجعت 101
- آثار اعتقاد به رجعت 101
- بررسی شبهات رجعت 101
- شبهه اول 101
- شبهه دوم 102
- شبهه سوم 103
- شبهه چهارم 103
- شبهه پنجم 104
ص:77
1- 74. قصص العلماء ص 359.
از اهالی بحرین نقل شده که امام زمان علیه السلام به صورت مردی که شیخ او را می شناخته بر او وارد شد و از او سؤال کرد: کدامین آیه از آیات قرآن دارای موعظه ای عظیم است؟ شیخ در جواب این آیه را قرائت می کند: «إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیاتِنا لَا یَخْفَوْنَ عَلَیْنا أَفَمَن یُلْقَی فِی النّارِ خَیْرٌ أَم مَّن یَأْتِی آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»؛(1) «کسانی که آیات ما را تحریف می کنند بر ما پوشیده نخواهند بود! آیا کسی که در آتش افکنده می شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر می آید؟! هر کاری می خواهید بکنید، او به آنچه انجام می دهید بیناست!». حضرت می فرمایند: راست گفتی ای شیخ … (2)
6 - مقدس اردبیلی
مرحوم محدّث جزایری نقل می کند: «حدیث کرد مرا موثق ترین مشایخم در علم و عمل این که: مقدس اردبیلی شاگردی داشت از اهالی تفرش که اسمش میر علاّم یا فیض اللَّه بود. او مقام و منزلتی در فضل و ورع داشت. آن شاگرد می گوید: من حجره ای داشتم در مدرسه ای که به بقعه شریف امام علی علیه السلام مُشْرِف بود. شبی اتفاق افتاد که من از مطالعه فارق شدم در حالی که بسیاری از شب گذشته بود. از حجره بیرون آمدم تا بیرون را نظر کنم. آن شب بسیار تاریک بود. دیدم شخصی به طرف روضه مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام می رود. با خود گفتم: شاید دزدی است که آمده تا قندیل های حضرت را سرقت