نشان نزول: شان نزول آیات قرآن مجید صفحه 33

صفحه 33

حکم فرزند خواندگی

حکم فرزند خواندگی

شأن نزول آیه های 4 و 5 سوره احزاب

در بازار «عکاظ»، کالاهای گوناگونی خرید و فروش می شد. برده فروشی نیز رواج داشت و قیمت برده ها متفاوت بود، برده های باهوش و زیرک با قیمت بیش تری فروخته می شدند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از ازدواج باخدیجه علیهاالسلام، روزی برای تجارت و خرید برده ای زیرک به سوی بازار عکاظ رهسپار شد. از میان همه برده ها، «زید بن حارثه» که برده ای زرنگ به نظر می آمد، توجه پیامبر را به خود جلب کرد. از این رو، او را برگزید و به بالاترین قیمت، خریداری کرد. این غلام، پس از بعثت رسول خدا مسلمان شد و در همه جا همراه پیامبر بود.

هنگامی که موضوع بردگی زید به گوش پدرش «حارثه بن شراحیل کلبی» رسید، وارد مکه شد تا پسرش را به شهر خود بازگرداند. بنابراین، نزد «ابوطالب» آمد و گفت: ای ابوطالب! پسرم به مکه آورده شده و شنیده ام که از غلامان برادرزاده ات محمّد شده است. پیشنهاد می کنم که محمّد او را به من بفروشد و یا او را آزاد کند و به من بازگرداند. ابوطالب موضوع را به پیامبر گفت. رسول خدا پیشنهاد دوم را پذیرفت و فرمود: زید را آزاد کردم. او هر کجا بخواهد می تواند برود. حارثه، پدر زید، بسیار خوشحال شد و از پیامبر تشکر کرد و با شتاب به سوی زید دوید تا او را با خود ببرد. زید، ناراحت شد و از رفتن خودداری کرد و از جایش تکان نخورد. حارثه باورش نمی شد که فرزندش زید، این گونه به پیامبر دل بسته است و حال و هوای مکه، او را پای بند خود کرده باشد. به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه