نشان نزول: شان نزول آیات قرآن مجید صفحه 69

صفحه 69

تمام شده و این افتخار را نصیب خود می دید، با شادی به این پیروزی می اندیشید. او عده ای از اوباش رانیز همراه خود آورده بود تا نزد سران قریش به عمل ننگین او گواهی دهند. ابوجهل خواست سنگ را با قدرت بر سر پیامبر بکوبد که ناگهان چشمش سیاهی رفت و جایی را ندید. تنها صدای او را می شنید که ذکر خدا می گفت. با ترس نزد یاران خویش آمد و از ناپدید شدن پیامبر خبر داد. مردی از طایفه بنی مخزوم که او نیز کینه پیامبر را به دل داشت، اجرای این کار را بر عهده گرفت. سنگ را برداشت و نزدیک پیامبر آمد. پیامبر هنوز در سجده بود و ذکر خدا می گفت. سنگ را بلند کرد و سرنازنین پیامبر را نشانه گرفت. او می خواست فریاد توحید را خاموش کند و به خیال خویش پایه های شرک را برای همیشه در آن سرزمین پایدار نماید، ولی دستانش در هوا لرزید و سنگ از دستانش رها شد. چشمان او نیز سیاهی رفت و پیامبر را ندید. فقط فریاد سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکه و الروح را از چند قدمی اش می شنید. در این هنگام ترس به او روی آورد. رعشه بر اندامش افتاد و در یک لحظه پابه فرار گذاشت. در پی او ابوجهل و همراهان او نیز وحشت زده خانه کعبه را ترک کردند و به جمع یاران خود پیوستند و خود را برای نقشه های بعدی آماده کردند. آیه های 9 و 10 سوره یس از عذاب خدا برای مشرکان که در اندیشه قتل پیامبر بودند، سخن می گوید:

و [ما] فرا روی آنان سدّی و پشت سرشان سدّی نهاده و پرده ای بر [چشمان ]آنان فروگسترده ایم. در نتیجه، نمی توانند ببینند.«» و آنان را چه بیم دهی [و ]چه بیم ندهی، به حالشان تفاوت نمی کند و نخواهند گروید.«»(1)


1- نمونه بینات، ص 662 ؛ تفسیر آلوسی، ج 22، ص 199.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه