نشان نزول: شان نزول آیات قرآن مجید صفحه 78

صفحه 78

سلام کردن را اهانت به خود تلقی کردند و بر خشمشان افزوده شد و دریافتند که محمد آنان را گمراه می داند. بنابراین، نتیجه این جلسه را از پیش دانستند، ولی خشم خود را فرو خوردند و سکوت اختیار کردند. پیامبر به ابوطالب نزدیک شد و در کنار او نشست. لحظه ای بعد، ابوطالب، گفته های آنان را برای پیامبر شرح داد. تقاضایشان را نیز بیان کرد. پیامبر در پاسخ فرمود: اگر آنان خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند، من به آنان نمی پیوندم، مگر این که سخن خود را تحقق بخشم و یا در راه آن کشته شوم.

هنگامی که ابوطالب این سخن را شنید، گفت: از یاری تو دست نخواهم کشید. پیامبر فرمود: آیا آنان حاضرند در پیروی از من، جمله ای بگویند که به سبب آن یک جمله از همه اعراب پیشی سبقت بگیرند و بر جهانیان حکم برانند؟ ابوجهل که جز به قدرت و حکومت و سیطره بر زیردستان نمی اندیشید، از این پیشنهاد به وجد آمد و برای این که کلید حکومت را از محمد بگیرد، با عجله گفت: بله. بیش از یک جمله نیز حاضریم بگوییم. آن جمله کدام است؟ پیغمبر فرمود: بگویید موجودی جز اللّه نیست؛ یعنی این جمله را بگویید و در عمل به آن پای بند باشید. غیر از خدا را رها کنید و این بت ها را که مایه بدبختی و ننگ و عقب افتادگی شماست، از مکه بیرون بریزید. حاضران که این جمله را شنیدند، رنگ باختند. پیدا بود که ترسیده اند. نگاهی به هم انداختند، زمزمه ای کردند و به هم گفتند: تاکنون چنین جمله ای را نشیده ایم؛ یعنی ما خدایانمان را رها کنیم و تنها به سراغ یک خدا برویم؟ این بسیار شگفت انگیز است.

آنان برای این که بیش از این، سخن حق پیامبر را نشوند، انگشتان شان را در گوش گذاشتند و با سرعت خارج شدند و حتی پشت سرشان را هم نگاه نکردند. در این هنگام آیه های آغازین سوره ص نازل شد و فرمود:

صاد، سوگند به قرآن پر اندرز «» آری، آنان که کفر ورزیدند در سرکشی و ستیزنده اند «» چه بسیار نسل ها که پیش از ایشان هلاک کردیم که [ما را ]به فریاد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه