مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روح حج صفحه 4

صفحه 4

قيام براي تطهير كعبه و نجات آن از دست اشرار، آيين ابراهيمي است؛ زيرا، خداوند مي‌فرمايد: «وعَهِدْنا إلي إبراهيم و إسماعيل أنْ طهرا بيتي»؛ [107] و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه‌ام را پاك و پاكيزه كنيد.گفتني است، توليّت اين بناي توحيد تا زمان خليل خزاعي، به دست قبيله‌ي خزاعه بود و او پس از خود، آن را به دخترش سپرد و تحت توليّت «قصي بن كلاب» در آمد. او، كليدداري كعبه را به مردي از قبيله‌ي خزاعه به نام «ابو غبشان» واگذاشت و «ابوغبشان» اين افتخار را در برابر يك شتر و يك مشك شراب به «قصي بن كلاب» فروخت. مثل معروف «أخسر من صفقة أبي غبشان» از اين قضيّه برگرفته شده است. [108] و اين توليّت، درگذر زمان، به دست افراد نالايقي سپرده شد كه نمونه‌ي بارز آن را نعماني در الغيبه‌ي خود چنين نقل مي‌كند:سدير صيرفي از مردي از اهل جزيره، نقل مي‌كند كه او، كنيزي را به نذر، بر خويشتن واجب كرده بود كه به خانه‌ي خدا دهد (يعني نذر خانه‌ي خدا كرده بود). او را به مكه آورد. آن شخص گويد: من، پرده‌داران خانه را ملاقات كردم و ايشان را از آن كنيز آگاه ساختم و براي هر كسي از ايشان موضوع را بيان مي‌كردم، مي‌گفت: «او را نزد من بياور كه خدا نذرت را خواهد پذيرفت.».پس وحشت شديدي از اين موضوع به من راه يافت. لذا ماجرا را به يكي از ياران كه اهل مكّه بود گفتم. او به من گفت: «آيا از من مي‌پذيري؟». گفتم: «آري.». گفت: «بنگر به مردي كه رو به روي حجر الأسود نشسته است و مرداني گرد اويند. او، ابوجعفر محمّد بن علي بن الحسين (امام باقر) (عليه‌السّلام) است. نزد او برو و او را از اين امر آگاه كن. ببين به توجه مي‌گويد.».نزد او رفتم. گفتم: «خدا، تو را رحمت كند! من مردي از اهل جزيره‌ام و همراه من كنيزي است كه در سوگندي كه بر عهده‌ي من بود، او را نذر خانه‌ي خدا كرده‌ام و اكنون او را آورده‌ام و اين جريان را به پرده‌داران نيز گفته‌ام و همه مي‌گويند، كنيز را به ما بده، خداوند نذرت را قبول مي‌كند، و من ناراحت هستم.».حضرت فرمود: «اي بنده‌ي خدا! همانا، خانه، نه چيزي مي‌خورد و نه مي‌آشامد. كنيز خود را بفروش و جست و جو كن و به همشهريان‌ات كه به زيارت اين خانه آمده‌اند، نگاه كن. هر كه از ايشان، خرجي‌اش تمام شده، آن مبلغ را به او بده.».من نيز همان كار را كردم. بعد از آن، هر كدام از پرده‌داران را ملاقات مي‌كردم، مي‌گفت: «كنيز را چه كردي؟». آنان را به فرمايش امام(ع) مطلع كردم. آنان به من گفتند: «او، مردي دروغ گو و ناآگاه است كه نمي‌داند چه مي‌گويد...»!من حرف آنان را به امام باقر (عليه‌السّلام) عرض كردم. آن حضرت (عليه‌السّلام) فرمود: «تو، سخن آنان را به من گفتي. آيا سخن مرا نيز به ايشان خواهي گفت؟». عرض كردم: «آري.». فرمود: «به ايشان بگو: ابوجعفر به شما پيغام داد، چه گونه خواهيد بود اگر دست‌ها و پاهايتان بريده شود و در كعبه آويخته گردد، سپس به شما گفته شود: فرياد كنيد كه ما دزدان كعبه‌ايم؟».پس هنگامي كه خواستم برخيزم، فرمود: «البته، من، خودم، آن كار را نمي‌كنم، بلكه آن را مردي از خاندان من انجام خواهد داد.» [109] .امام صادق (عليه‌السّلام) در اين خصوص مي‌فرمايند:أما إنّ قائمنا لوقدقام لقد أخذهم فقطع أيديهم وطاف بهم وقال: «هولاء سراق الله [110] »؛ وقتي قائم ما قيام كند، ايشان را بگيرد و دستان‌شان را قطع كند و به خواري، در كوي و برزن بگرداند و بگويد: «اينان، دزداني هستند كه از خدا مي‌دزدند.».در روايت ديگري مي‌فرمايند: «... وقطع أيدي بني شيبة السراق وعلّقها علي الكعبه؛ [111] دستان طايفه بني شيبة را كه از دزدان كعبه هستند، قطع مي‌كند و بر كعبه مي‌آويزد.».گفتني است كه در عصر ظهور، سارقان كعبه كه در زمان امام صادق (عليه‌السّلام) مي‌زيستند، زنده نيستند، لذا شايد اينان، از افراد خطاكاري باشند كه در زمان رجعت، به دنيا باز گردند.بنا بر احتمال قوي‌تر كساني كه در عصر ظهور به كردار ناشايست آنان راضي و خشنود باشند، مشمول اين حكم قرار گيرند؛ زيرا، اين قضيّه در روايت امام رضا (عليه‌السّلام) بعد از پرسش و پاسخ هروي از امام (عليه‌السّلام) درباره‌ي علّت به كيفر رسيدن بازماندگان قاتلان امام حسين (عليه‌السّلام) مطرح شده است كه به فرموده‌ي امام هشتم، گوياي اين حقيقت است كه هر كس از چيزي خشنود باشد، مانند آن است كه آن كار را انجام داده باشد. اگر مردي در مشرق كشته شود و مرد ديگري در مغرب به كشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شريك گناه قاتل است.».هروي در ادامه مي‌پرسد: «بأيّ شي‌ء يبدأ القائم منكم إذا قام؟». قال: «يبدأ ببني شيبة فيقطع أيديهم لأنّهم سرّاق بيت الله عزّوجلّ.»؛ [112] قائم شما از چه طايفه‌اي شروع مي‌كند؟ فرمود: «از بني شيبه شروع مي‌كند. دست‌هاي آنان را قطع مي‌كند؛ زيرا آنان دزدان خانه‌ي خدا در مكّه‌ي معظمه هستند.».بنابراين، همه جاي جهان امن مي‌شود، خصوصاً اين اماكن مقدّس و راه‌هايي كه به آن ختم مي‌شود.

امام زمان و امنيت حرم‌

يكي ديگر از بهره‌هاي حرم، امنيّتي است كه در دولت كريمه‌ي امام زمان(عج) بر آن سايه مي‌افكند.امام صادق (عليه‌السّلام) پس از توبيخ و مؤاخذه‌ي ابوحنيفه به خاطر انحراف علمي و برداشت‌هاي ناقص‌اش، از او مي‌پرسد: «منظور از «سيروا فيها ليالي وأياماً آمنين» چيست؟». ابوحنيفه گفت: «گويا، مراد، پيمودن فاصله‌ي ميان مكّه و مدينه باشد.».امام (عليه‌السّلام) پاسخِ نقضي به او داد و فرمود: «پس رهزني‌هايي كه ميان مكّه و مدينه صورت مي‌گيرد، چيست؟». ابوحنيفه، عاجزانه ساكت شد.آن گاه امام (عليه‌السّلام) فرمود: «مراد خداوند از «ومَنْ دخله كان آمنا» كدام نقطه از زمين است؟». ابوحنيفه گفت: «مراد، كعبه است».امام (عليه‌السّلام) فرمود: «پس چه‌گونه براي ابن زبير كه در كعبه متحصن شده بود، آن گاه كه حجّاج كعبه را به منجنيق بست و ويران كرد و او را گرفت و كشت، امن نبود؟». او، ساكت مانده بود.آن‌گاه ابوبكر حضرمي به امام صادق (عليه‌السّلام) عرض كرده: «جواب اين دو سوال چيست؟». آن حضرت فرمود: «هنگامي كه قائم آل محمد(عج) ظهور كند، همه‌ي اين راه‌ها امن خواهد شد و هر كس با او بيعت كند و در جمع سپاهيان او در آيد، در امان خواهد بود.». [113] .بنابراين، بر زائران محترم، بايسته است كه در اين نكات دقّت كنند و مهم‌ترين وظيفه‌اي كه در اين سفر بر عهده دارند، انجام دهند.

حرف آخر

مرحوم آية الله سيّد محمّدتقي موسوي اصفهاني، در بيان وظايف انسان‌ها نسبت به امام زمان (عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف) در اين خصوص مي‌نويسد:«حج رفتن به نيابت از آن حضرت و فرستادن نائب كه از طرف آن جناب حج انجام بدهد و طواف بيت الله الحرام به نيابت از او و نائب ساختن ديگري تا از طرف آن حضرت طواف كند. اين كار، ميان شيعيان، در روزگار قديم، متداول و مرسوم بود، و چندين روايت در استحباب اين امر وارد شده است. نيز زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه‌ي معصوم (عليهم‌السّلام) به نيابت از مولايمان صاحب الزمان (عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف) و گرفتن نائب به اين جهت، علاوه بر استحباب، از وظايف منتظران است. [114] .

پاورقي


[1] نغمه‌هاي ولايت، سيّد رضا مؤيد، ص 271.
[2] امام صادق (عليه‌السّلام): «ليس شي أفضل من الحجّ إلا الصلاة و في الحجّ هنا صلاة». (وسائل الشيعة، ج 8، ص 77، ح 2).
[3] جواهر الكلام، ج 17، ص 214.
[4] علل الشرايع‌كتاب الحجّ، ص 399؛ كتابُ مَنْ لايحضره الفقيه، ج 1، ص 159.
[5] حجّ: 27.
[6] بقره: 125.
[7] امام جعفر صادق (عليه‌السّلام) «بني الإسلام علي خمس: علي الصلاة والزكاة والصوم والحجّ والولاية و لم يناد بشي‌ءٍ كما نودي بالولاية».(اصول كافي، ج 2، ص 21). در روايت ديگري، زراره، از امام صادق (عليه‌السّلام) مي‌پرسد: «أي شي‌ء من ذالك أفضل؟». فقال: «الولاية أفضل؛ لأنّها مفتاحهن، والوالي هو الدليل عليهنّ...».(وسائل الشيعة، ج 1، ب 1، ح 2). لذا هشتمين حجت خدا، امام رضا (عليه‌السّلام) در بيان مقامات امامت، اشاره‌اي به اين مطلب مي‌كند و مي‌فرمايد «... بالإمام تمام... الحجّ؛ تماميّت حجّ به وسيله‌ي امام است.».(كافي، باب نادر جامع في فضل الإمام وصفاته، ج 1، ص 256، ح 1).
[8] جواهرالكلام، ج 17، ص 214.
[9] امام صادق (عليه‌السّلام): «... ما يعدله شي‌ء...» (وسائل الشيعة، ج 8، ص 78، ح 7 و ص 77، ح 3). [
[10] مستدرك الوسائل، ج 8، باب 24، ح 22.
[11] امام صادق (عليه‌السّلام): «... أما لو أنّ رجلاً قام ليله و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حجّ جميع دهره و لم يعرف ولايةَ وليّ اللّه فيواليه و يكون جميع أعماله بدلالته إليه. ما كان له علي الله جلّ و عزّ في ثوابه و لا كان من أهل الإيمان...». (اصول كافي، ج 2، ص 23.) فقيه و محدّث عالي مقام، شيخ حر عاملي (رحمةالله‌عليه) در وسائل الشيعة، بابي را تحت همين عنوان قرار داده است: «باب بطلان العبادة بدون ولاية الائمة (عليهم‌السّلام)، و اعتقاد إمامتهم»، (ج 1، ص 118، ب 29) و در آخر مي‌فرمايند: «والاحاديث في ذالك كثيرة جدّا».
[12] امام باقر (عليه‌السّلام): «بني الإسلام علي خمس... فجعل في أربع منها رُخصةً و لم يجعل في الولاية رخصة... و مَن لم يكن عندَه مالٌ فليس عليه حجّ و مَن كان مريضاً، صلّي قاعداً وأفطر شهر رمضان. والولاية صحيحاً كان أو مريضاً، أو ذا مالٍ أو لامال له فهي لازمة.». (خصال، باب پنج گانه، ح 21؛ وسائل الشيعة، ج 1، ب 1، ح 24). در حقيقت، همان طوري كه امام صادق (عليه‌السّلام) فرمودند، آغاز و انجام حجّ و ساير عبادات، معرفت به ولايت است: «... فاتحة ذالك كلّه معرفتنا و خاتمته معرفتنا.». (بحارالانوار، ج 27، ص 202).
[13] النظر إلي الكعبة العبادة؛ (وسائل الشيعة، ج 9، ص 364).
[14] بحارالأنوار، ج 3، ص 7؛ صهباي حجّ، آيةالله جوادي آملي، ص 240 - 241.
[15] وسائل الشيعة، ج 9، ص 364.
[16] وسائل الشيعة، ج 9، ص 349.
[17] صهباي حجّ، ص 241.
[18] توبه: 19.
[19] براي اطلاع بيش‌تر درباره‌ي اين فضيلت و مشخّصات مدارك اهل سنّت، به كتاب إحقاق الحق، ج 3، ص 122 - 127 مراجعه شود.
[20] مستدرك الوسائل، ج 10، ص 166.
[21] ر.ك: بحارالأنوار، ج 46، ص 261؛ مناقب، ج 4، ص 234 و 235؛ صهباي حجّ، ص 335 - 341.
[22] در اين زمينه، روايات گوناگوني وارد شده است كه به برخي اشاره مي‌شود: الف) ولادت حضرت اسماعيل (عليه‌السّلام) در سن پيري حضرت ابراهيم و بردن او و مادرش به سرزمين مكّه،(بحارالأنوار، ج 12، ص 113). ب) مأموريّت ذبح اسماعيل (عليه‌السّلام). (مجمع البيان، ج 1، ص 200. البته در روايت ديگري آمده است كه حضرت ابراهيم (عليه‌السّلام) پس از رسيدن به مقام امامت، مأموريت ذبح را دريافت مي‌كند. (بحارالأنوار، ج 12، ص 125). ج) بناي كعبه و انجام دادن مناسك حج. (مجمع البيان، ج 1، ص 200. ر.ك: مجله‌ي ميقات حج، ش 32، ص 197، مقاله‌ي آقاي سيّدجواد ورعي، پيوند حج با امامت و ولايت).
[23] بقره: 124.
[24] امام باقر (عليه‌السّلام):... والقائم يومئذ بمكة، عند الكعبة مستجيراً بها يقول: «... و مَن حاجّني في إبراهيم فأنا أولي الناس بإبراهيم.... (بحارالأنوار، ج 52، ص 305).
[25] جنةالمأوي، آيةالله كاشف الغطاء، ص 305؛ كرامات معصوميه، علي اكبر مهدي پور، ص 5.
[26] ر.ك: مروج الذهب، ج 2، ص 349؛ شرح الشفاء، ج 1، ص 151.
[27] مستدرك حاكم، ج 3، ص 483.
[28] شرح قصيده‌ي عبدالباقي افندي، ص 15، (به نقل از فروغ ولايت، ص 35).
[29] كعبه‌اي كه اركان آن به دست آدم صفي الله، و قواعد آن توسط قهرمان توحيد، ابراهيم خليل الله، مستحكم گرديد، به خاطر مادر امام، ديوارش شكافته مي‌شود و وليّ خدا در خانه‌ي خدا متولّد مي‌شود، چرا كه ارزش هر چيزي به پايه‌ها و اركان آن است. و ائمه (عليهم‌السّلام) در زيارت جامعه به «اركان البلاد» معرفي شده‌اند. لذا ركن كعبه و مكه امام است و ركن عالم موجود در اين عصر، حضرت مهدي (عليه‌السّلام) است كه امام صادق (عليه‌السّلام) مي‌فرمايد: «لوبقيت الأرض بغير إمامٍ لساخت، (كافي، كتاب الحجة باب أنَّ الارض لاتخلوا من حجة).
[30] مسند، احمد بن حنبل، ج 1، ص 136، ح 645؛ جامع الأحاديث، ج 16، ص 272، ح 7927؛ المصنف، ج 8، ص 534، ح 9 و... (به نقل از الغدير، ج 7، ص 10 - 13).
[31] ر.ك: مسند، احمد بن حنبل، طبع مصر، ج 1، ص 150، 231، و ج 3، ص 212؛ خصائص نسايي، ص 28؛ تفسير ابن كثير، ج 2، ص 322؛ جامع الأُصول، ج 9، ص 475.
[32] امام باقر (عليه‌السّلام) مي‌فرمايد: كه امام علي (عليه‌السّلام) اين چنين خطبه خواند: لايطوفن بالبيت عريان و لايحجن البيت مشرك...». (مجمع البيان، ذيل آيه‌ي 3 سوره‌ي برائت).
[33] الاحتجاج، ج 2، ص 133 - 135: «حجّ رسول الله (صلّي اللّهُ عليه و آله و سلّم) من المدينة و قد بلّغ جميع الشرايع قومه غيرالحج والولاية، فأتاه جبرئيل (عليه‌السّلام) فقال له: يا محمد! إنّ الله جلّ اسمُهُ يقرؤك السلامَ و يقول لك: «... فريضة الحج و فريضة الولاية والخلافة من بعدك؛ فإنّي لم أخل أرضي من حجة و لن أخيلها أبدا...».
[34] عوالي اللئالي، ج 1، ص 197.
[35] همان، ص 215.
[36] مائده: 67.
[37] ر.ك: الغدير، ج 1، ص 9 به بعد.
[38] مائده: 3.
[39] حجّ، محسن قرائتي، ص 74 (با اندكي تغيير و تصرّف).
[40] گردي از رهگذر دوست، مهندس علي اصغر يونسيان، ص 362.
[41] اگرچه روزه‌ي آن روز مستحب است، لكن اگر روزه گرفتن آن روز موجب ضعف شود، آن گونه كه انسان نتواند دعاهاي اين روز را بخواند، خواندن دعا بر روزه گرفتن مقدّم است. (بحارالأنوار، ج 94، ص 123 و 124).
[42] خداوند به خاطر اشك و دعاي زائران بر فرشتگان مباهات مي‌كند (كنزالعمال، ج 5، ص 13). امام باقر (عليه‌السّلام) از ظهر تا غروب عرفه، دو دست خود را به سوي آسمان بالا مي‌برد و دعا مي‌كرد (مستدرك الوسائل، ج 2، ص 164).
[43] صحيفه‌ي سجاديه، دعاي 47: «اللهم! إنّكَ أيدتَ دينك في كل أوانٍ بإمامٍ أقمتَهُ عَلَماً لعبادك...».
[44] اصول كافي، كتاب الحجة، باب في الغيبة، ح 5.
[45] بحارالأنوار، ج 26، ص 281.
[46] آل عمران: 97.
[47] تفسير عياشي، ج 1، ص 190: «... يدخله المرجي والقدري والحروري والزنديق الذي لايؤمن بالله و مَنْ دخله و هو عارف بحقّنا كما هو عارف له خرج من ذنوبه و كفي همّ الدنيا و الآخرة».
[48] كافي، ج 4، ص 549.
[49] كافي، ج 1، ص 392، ح 1؛ تفسير عياشي، ج 2، ص 234، ح 43: «هكذا كانوا يطوفون في الجاهلية. إنّما أُمروا أن يطوفوا بها ثم ينفروا إلينا فيعلمونا ولايتهم و يعرضوا علينا نُصرتهم».
[50] ابراهيم: 37.
[51] بحارالأنوار، ج 24، ص 237. از اين كه مرحوم كليني، بابي را به نام «باب أنَّ الواجب علي الناس بعد ما يقضون مناسكهم أن يأتوا الإمام فيسألوه عن معالم دينهم و يعلموه ولايتهم و مودتهم له» آورده، فهميده مي‌شود، رفتن نزد امام (عليه‌السّلام)، واجب است. (كافي، ج 1، ص 455، باب 96).
[52] حج: 27.
[53] كافي، ج 4، ص 549، ح 1؛ من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 558، ح 3139؛ وسائل الشيعة، ج 10، ص 252: «إنّما أُمرالناس أنْ يأتوا هذه الأحجار فيطوفوا بها ثم يأتونا فيخبرونا بولايتهم و يعرضوا علينا نصرهم.». در روايتي ديگر سدير مي‌گويد: در حالي كه امام باقر (عليه‌السّلام) به خانه‌ي خدا وارد مي‌شد و من بيرون مي‌آمدم، دست مرا گرفت، سپس رو به كعبه كرد و فرمود: «اي سدير! همانا مردم مأمور شده‌اند كه نزد اين سنگ‌ها آمده، طواف كنند، سپس نزد ما آيند و همبستگي و ولايت شان را به ما اعلام كنند.». (كافي، ج 1، ص 392، ح 3).
[54] نهج البلاغه، خ 3.
[55] تفسير الميزان، ج 3، ص 363.
[56] تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 491.
[57] سيماي مهدي موعود...، محمد نعيمي، ص 364.
[58] بقره: 196.
[59] وسائل الشيعة، ج 10، ص 254؛ بحارالأنوار، ج 96، ص 374.
[60] بحارالأنوار، ج 96، ص 374.
[61] كافي، ج 4، ص 549.
[62] حج: 29.
[63] كافي، ج 4، ص 549: «... إنَّ للقرآن ظاهراً و باطناً و مَن يحتمل ما يحتمل ذريح».
[64] كلّيّات ديوان الهي قمشه‌اي، بخش اسرار حج، ص 956.
[65] در اين رابطه ر.ك: بحارالانوار، ج 2، ص 287.
[66] كتابُ مَنْ لايحضره الفقيه، باب من أراد الكعبه بسوء، ج 2، ص 248 و 249؛ وافي، ج 12، ص 52.
[67] انبياء: 30.
[68] انفال: 24.
[69] حجّ، محسن قرائتي، ص 73 (با اندكي تصرّف و تغيير).
[70] صبوري اصفهاني، سيماي مهدي موعود (عليه‌السّلام) در آيينه‌ي شعر فارسي، ص 363.
[71] مفاتيح‌الجنان، دعاي عهد.
[72] نواي فراق، ص 262. اگر عاشقي عازم خانه خدا باشد و بخواهد در شهر و ديار خود اين غزل را با مولايش(عج) زمزمه كند، لازم است كلمات «اين جا» را به «مي‌روم آن جا» و كلمه «اين» را در بيت آخر به «آن» تبديل كند.
[73] اصول كافي، ج 1، ص 337؛ كمال الدين، باب 33، ج 2، ص 23.
[74] بحارالأنوار، ج 52، ص 32؛ كمال الدين، ج 2، ص 442، باب 43. مرحوم محقق خويي (رحمةالله‌عليه)، «حسن بن وجناي نصيبي» را در معجم رجال الحديث، ج 5، ص 130، ضمن ذكر اين واقعه، وي را توثيق كرده است.
[75] كتاب من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 520؛ كمال الدين، ج 2، ص 440.
[76] كمال الدين، ج 2، ص 440؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 30؛ وسائل الشيعة، ج 9، ص 360.
[77] بحارالأنوار، ج 52، ص 152.
[78] دلائل الإمامة، ص 296؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 9؛ منتهي الآمال، ج 2، ص 439.
[79] نغمه‌ي انس، علي‌اصغر يونسيان (ملتجي)، ص 100.
[80] كرامات صالحين، شريف رازي، ص 91 (به نقل از ديدار با امام زمان در مكه و مدينه، ص 98).
[81] خلوت‌گاه راز، حبيب الله چايچيان (حسان)، ص 278.
[82] ارشاد، شيخ مفيد، ص 680؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 60.
[83] توبه: 3.
[84] تفسير عياشي، ج 2، ص 76، ح 15.
[85] بحارالأنوار، ج 51، ص 59.
[86] همان، ج 52، ص 305. در روايت ديگري امام صادق (عليه‌السّلام) مي‌فرمايد: «إذا أذن الله عزّوجلّ للقائم في الخروج صعد المنبر و دعا الناس إلي نفسه وناشد هم بالله ودعاهم إلي حقه...». (بحارالانوار، ج 52، ص 337).
[87] بحارالانوار، ج 52، ص 333؛ الغيبة، طوسي، ص 284؛ (به نقل از روزگار رهايي، ج 1، ص 425).
[88] امام باقر (عليه‌السّلام) مي‌فرمايد: (كأني بالقائم... بين الركن والمقام بين يديه جبرئيل (عليه‌السّلام) ينادي البيعة للّه». بحارالانوار، ج 52، ص 290.
[89] كافي، ج 4، ص 185.
[90] بحارالأنوار، ج 45، ص 138.
[91] مائده: 97.
[92] وسائل الشيعه، ج 8، ص 14.
[93] نهج البلاغه، خ 1، ص 45: «...جعله سبحانه و تعالي للإسلام عَلَماً وللعائذين حرماً...».
[94] پيامبر اكرم (صلّي اللّهُ عليه و آله و سلّم): «يحّج أغنياء اُمّتي للنزهة ويحج أوسطها للتجارة ويحج فقراؤها للرياء و سمعة». (روزگار رهايي، ج 2، ص 794).
[95] امام باقر (عليه‌السّلام): «فإذا فعلوا ذالك منعوا من الحج ثلاث سنين...». (روزگار رهايي، ج 2، ص 917). نيز در اين زمينه به صفحات 804، 810، 811، 913، 918، 1128 مراجعه كنيد.
[96] پيامبر اكرم (صلّي اللّهُ عليه و آله و سلّم): «... وعلامته أنْ ينهب الحاج...». (روزگار رهايي، ج 2، ص 865). نيز مراجعه شود به ص 904 و 921.
[97] ر. ك: پيداي پنهان، پورسيد آقايي، ص 35.
[98] كافي، ج 4، ص 427؛ كتابُ مَنْ لايحضره الفقيه، ج 1، ص 161؛ بحار الأنوار، ج 52، ص 374.
[99] ارشاد، ص 705؛ الغيبة، طوسي ص 297؛ الغبية، نعماني، ص 171؛ أعلام الوري، ص 431؛ كشف الغمة، ج 3، ص 255؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 516؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 332. [
[100] بحارالأنوار، ج 52، ص 338.
[101] واژه «حزوره» بر وزن «قسوره» نام مكاني ميان صفا و مروه است، كافي، ج 4، ص 539.
[102] كافي، ج 4، ص 210، باب فضل الصلاة في المسجد الحرام.
[103] كافي، ج 4، ص 210، ح 12.
[104] تهذيب، ج 5، ص 453، ح 1584.
[105] وافي، چاپ قديم، ج 2، جزء 8، ص 28، باب حجّ ابراهيم.
[106] امام مهدي از ولادت تا ظهور، ص 666.
[107] بقره: 125.
[108] تفسير الميزان، ج 3، ص 363؛ صهباي حج، ص 127.
[109] الغيبة، نعماني، باب 13، ص 332، ح 25.
[110] وسائل الشيعه، ج 9، ص 355.
[111] ارشاد، ص 705؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 332.
[112] علل الشرايع، ج 1، ص 219؛ عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 273؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 313؛ إثبات الهداة، ج 3، ص 455.
[113] بحارالأنوار، ج 2، ص 292 - 294: «سيروا فيها ليالي وأياماً آمنين» مع قائمنا أهل البيت. وأمّا قوله تعالي «مَنْ دخله كان آمنا» فمَنْ بايعه ودخل معه و مَسحَ علي يده ودخل في عقد أصحابه كان آمنا».
[114] مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم(عج)، ج 2، ص 310 - 318 (با تلخيص).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه