مهدی های جعلی صفحه 1

صفحه 1

مقدمه

اعتقاد و باور به حضرت مهدي «عليه السلام» از زمان رسول بزرگوار اسلام «صلي الله عليه و آله» و ائمه طاهرين پس از آن بزرگوار، نزد تمام مسلمانان مسأله اي ثابت و مسلم بوده است. در ابتدا برخي از آيات قرآن كريم كه به حضرت مهدي «عليه السلام» تأويل گرديده اند، و نيز بشارت هاي نبوي و احاديث علوي و اخبار ائمه اهل البيت «عليهم السلام» گذشت. ديديم كه آن آيات و احاديث به ظهور حضرت مهدي «عليه السلام» ناطق بوده و به جلالت قدر و بلندمرتبگي آن بزرگوار تصريح نموده اند ؛ آنگونه كه در تاريخ اسلام از حيث توانائي ها و نفوذ قدرت و تسلّط بر كره زمين و ديگر اموري كه در قسمت هاي مختلف كتاب خوانديم، شخصيّتي ديگر نتوانيم يافت اين حقيقت نزد مسلمانان مشهور و معروف بود ؛ چرا كه احاديث وارده در اين مورد بسيارند و احدي را اين جرأت نبود كه چنين حقيقتي را در هيچ زماني تكذيب نمايد. بر مبناي چنين اعتقاد و حقيقت مسلّمي در طول قرون، افرادي پديد آمده اند كه مقام مهدويت به آنان نسبت داده شده و يا افرادي كه فريب نفس خورده و ادّعاي مهدويت را به دروغ يدك كشيده اند. مورّخان تعداد اينگونه افراد را حدود 50 نفر ذكر نموده اند. لازم به يادآوري است كه برخي از اينان مجهول النّسب و مجهول الهويّه و فاقد وِجْهِه و دين و مذهب بودند و برخي ديگر چنان اعمال غير عاقلانه اي مرتكب گرديده اند كه به كارهاي ديوانگان شباهت داشته است. عدّه اي از آنان با همراهان و پيروان در همان ابتداي دعوت هلاك و نامشان از صفحه وجود زائل شده اند و اثري از آنان باقي نمانده است. برخي از آنان هم از دنيا رفته اند و فقط نامشان باقي مانده است. لازم به ذكر است كه مي توانيم اين افراد را به سه دسته تقسيم نمائيم: 1- كساني كه منسوب به مهدويّت اند. 2- آنانكه به انگيزه رياست طلبي و مقام، ادّعاي مهدويّت نموده اند. 3- مدعيّان به تحريك استعمار و فرمان استعمارگران.

كساني كه منسوب به مهدويت اند

در تاريخ مي توان افرادي را يافت كه پيروان و يارانشان درباره آنان ادعاي مهدويت نموده و اين انگيزه در آن روزها در بين مردم منتشر گرديده است. دقيقاً نمي دانيم كه چرا آنان در برابر اين نسبت ـ كه به آنان داده مي شد ـ ساكت مانده بودند. ناگفته نماند كه پيروان اين افراد سعي مي كردند تا احاديثي را كه درباره حضرت مهدي «عليه السلام» وارد گرديده بود بر ايشان تطبيق دهند. در زير نمونه هائي از اين تطبيق ها ذكر مي شود: 1- در احاديث وارده از رسول اكرم «صلي الله عليه و آله» آمده است: «نام مهدي، نام من است.» بر اين اساس ياران و پيروان «مختار بن أبي عبيده ثقفي» مهدويت را به محمد فرزند اميرالمؤمنين معروف به «محمد بن حنفيّه» نسبت و حديث مذكور را به وي تطبيق دادند. مناسبت دارد كه گفته شاعر را در اينجا عنوان نمائيم كه گويد: «به آنكس كه مدّعي رتبه اي در علم است بگو: مطلبي را حفظ كردي، امّا مطالب فراواني را فراموش كردي .» 2- در احاديث نقل شده از رسول خدا «صلي الله عليه و آله» آمده: «مهدي از فرزندان حسين است. با شمشير خروج مي نمايد. و فرزند سبيّه ـ يا مَسْبيّه (زن اسير شده) ـ است .» [1] . هنگامي كه زيد بن علي بن الحسين «عليه السلام» نهضت كرد، پيروانش ادّعا نمودند كه وي مهدي است: زيرا فرزندان امام حسين «عليه السلام» بوده و قيام به شمشير نموده است. مادرش نيز سبيّه است. ولي پيروان زيد احاديث فراوان ديگري را كه از رسول خدا «صلي الله عليه و آله» وارد شده به دست فراموشي سپرده بودند ؛ از جمله: «ائمه پس از من دوازده نفرند ؛ نه نفر از صلب حسينند و نهمين آنان قائم آنان است.» مي دانيم كه زيد، نفر نهم از صلب امام حسين «عليه السلام» نبود ولي پيروان زيد اين ادّعا را نمودند تا دلها را جلب نموده به اغراض نفساني خود جامه عمل بپوشانند. وقتي كه زيد شهيد شد و سالياني بر سر دار ماند، حكم بن عيّاش شاعر اموي در ضمن ابياتي درباره او چنين سرود: «ما زيد را بر تنه درخت خرما به دار كشيديم. نديده ايم كه مهدي اي بر تنه درخت به دار رود.» ببينيد اين كينه توز بدگو چگونه از به دار كشيدن زيد بن علي بن الحسين بدگوئي كرده مهدويّت را به باد تمسخر مي گيرد؟! 3- سالياني پس از قيام «زيد بن علي»، محمد بن عبدالله ـ معروف به محض ـ فرزند حسن مثني فرزند امام حسن مجتبي «عليه السلام» متولّد گرديد. فرصت طلبان و هوي پرستان اين فرصت را غنيمت شمرده نسبت مهدويّت را طبق اين حديث ضعيف ساختگي منسوب به رسول اكرم «صلي الله عليه و آله» بر وي تطبيق دادند: «مهدي... اسم پدرش اسم پدر من است.» در اوائل كتاب گفتيم كه اين حديث مخالف صدها حديثي است كه درباره نام پدر حضرت مهدي «عليه السلام» وارد شده كه نام پدر ايشان امام حسن عسكري «عليه السلام» است ؛ جز آنكه فرصت طلبان اين حديث ساختگي را بر «محمد بن عبدالله محض» منطبق نموده وي را نفس زكيّه ناميدند. برخي از مردم نيز با وي بيعت نمودند و خنده آور آنكه پدر وي عبدالله نيز با وي ـ به عنوان اينكه مهدي است ـ بيعت نمود.

آنانكه به انگيزه رياست طلبي و مقام، ادعاي مهدويت نموده اند

اشاره

كساني كه ادعاي مهدويت را به انگيزه حبّ رياست و عوام فريبي و جلب دلها و كسب قدرت و عظمت علم كردند، افراد زيادي هستند ؛ از آن جمله مهدي عباسي است كه پدرش منصور دوانيقي ادعا كرد پسرش همان مهدي است ؛ با علم به آنكه منصور قبل از اين ادعا با «محمد بن عبدالله محض» ـ كه وي را به مهدويّت منسوب نموده بودند ـ به عنوان مهدي بيعت نموده بود! اين رسوائيها و بازيهاي با عقائد را ـ كه بر اساس هواهاي شخصي و شرايط زماني انجام مي پذيرد ـ بنگريد ! به همين ترتيب و در فواصل زماني اين تفكّر ظاهر مي گرديد و بر اساس آراء و خواهشها و هواهاي نفساني در اين و آن تجسم مي يافت. شگفتي من هرگز از بي شرمي و بي خردي اين مدعيان مهدويت پايان نمي پذيرد ! چگونه آنان به چنين دروغ رسواكننده و پستي تن مي دادند ؟! حال آنكه خود مي دانستند كه در ادّعاي خويش دروغگويند ؛ زيرا حضرت مهدي «عليه السلام» يعني آن كس كه رسول خدا و ائمه طاهرين «عليهم السلام» به وي بشارت داده اند ـ داراي صفاتي خاص و خصوصيات و امتيازاتي كه فقط براي شخص آن بزرگوار معيّن و تصريح گرديده است. مشهور ترين اين صفات آن است وي زمين را از داد و عدل آكنده مي سازد ؛ پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد. آيا هيچ كس از مدّعيان را اين توان بود كه ذرّه اي از ظلم و جور منتشر شده در اجتماعات بشري را رفع نمايد؟! عجيب تر از اين دروغگويان، كساني هستند كه ادّعاي اين دروغگويان را پذيرفته به آنان ايمان آوردند و خرافه هاي آنان را پذيرفتند ؛ با علم به آنكه احاديث شريفه بر آنان منطبق نمي شود و اگر آن احاديث بر مطلبي دلالت نمايند، بيخردي و بي اعتقادي اين پيروان كژانديش دلالت مي كند ؛ يعني پيرواني كه با صداي هر آواگري جذب شده با هر بادي اين سو و آن سو مي روند.

مدعيان به تحريك استعمار و فرمان استعمارگران

اشاره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه