مناجات منتظران جلد 2 صفحه 155

صفحه 155

1- همان.

2- اکنون سال 1428 هجری قمری است که از سال 260 هجری قمری که حضرتش به امامت رسیده اند، 1168 سال می گذرد.

هستی به طفیل او نیست؟ پس همه زمینیان باید فدای او گردند، چون همگان طفیلی او زنده اند و از نعمت های الهی به واسطه او بهره می برند. چقدر زیباست که وقتی این تعقیب نماز عصر را می خوانیم، به یاد داشته باشیم که گوینده آن پدرش را فدای حضرت ولیّ عصر علیه السلام می دانست. آن موعود منتظر چه عظمتی دارد که جدّ شریفش این گونه در حقّش سخن می گوید؟! اما جان ناقابل ما در مقایسه با نَفس شریف امام صادق علیه السلام ارزشی ندارد که قابل ذکر باشد. باید از حضرتش ملتمسانه بخواهیم که به فضل و کرم خویش لیاقت فدا شدن در آستان مقدّسش را عطایمان فرماید و آرزوی شهادت در رکابشان را به دل هایمان نگذارد.

سال های سال است که وقتی یاد و خاطره اصحاب با وفای سیّدالشّهداء علیه السلام را می خوانیم و می شنویم، آرزو می کنیم که: ای کاش همراه آنان بودیم و به رستگاری عظیم نائل می شدیم. فرمایش امام هشتم علیه السلام را به ریّان بن شبیب خوانده ایم و باور کرده ایم که فرمود:

اِن سَرَّکَ اَن یَکونَ لَکَ مِنَ الثَّوابِ مِثلُ ما لِمَنِ استُشهِدَ مَعَ الحُسَینِ علیه السلام فَقُل مَتی ما ذَکَرتَه: یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَأفُوزَ فَوزاً عَظیماً.(1)

اگر خوشحال می شوی از اینکه پاداش کسانی را که در رکاب حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند، ببری، هرگاه او را یاد کردی بگو: ای کاش من با آنان بودم، پس به رستگاری بزرگ می رسیدم.

هربار که این جمله را به زبان آوردیم، وارث حسین علیه السلام در نظرمان مجسّم شد که همچون جدّ شریفش در زمان غیبت، غریب و تنها مانده و «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» سر می دهد. پیش خود گفتیم: آیا می شود جان ناقابل ما لیاقت فدا شدن در پیش روی نور آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم را بیابد؟ آیا ممکن است آن عزیز زهرا علیها السلام ما را در زمره فدائیانش بپذیرد؟ هرچه به خود می نگریم، هیچ گونه شایستگی برای آنکه در درگاهش پذیرفته شویم، نمی بینیم. از خود ناامید می شویم امّا از کرم و بزرگواری مولایمان نه، به اینم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه