ترجمه کمال الدین جلد2 صفحه 166

صفحه 166

ترجمه کمال الدین ،ج‌2،ص:310

نماند.

5-

(1) سعید بن جبیر گوید: از امام زین العابدین علیه السّلام شنیدم که می‌فرمود: در قائم سنّتی از نوح علیه السّلام است که آن طول عمر است.

6-

(2) هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السّلام در حدیثی که در آن داستان داود علیه السّلام را ذکر می‌کند فرمود: داود در حالی که زبور تلاوت می‌کرد بیرون آمد و هنگامی که او زبور تلاوت می‌کرد کوهها و سنگها و پرندگان پاسخ وی را می‌گفتند و به کوهی رسید که پیامبر عابدی به نام حزقیل در آنجا بود و چون آوای کوهها و آواز درندگان و پرندگان را شنید دانست که وی داود علیه السّلام است، داود علیه السّلام به او گفت: ای حزقیل! آیا اذن می‌دهی که به نزد تو بالا بیایم؟ گفت:

نه، و داود گریست و خدای تعالی به حزقیل وحی کرد که داود را سرزنش مکن و از من عافیت بخواه، گوید: حزقیل دست داود را گرفت و او را به جانب خود بالا برد داود گفت: ای حزقیل! آیا هیچ گاه قصد گناه کرده‌ای؟ گفت: نه، گفت:

آیا از این عبادت خداوند تو را عجبی رسیده است؟ گفت: نه، گفت: آیا دل به

ترجمه کمال الدین ،ج‌2،ص:311

دنیا داده‌ای و شهوات و لذّات آن را دوست داشته‌ای؟ (1) گفت: آری، گاهی بر دلم راه یافته است، گفت: وقتی چنین شود چه می‌کنی؟ گفت: من به این درّه می‌روم و از آنچه در آن است عبرت می‌گیرم. گوید: داود علیه السّلام به آن درّه رفت و به ناگاه تختی از آهن دید که جمجمه و استخوانهای پوسیده‌ای بر آن بود و لوحی آهنین نیز آنجا بود که نوشته‌ای داشت، داود علیه السّلام آن را خواند و بر آن چنین نوشته بود: من اروی بن سلم هستم که هزار سال پادشاهی کردم و هزار شهر ساختم و با هزار دوشیزه آمیزش کردم، آخر کار چنین شد که خاک بسترم و سنگ بالشم و کرمها و مارها همسایگانم هستند، پس هر که مرا بنگرد به دنیا فریفته نشود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه