- شکر نعمتهای الهی 1
- بخش 1 1
- درس اول: نعمت شکر 3
- حکمت عطا شده به لقمان 3
- فصل 1 3
- اشاره 3
- موعظه لقمان به فرزندش 5
- شکر، لازمه بندگی 7
- رسیدن به مرز انسانیت به وسیله شکر 8
- معرفت «حمد» 10
- درس دوم: شکر منعم 13
- منعم دانستن خدا 13
- لزوم شکر منعم 14
- شکر نعمت الهی در بیان امام کاظم علیه السلام 16
- شکر، نیمی از ایمان 19
- اشاره 23
- اشاره 23
- معنای شکر 23
- فصل 2 23
- درس سوم: معنا و مراتب شکر 23
- مراتب شکر 25
- شکر قلبی 26
- اعتراف به نعمت 28
- ادای شکر یا اعتراف قلبی 31
- اشاره 35
- جاری شدن شکر بر زبان 35
- درس چهارم: شکر زبانی 35
- نعمت برتر 36
- ثنای منعم 36
- ذکر «الحمدلله» 38
- افزایش نعمت با حمد خدا 40
- سجده شکر 44
- اشاره 48
- اظهار عملی نعمت 48
- درس پنجم: شکر عملی 48
- شکر عملی نعمت زبان 49
- بالاترین مراتب شکر 55
- کامل کننده شکر عملی 56
- عجز از شکر خدای متعال 59
- اشاره 59
- درس ششم: اعتراف به عجز از شکر 59
- اشاره 59
- فصل 3 59
- شکرگزاری خدا نسبت به معترفان به تقصیر 65
- اشاره 70
- درس هفتم: اعتراف معصومین علیهم السلام به عجز از شکر 70
- دعای امام سجاد علیه السلام 71
- شکر امام حسین علیه السلام در دعای عرفه 73
- اعتراف به تقصیر در ادای شکر 78
- پرسشهای مفهومی از درسهای 4 تا 7 80
- فصل 4 81
- شکر، سبب فزونی نعمت 81
- درس هشتم: نتیجه شکر و کفران نعمت 81
- اشاره 81
- نعمت بیشتر، مسئولیت بیشتر 84
- شکلهای گوناگون «ازدیاد نعمت» 86
- بقاء و زوال نعمت 88
- گناه، عامل سلب نعمت 90
- فصل 5 94
- درس نهم: شکر واسطه های نعمت 94
- اشاره 94
- لزوم شکر واسطه نعمت 94
- چگونگی شکر واسطه های نعمت 97
- مراتب شکر واسطه نعمت 100
- غفلت از شکر واسطه های نعمت 102
- شکر نعمت والدین 103
- شکر نعمت امام عصر علیه السلام 108
- بخش 2 108
- فصل 1 110
- درس دهم: امام علیه السلام نعمت بزرگ الهی 110
- اشاره 110
- نعمت مورد سؤال خداوند 110
- امام غائب، نعمت باطنی 112
- درس یازدهم: امام علیه السلام مالک دنیا و آخرت 119
- زمین و همه محصولات آن، ملک امام علیه السلام 119
- خلق همه دنیا برای امام علیه السلام 123
- اشاره 123
- امام علیه السلام مالک آخرت 125
- درس دوازدهم: امام علیه السلام واسطه فیض 131
- اشاره 131
- واسطه های قبض روح 132
- اشاره 132
- ولی نعمت بودن امام علیه السلام 141
- پرسشهای مفهوم از درسهای 10 تا 12 143
- درس سیزدهم: هدف از انعام الهی 144
- اشاره 144
- هدف از انعام خدا به بندگان 145
- اشاره 152
- درس چهاردهم: رابطه معرفت خدا و معرفت امام علیه السلام 152
- معرفت امام علیه السلام، میوه و نشانه معرفت خدا 154
- درس پانزدهم: رابطه شکر خدا و معرفت امام علیه السلام 156
- فصل 2 163
- اشاره 163
- معرفت قلبی 163
- درس شانزدهم: شکر قلبی نعمت امام عصر علیه السلام 163
- معرفت نعمت و محبت منعم 164
- پرسشهای مفهومی از درسهای 13 تا 16 170
- درس هفدهم: ذکر نعمت امام عصر علیه السلام 171
- فصل 3 171
- ذکر محبوب 171
- اشاره 171
- ثناگویی از منعم 181
- درس هجدهم: مصادیق دیگر شکر زبانی 181
- اظهار زبانی نعمت 184
- دعا 185
- برپایی مجالس ذکر 188
- سجده شکر 190
- درس نوزدهم: شکر عملی (1) 192
- اشاره 192
- معنای شکر عملی نعمت امام عصر علیه السلام 192
- فصل 4 192
- شکر عملیس وصف طبابت 195
- شکر عملی شاهد بودن امام علیه السلام 196
- شکر عملی «رفیق مونس» 198
- شکر عملی «علم مصبوب» 201
- درس بیستم: شکر عملی (2) 201
- اشاره 201
- شکر عملی «الوالد الشفیق» 203
- نوشتن عریضه به امام علیه السلام 205
- اشاره 205
- تجدید بیعت با امام زمان علیه السلام 209
- پرسشهای مفهومی از درسهای 17 تا 20 211
من اتی الیه معروف فلیکافی. فان عجز فلیثن به، فان لم یفعل فقد کفر النعمة.(1)
هر کس خیری [به وسیله دیگری] به او برسد، پس باید آن را تلافی کند. اگر توان تلافی نداشت، با زبان به تعریف و تمجید از آن (خیر) بپردازد، و در صورتی که چنین نکند، کفران نعمت کره است.
بنابراین انسان وظیفه دارد هنگام برقراری ارتباط با ولی نعمت خود، به هر زبانی مراتب تشکر و قدردانی خود را نسبت به الطاف او اظهار کند. (2)
البته هر کس معرفت بالاتری نسبت به منعم داشته باشد، بهتر می تواند از او تشکر کند. بنابراین بهترین روش برای شکر زبانی از خدا، طریقی است که خدا شناس ترین افراد انتخاب کرده اند. تاریخ گواه روشهای گوناگون انبیاء و اوصیاء علیهم السلام دراظهار زبانی نعمتهای خدا بوده است.
1- 1. بحار الانوار، جلد 71، ص:47.
2- 2. واضح است که به کار بردن عباراتی که با اصل توحید ناسازگار است و برخاسته از عدم شناخت پروردگار بوده، نقض غرض است و به نوعی کفران نعمت می باشد. به عنوان مثال در قصه موسی و شبان، جلال الدین بلخی در دفتر دوم مثنوی، ص:155 گفته است:
تو کجایی تا شوم من چاکرت = چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامه ات شویم شپشهایت کشم = شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت = وقت خواب آید بروبم جایکت
ثنا گفتن خداوند با این تعابیر، کفران نعمتهای اوست، هر چند که گوینده خود به این امر توجه نداشته باشد.