- فصل 1 - بررسی عقلی علت غیبت 1
- درس اول: برهان لطف (1) 1
- درس دوم: برهان لطف (2) 7
- درس سوم: برهان لطف (3) 14
- درس چهارم: برهان لطف (4) 24
- پرسشهای مفهومی از درسهای 1 تا 4 31
- درس پنجم: ناسپاسی مردم و غیبت امام علیه السلام 33
- درس ششم: بررسی رابطه ناسپاسی مردم با غیبت امام علیه السلام (1) 43
- درس هفتم: بررسی رابطه ناسپاسی مردم با غیبت امام علیه السلام (2) 50
- پرسشهای مفهومی از درسهای 5 تا 7 57
- درس هشتم: قابل کشف نبودن حکمت غیبت (1) 58
- درس نهم: قابل کشف نبودن حکمت غیبت (2) 67
- درس دهم: بررسی آراء مرحوم سید مرتضی 73
- درس یازدهم: بررسی آراء مرحوم شیخ طوسی و علامه خواجه نصیر الدین طوسی 79
- پرسشهای مفهومی از درسهای 8 تا 11 86
- فصل 2 - بررسی ادله نقلی علت غیبت 87
- درس دوازدهم: علل نقلی غیبت (1) 87
- درس سیزدهم: علل نقلی غیبت (2) 94
- درس چهاردهم: علل نقلی غیبت (3) 102
- درس پانزدهم: علل نقلی غیبت (4) 110
- فصل 3 - نارسایی ادله نقلی ادعایی بر علت غیبت 118
- درس شانزدهم: آیا آماده نبودن جامعه بشری علت غیبت دانسته شده است؟ 118
- درس هفدهم: بررسی نظریه «نبودن 313 یار» به عنوان علت غیبت (1) 128
- درس هجدهم: بررسی نظریه «نبودن 313 یار» به عنوان علت غیبت (2) 134
- درس نوزدهم: بررسی نظریه نبودن 313 یار به عنوان علت غیبت (3) 141
- درس بیستم: بررسی نظریه نبودن 313 یار به عنوان علت غیبت (4) 147
- پرسشهای مفهومی از درسهای 16 تا 20 153
می دانند. بر طبق برهان ادعایی این متکلمان، وجود امام زمان علیه السلام در هر زمان روی زمین واجب است و «تصرف» آن حضرت نیز به عنوان لطف دیگری از جانب امام بر مردم، ضروری و لازم می باشد. مقصود از تصرف امام در جامعه، تصدی زمامداری و رهبری جامعه از سوی ایشان است که قبول این امر به عنوان لطفی از جانب امام علیه السلام، بر ایشان واجب تلقی می شود. این تصرف جز با حضور آشکار با ظهور امام در جامعه امکان پذیر نیست ولی از آن رو که شرط تحقق این تصرف، یاری کردن و انقیاد مردم نسبت به امام دانسته می شود، تا این شرط محقق نشود، ظهور صورت نمی پذیرد و لذا امام علیه السلام غایب می شوند.
به تعبیر دیگر در این دیدگاه، «بسط ید» باز بودن دست – امام علیه السلام، به خواست و اراده مردم بستگی دارد که از ایشان در جهت تحقق اهداف الهی اش اطاعت کنند. تا این اطاعت و انقیاد از جانب مردم نباشد، امام علیه السلام عملاً «مبسوط الید» نخواهد شد (دستش برای اداره جامعه باز نمی شود) و توانایی «تصرف» در جامعه پیدا نمی کند و لذا غایب می گردد. به همین جهت است که گفته شده: «عدمه منا» یعنی عدم تصرف امام علیه السلام که همان غیبت ایشان است – به ما (مردم) باز می گردد.
پس در این نگرش، لطفی بر خداوند واجب بوده و لطفی هم بر امام.
لطف خدا جعل و نصب امام علیه السلام بوده که آن را انجام داده و لطف امام علیه السلام نیز پذیرش مسئولیت امامت است که بر آن حضرت واجب بوده و ایشان نیز آن را انجام داده اند. آن چه بر مردم واجب است، انقیاد و نصرت امام می باشد که اگر آن را انجام دهند، امام مبسوط الید شده و