انسان شناسی و مهدویت صفحه 107

صفحه 107

فمینیسم در اواخر قرن 19 میلادی

زن گرایان در آن زمان اگر چه تفاوت های زن و مرد را می پذیرفتند، ولی سعی در محدود سازی این تفاوت ها و غلبه برابری ها بر تفاوت ها داشتند تا در نتیجه جامعه مدرن، حقوق بیشتری را برای زنان قائل شود.

فیمینیسم در نیمه دوم قرن 20 میلادی

زن گرایان در این دوران سعی می کردند که اثبات کنند تفاوت های زن و مرد ریشه در نگاهی تاریخی و فرهنگی دارد، نه عوامل زیستی و طبیعی؛ در نتیجه در طبیعت انسانیِ زن و مرد هیچ تفاوتی نیست و همه باید از جهت ارزش ها، حقوق و فرصت های اجتماعی کاملاً برابر باشند.

شاید بتوان تناقض موجود در مسأله زن شناسی را یکی از علل ظلم بر زنان و استثمار تاریخی آن ها بیان کرد. زیرا از یک­سو زن و مرد در انسانیت مشترک اند و از سوی دیگر تفاوت های بیولوژی و زیستی فراوانی دارند. مسأله این است که در مقام تعریف هویت زن یا در مقام طراحی نقش و جایگاه او، چگونه باید بین این اشتراک و آن تفاوت ها جمع کرد؟

در حقیقت پرسش اصلی این است که تفاوت های طبیعی موجود تا چه حد در مقام ارزش گذاری و تعریف حقوق و طراحی قوانین اجتماعی تأثیرگذار هستند؟

این پرسش چنان مهم و فراگیر است که بازتابش را در تمامی شاخه های علوم انسانی می توان دید؛ همانند علوم تربیتی (از حیث چگونگی نظام و الگوی تربیتی برای زنان و دختران)، علم حقوق (از حیث مشترکات و امتیازهای زنان و مردان)، جامعه شناسی، علم اخلاق (از حیث باز شناسی صفات اخلاقی زنانه و مردانه)، علم اقتصاد (از حیث سرشت اقتصادی متفاوت زن و مرد و تفاوت مسئولیت ها و حقوق)، جرم شناسی (از حیث تفاوت های زیستی، تفاوت جرم های مردانه و زنانه، تفاوت در روش احراز جرم، تفاوت در مجازات ها و...).

البته در فمینیسم و برخی گرایش های افراطی کلام و فلسفه جدید تلاش می شود که تفاوت های زیستی و طبیعی زن و مرد انکار شود، ولی با اثبات تفاوت­ حتی در جزئیات ساختارها و سیستم های بدنی و روحی زن و مرد، این جریان به تضعیف یا محدودنمایی تفاوت ها روی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه