انسان شناسی و مهدویت صفحه 166

صفحه 166

بنابراین از نگاه اسلام، برای رسیدن به غیب از معبر حواس، باید گرایش های فطری را شکوفا و متعالی کرد تا آدمی را از حس به غیب رهنمون کنند و آن گاه در سایه تعریف معبود غیبی، کنش های آدمی بر اساس غیب زیستی انجام شود و در نهایت انسان به توحید در رفتار برسد؛(1) توحیدی فراگیر که در نهایت، تعریف جامعی از هویت انسانی و رشد کامل او را به دنبال خواهد داشت.

4.2. رشد انسان­های کامل

در انسان شناسی های فلسفی و عرفانیِ غیردینی، رسیدن به مرتبه انسان کامل، فرایندی اکتسابی و دست یافتنی است؛ اگرچه ممکن است اکثر انسان ها به این مقام دست نیابند، اما در انسان شناسی شیعی، مرتبه انسان کامل، مرتبه ای تکوینی است که رسیدن به آن در اختیار و توان انسان های کمال جو نیست. (2)

انسان کامل، هدایت گر دیگر انسان هاست و چون این نقش می طلبد که هدایت گر و الگوی هدایت همانند دیگران باشد چرا که لازمه هدایت گری این است که بین هدایت گر و


1- «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ»؛ حمد(1)، 5.
2- نهایت مرتبه انسان در دیدگاه های غیرشیعی، رسیدن به مقام خداگونگی است. در عرفان اسلامی، انسان کامل، انسانی است که در فرایند رشد، در نهایت به مرتبه جامع اسما و صفات خداوندی برسد و روح و جان او چنان صیقل بیابد که وجه خدا را به تمام و کمال منعکس کند. در مکاتب و ادیان پیش از اسلام نیز خداگونگی انسان کامل مطرح بوده است. در متون اصلی یهودیت، اندیشه آفرینش انسان به صورت خدا، قابلیت خداگونه شدن انسان و نیل به کمال را القا می کند. با این حال، یهودیان حتی حضرت موسی علیه السلام را انسان کامل نمی دانند. در مسیحیت به رغم آن که عیسی علیه السلام به پیروانش گفت که مانند پدر آسمانی شان کامل شوند، اندیشه گناه اولیه انسان، سد راه کمال پذیری انسان تلقی می شود. درباره خود حضرت عیسی علیه السلام این خداگونگی نه در قالب تمثل، بلکه تجسد معنا پیدا می کند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه