انسان شناسی و مهدویت صفحه 179

صفحه 179

می کند. در طول تاریخ حتی کسانی که مدعی جبر محض بوده اند نیز در نهایت تلاش می کرده اند که به نوعی از رکود و سکون جبرِ خودساخته فرار کنند.

نمونه بارز اختیارگرایی در عین قائل بودن به جبر، ستمگرانی بوده اند که به نام عدالت و اخلاق و آزادی جنایت می کرده اند. همان طور که حُسن عدالت و قبح ظلم، امری فطری و مشترک است و اشتباه یا تحریف یا مغالطه تنها در مصادیق آن رخ می دهد، مسأله اختیار و آزادی آدمی نیز چنین است. یعنی انسان فطرتاً به اختیار خود (و لو اجمالاً) حکم می کند. البته برای تثبیت این بداهت و دفع اشکال جبرگرایان نیازمند اقامه برهان هستیم.(1)

3. نظریات موجود درباره جبر و اختیار و نسبت آن با مهدویت

اشاره

تاریخ نشان می دهد که تمامی ادیان و مذاهب و مکاتب یا جبرگرا بوده اند یا اختیارگرا؛ زیرا از نظر عقل، وقتی بین جبر و اختیار تصور تضاد منطقی وجود داشته باشد، به ناچار یا باید به سوی جبر رفت یا اختیار را پذیرفت. در ادامه با مدعیان و مبانی آن ها به صورت اجمال آشنا می شویم.

3.1. جبرگرایی

تقریباً در همه تاریخ، غلبه با مدعیان جبرگرایی بوده و منشأ جبرگرایی فرقه های دینی نیز غالباً کج فهمی در بحث توحید افعالی است. بدین معنا که چون قصد اثبات آفریدگاری را داشته­اند که فعال مایشاء است و قدرت و اراده اش فراگیر، ناچار می شده­اند در همه جا قدرت او را اثبات کنند و چون چنین می کردند آن را با اختیار آدمی قابل جمع نمی دیدند. بدین جهت خواسته یا ناخواسته سر از جبر در می آوردند.


1- انسان از دیدگاه اسلام، صص 110 تا 112.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه