هم شکلی
ناتورالیسم و رمانتیسیم
طبیعت، آرام بخش انسان
طبیعت گرا
تجانس
تائوئیسم و ذن
طبیعت، هویت ذاتی انسان
مالکیت
یهودیت
طبیعت، مقصد نهایی انسان
طبیعت خواه
بهره مندی و تکمیل و تعالی بخشی
اسلام
طبیعت، کانون پیدایش بدن آدمی، بستر هبوط و تعالی روح او، آیه و نشانه خداوند
طبیعتساز
در نگاه دینی، همه عوالم وجود برای آدمی آفریده شده و بدیهی است که در چنین شرایطی، قدرت تصرف طبیعت برای آدمی وجود دارد؛ زیرا هدف غایی از زندگی زمینی انسان ها رسیدن به بهشت ظهور بر روی زمین است و باید راه رسیدن به آن دست یافتنی باشد.
البته این نظریه با نظریه رایج سکولار تفاوت دارد؛ چرا که ماهیت تمدن ظهور، ترکیبی از کمال جسمانی و روحانی انسان است و راه رسیدن به آن هم با کمک طبیعت و عوالم ماوراء هموار خواهد شد. ولی در تمدن و علم سکولار، رویدادها، صرفاً رویکرد مادیِ ناقص و محدود دارند. یعنی در این نگرش، حتی تمام ابعاد وجودی و استعداد طبیعت نیز لحاظ نمی شوند و دامنه تأثیر گذاری انسان بر طبیعت، صرفاً در محدوده روابط علّی و معلولی فیزیکی است.
مثال روشن این مدعا، جراحی زیبایی است که ظاهر افراد را تغییر می دهد، ولی سلول های ژنتیک آن ها هم چنان ثابت و تغییر نیافته باقی می ماند. مثال دقیق تر آن، تغییر جنسیت است؛ چرا که در این مسأله، اگرچه هویت جنسیتی انسان تغییر می یابد، ولی این تصرف، در روح فرد و حتی در نظام کلی بدن اثر گذار نیست و بلکه باعث آشفتگی در شخص و شخصیت او شود.
ولی در نگرش دینی، اگرچه طبیعت در اختیار آدمی است و او توان تصرف و تسخیر آن را دارد، ولی گستره این تأثیر گذاری منحصر به قوانین علّی و معلولی مادی نیست. بلکه انسان می تواند با عمل صالح یا ناصالح خود نیز بر طبیعت اثرگذار باشد.(1) تصرف تک بعدی و سکولار
1- در نگاه دین، طبیعت دارای شعوری ناشناخته است که به وسیله آن، پروردگارش را می شناسد و از او اطاعت می کند. در قرآن، واژه «یسبّح» حداقل در پنج مورد و «یسجد» در سه مورد، بر تسبیح و سجود آسمان ها و زمین دلالت دارد. قرآن بارها به تسبیح خداوند از سوی طبیعت و سجده مظاهر گوناگون خلقت در برابر خدا اشاره کرده است.